ترجمه تحف العقول صفحه 3

سخن مترجم:

C ۱ MC}كتابى كه در اختيار خوانندهء محترم قرار دارد ترجمهء ساده و روانى از كتاب
نفيس و پرارزش«تحف العقول عن آل الرّسول عليهم السّلام»تأليف عالم ربّانى و محدّث
عالى مقام جهان تشيّع«أبو محمّد حسن بن على بن شعبه حرّانى»أعلى اللّه مقامه
الشّريف است.
اين مرد بزرگ از مفاخر علماى اماميّه و بسيار بزرگوار و جليل بوده و شخصيّت
او از كتاب ذيقيمتش آشكار و هويدا است،كتابى كه با حجم اندك حاوى مطالبى
بسيار سودمند از آداب،سنن،پند،حكمت،و نصايح و امثال آن از رسولخدا
و ائمّهء معصومين صلوات اللّه عليهم،و حضرات موسى،عيسى و لقمان عليهم السّلام
مى باشد.
شيوهء مؤلّف در كتاب اينگونه است كه ذيل عنوان هريك از ائمّهء معصومين عليهم السّلام
ابتدا خطبه يا كلامى از آن امام پيرامون توحيد و يكتاپرستى آغاز كرده سپس به
مواعظ يا نامه،و در آخر به كلمات قصار آن حضرت مى پردازد.
اين كتاب از زمان نگارش تا امروز پيوسته مورد وثوق علما و فقيهان شيعه و
محدّثين بوده،و وجود آن در هر كتابخانه موجب روشنائى و هدايت است.
ترجمهء اين كتاب ابتدا همراه با متن معرب به زيور طبع آراسته شد،و پس از آن
تصميم به ويرايش و تصحيح مجدّد آن نمودم،تا متن كتاب بصورت ترجمهء يكدست
طبع شود.
و نيز در عين اينكه سعى شده در ترجمهء متن،قداست كلام معصوم عليه السّلام
حفظ گردد،كاملا رعايت بازگرداندن مفاهيم جمله هاى عربى به پارسى بشود و همان
مفهومى كه جملهء عربى دارد عينا جملهء پارسى داشته باشد.و در عين حال سادگى و
عدم تكلّف در ألفاظ رعايت شد تا فهم و درك آن همگانى تر باشد.
براى عدم يكنواختى و سود افزونتر،در برخى از نقاط كتاب شرح حال مختصرى
از شخصيّتهائى كه نامشان در متن آمده در پاورقى ذكر شد تا خواننده را فراغى حاصل

ترجمه تحف العقول صفحه 4

آيد و ملال خاطرش با تفنّنى برطرف شود و مطالعهء كتاب را بزودى رها نسازد.
بارى در ترجمه اين كتاب همانگونه كه در طبع سابق توضيح دادم،سعى شد
تا حدّ امكان منبع و مأخذ آن و نيز بيانات شخصيتهايى چون محدّث حكيم فيض
كاشانى و علاّمهء مجلسى رحمهما اللّه و ديگر بزرگان شيعه مدّنظر قرار گيرد،كه گاه
در ترجمه داخل و گاه در زيرنويس درج گرديد.و نيز تحقيقات استاد بزرگوار جناب
آقاى غفّارى-للّه درّه-را همچون طبع سابق در زيرنويس كتاب آوردم تا همگان
از آن بهرمند گردند.
در خاتمه از خوانندهء بزرگوار تقاضا دارد همچون گذشته ما را از تذكّرات خود
بهرمند فرموده و آگاه نمايد.
بهراد جعفرى
زمستان ۸۰