3
آسمان و جهان

نوع نياز بدانست،^} (۱)-و بدان شكل و مزاج و ماده كه از عوارض بايست هر نوع
جانداريست كامل گردد،و هر كدام از سه تاى نخست بديگرى وابسته و نيازمند است
زيرا اگر كبد نبود كه غذا سازد و باعضاء ديگر پردازد همه نابود ميشدند
و اگر گرمى دل بدان نمى رسيد اثر نداشت و اگر مغز بوسيله شرائين گرم نميشد و
كبد بوسيله رگهاى بالا غذا بدان نميداد.طبعش كه مايه كار او است نميزيست،
و اگر مغز ماهيچه سينه را نميجنبانيد،دم زدن نبود،و هوا بدل نميرسيد كه حرارت
غريزى تن،از آن برخيزد،ولى رئيس مطلق همان دل است كه نخست پديده تن
جاندار است و سرچشمه روح كه وسيله حس و حركت است در مغز و از آن باندام
ديگر برآيد و جانى كه مبدأ خوراك گرفتن و نمو است بكبد رسيد،و از آن باندام
ديگر خزد، فتبارك اللّهُ أحْسنُ الْخالِقِين [۱۸-۲۱](۲۳:۱۴) .
سپس بدان كه استخوانها چند نوعند،دراز،كوتاه،پهن،باريك،تو پر و
تو خالى كه هر كدام مصلحتى دارند،و برخى پايه و بنياد تنند،برخى سپر و نگهدار
آن،برخى ساز و برگ دفاع برخى در ميان بندها جاى دارند و برخى پيوند
ماهيچه ها هستند كه بدان نياز دارند.
و رويهم همه استخوانها ستون و پايه تنند و از اين رو سخت آفريده شدند
و آنچه جز اين سودى ندارد تو پر است گر چه سوراخ و روزنه لازم را دارد و آنچه
ابزار حركت است يكپارچه و ميان تهى است تا نياز بايستگاه خوراك نداشته باشد
و سست شود،بلكه جرمش سخت و غذايش مخ است كه درون آنست سود تهى
بودنش سبكى است و يكپارچه بودنش نشكنى و مغز درونش براى اينست كه هميشه
تر و روغنى باشد و خشك نشود تا بر اثر جنبش سخت بشكند و چون ميان پر باشد
و آنجا محكمتر باشد تهيگاهش اندك است،و آنجا كه بايد بيشتر سبك
باشد بيشتر است،برخى استخوانها نرمند و نفوذ پذير تا بو كش باشند مانند
استخوانهاى زير مخ.
استخوانهاى سراسر تن بهم پيوند و ميان تيكه هاى آن فاصله چندانى نيست و


آسمان و جهان
2

جلد ششم

بنام خداوند بخشنده مهربان

باب چهل و هشتم:
در تشريح بدن نزد حكماء و اطباء،و در آن چند فصل است

فصل اول ۱-در بيان اعضاء بنيادى تن

ادامهء ابواب آدمى،روح،بدن،اجزاء بدن،قواى روح و تن،احوال روح و تن

(۱)

(۲)-گفتند:،خداى سبحان اندام جاندار را براى حكمت و صلاح گوناگون آفريده
از:استخوان،پى،ماهيچه،اوتار،رباطات،رگ،پرده ها و پوست،گوشت،
پيه،رطوبت،و غضروف كه نرمه استخوانست و اينها تيكه هاى ساده تنند.
و از هر كدام اندامى براى زيست تن آفريد و بهم وابسته چون كاسه سر،
مغز،دو آرواره،چشم،گوش،بينى،دندان،زبان،حلق،گردن،مهره هاى پشت
مخ حرام ميان آنها،دنده،و استخوان،سينه،گلوگاه،بازو،ساعد،بند دست،
استخوانهاى كف،انگشتان،ناخن،سينه،شش،دل،روده سرخه،معده،
پستان،زهدان.زهار،ران،ساق،قدم،پاشنه،و كعب و جز آن.
چهار از آنها رئيسند و شريف،مغز،دل،كبد،و تخمها،زيرا يكم
سرچشمه حس و جنبش است،و در دوم نيروى زندگى و در سوم نيروى خوراك و
هر سه براى شخص بايستند،و در چهارم نيروى زايش و نژاد است كه براى ماندن

  • نام منبع :
    آسمان و جهان
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 11)
تعداد بازدید : 19912
صفحه از 280
پرینت  ارسال به