3
ترجمه و شرح اصول کافی

تربيت كرد ۲-چون پيغمبر،خدا را دوست داشت،خدا هم او را تربيت كرد ۳-خدا پيغمبرش را تربيت كرد
تا دوست او باشد ۴-خدا طريق محبتش را بپيغمبرش آموخت ۵-خدا در حالى كه پيغمبرش را دوست داشت
او را تربيت كرد.
۲-در باره خلق عظيم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كه خداى تعالى آن را ميستايد،مرحوم طبرسى
گويد:خلق آنست كه انسان خود را بر حفظ آداب وادار كند،و اين قوه مانند خلقت در وجود او پا
بر جا شده و مرحوم مجلسى گويد:مراد از خلق عظيم پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله اينست كه:علم و عمل بدرجه
كاملش در وجود آن حضرت گرد آمده بود.
۳-آيه شريفه ما آتاكُمُ الرّسُولُ فخُذُوهُ [۳۰-۳۳](۵۹:۷) ...در سياق آيات مربوط بفى ء و غنيمت در جنگ
است و راجع باموال منقول و غير منقول از طايفه بنى قريظه و بنى نضير از يهود است كه نصيب مسلمين شده بود
خداى تعالى در اين آيه شريفه بپيغمبر اكرم اختيار ميدهد و مسلمين را آگاه ميسازد كه در تقسيم و صرف اين
اموال بداورى آن حضرت رضا دهند و تسليم شوند،ولى از لحاظ عموم و شمول آيات شريفه قرآنى و هم از
نظر استشهاد امام عليه السلام در اين روايت معنى وسيعترى از آن استفاده مى شود و آن معنى اينست كه:پيغمبر
صلّى اللّه عليه و آله هر امرى بشما كرد و هر دستورى كه فرمود،بپذيريد و عمل كنيد،و از هر چه شما را نهى
كرد و بازداشت آن را ترك كنيد و باز ايستيد،زيرا امر و نهى او عين امر و نهى خداى تعالاست و او از پيش خود
چيزى نميگويد.لذا در آيه بعد كه امام عليه السلام بآن استشهاد ميكند ميفرمايد:«هر كس از رسول خدا صلّى اللّه
عليه و آله اطاعت كند،خدا را اطاعت كرده است»يعنى پيغمبر فقط نماينده و پيغام رسان و مأمور است،
و نيز بهمين جهت در آخر روايت فرمود:ما واسطه ميان شما و خداى عز و جل هستيم.
۴-راجع بتفويض و واگذارى امر دين بپيغمبر و امامان عليهم السلام كه مقصود اصلى اين حديث و
احاديث بعد است،علامه مجلسى(ره)توضيحى بيان كرده كه خلاصه اش اينست:تفويض بچند معنى استعمال مى شود:
الف-تفويض در امر آفرينش و روزى دادن مخلوق و زنده كردن و تربيت و ميراندن آنها،چنانچه جماعتى عقيده
دارند كه خداى تعالى ابتدا پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ساير اولياءاش را خلق كرد سپس خلقت و تربيت ساير
موجودات را باختيار ايشان گذاشت،پس آنها بيافرينند و روزى دهند و بميرانند و اين طايفه بنام غلات
(جمع غالى متجاوز از حد)يا مفوضه ناميده ميشوند.
شكى نيست كه اين عقيده كفر است و معتقدين بآن از زمره مسلمين خارجند مگر اينكه مقصودشان اين
باشد كه ائمه علت غائى ايجادند و خدا آنها را در آسمان و زمين و نسبت بهر چيز فرمانده و مطاع قرار داده و
حتى جمادات از ايشان فرمان برند و هر چه خواهند خدا انجام دهد ولى آنها جز آنچه خدا خواهد نخواهند،
اين عقيده درست است و اخبارى هم بر آن دلالت دارد.


ترجمه و شرح اصول کافی
2

جلد دوم

بِسْمِ اللّهِ الرّحْمنِ الرّحِيمِ

۱-

(۱)-ابو اسحاق نحوى گويد:بر امام صادق عليه السلام وارد شدم و شنيدم ميفرمود:خداى عز و جل
پيغمبرش را بمحبت خود تربيت كرد و سپس فرمود:«تو داراى خلق عظيمى هستى ۴ سوره ۶۸»و آنگاه باو واگذار
كرد و فرمود«هر چه را پيغمبر براى شما آورد بگيريد؛و از هر چه منعتان كند باز ايستيد-۷ سوره ۵۹»
و باز فرمود:«هر كس از رسول خدا اطاعت كند،خدا را اطاعت كرده است-۸۰ سوره ۴-»سپس امام
فرمود:پيغمبر خدا كار را بعلى واگذار كرد و او را امين شمرد،شما(شيعيان)تسليم شديد و آن مردم
(اهل سنت)انكار كردند،بخدا ما شما را دوست داريم كه هر گاه بگوئيم بگوئيد،و هر گاه سكوت كنيم،
سكوت كنيد،و ما واسطه ميان شما و خداى عز و جل هستيم،خدا براى هيچ كس در مخالفت امر ما خيرى
قرار نداده است.^}

ادامهء كتاب الحجة

واگذارى امر دين به پيغمبر و ائمه عليهم السلام

شرح

-در اينجا چند مطلب نياز بتوضيح دارد:
۱-جمله اول حديث از عبارات پر مغز عربى است،خصوصا باعتبار صدور آن از خاندان وحى،
و بطور خلاصه پنج معنى را متحمل است:۱-خداى عز و جل پيغمبرش را طورى كه ميخواست و دوست داشت

  • نام منبع :
    ترجمه و شرح اصول کافی
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 4)
تعداد بازدید : 18890
صفحه از 508
پرینت  ارسال به