(۲)
معاد از دیدگاه عقل و نقل

خلاقى، طاهره

كارشناسى ارشد فلسفه و كلام اسلامى
دانشگاه آزاد اسلامى تهران
استاد راهنما: دكتر بهشتى، احمد
استاد مشاور: دكتر نجفى افرا، مهدى
۱۳۷۸
۱۸۵

بحث معاد، از دیرباز فكر بشر را به خود مشغول داشته است. حتّى بشر اوّلیه نیز به نحوى از انحا، معتقد به زندگى پس از مرگ بوده است، هرچند اعتقادات او آمیخته به خرافات و موهوماتى بوده است، و این، نشان دهنده این مطلب است كه اعتقاد به معاد، ریشه در فطرت انسان‏ها داشته است.
این پایان‏نامه، كه مشتمل بر چهار فصل است، در صدد تحقیق و بررسى مسئله معاد از دیدگاه عقل و نقل است، و اثبات این‏كه بین استدلال قرآنى با استدلال قرآن، تفاوت بارزى وجود دارد. در استدلال قرآنى كه از نوع براهین نقلى است، اثبات یك مطلب از طریق تكیه بر حقّانیت قرآن و این‏كه قرآن در ضمن آیات خود، بدان مطلب اشاره دارد، صورت مى‏گیرد (مانند: اثبات تجرّد و بقاى نفس و روح با استفاده از آیات مربوط به توفّى نفوس) این نوع برهان، تنها براى معتقدان به حقّانیت قرآن قابل قبول است؛ امّا استدلال قرآن از نوع استدلال‏هاى عقلى است كه صرف نظر از گوینده آن، فى نفسه، روشن و مبین است و بر اساس موازین عقلى استوار است مثل استدلال‏هاى قرآن در زمینه معاد كه با توجّه به اصل توحید اقامه شده است). لذا براى تمام معتقدان به اصل توحید، قابل ارائه و پذیرش است.
نگارنده در فصل اوّل، مسئله روح و نفس را مورد تفحّص قرار داده است و این‏كه روح، به عنوان یك حقیقت مجرّد و مستقل، پس از مرگ آدمى باقى مى‏ماند و مرگ، پایان زندگى به معناى مطلق نیست، بلكه یك گام بزرگ به‏سوى اثبات وجود جهان پس از مرگ است. وى، ضمن طرح مسئله پیدایى روح و بقاى آن، به بررسى روح از نظر قرآن، تعریف روح به خدا، دیدگاه‏هاى مختلف درباره نفس و دلیل هر یك درباره حدوث و قِدَم روح پرداخته است. وى در این زمینه معتقد است كه اوّلین چیزى كه سبب توجّه انسان به مسئله روح شده، موضوع خواب و رؤیا بوده است. انسان چنین احساس مى‏كرد كه نیروى مرموزى در وجود او نهفته است كه به هنگام بیدارى، به شكلى، و در خواب، به شكل دیگرى، خودنمایى مى‏كند. او این نیروى مرموز را «روح» نامید.
نگارنده، در فصل دوم، بعد از بیان معناى معاد و ذكر اقوال و نظریات مختلف متكلّمان و فلاسفه در مورد اقسام معاد، به معاد جسمانى پرداخته و ادلّه عقلى اثبات معاد را بررسى كرده است. وى در این فصل، نخست، معانى معاد، واژه معاد در قرآن، عالم برزخ و خصوصیات آن، دیدگاه‏هاى مختلف در مورد معاد و ادلّه عقلى معاد را شرح داده، و سپس به بررسى دلایل قائلان به عدم وجود معاد و ردّ آنها پرداخته است.
در فصل سوم، درباره روح، تجرّد و بقاى نفس و نیز معاد از نظر آیات و روایات بحث شده است. در این فصل نیز پس از استشهاد به آیات قرآن، بر قطعیت برپایى قیامت كبرا، ماهیت مرگ و دلایل امكان و ضرورت معاد برشمرده شده است و سپس به تناسب بحث، اشاراتى به آیات و روایات درباره علائم برزخ، نفخ صور و فناى دنیا، اثبات حشر و كیفیت آن، تجرّد نفس، بقاى نفس و نامحدود بودن قدرت الهى شده است. در پایان این فصل نیز قول فلاسفه بر وجود معاد و بقاى نفس، مطرح شده است.
در فصل چهارم شبهات منكران معاد جسمانى و پاسخ آنها بررسى شده است. در این فصل، یازده شبهه مطرح شده و هر شبهه نقد و بررسى شده است. در ادامه نیز ردّ نظریه تناسخ و دلیل آن، توضیح داده شده است و در پایان نیز شبهات خواجه نصیرالدین طوسى در كتاب تجرید الاعتقاد در این موضوع توضیح داده شده است.