4629
تاریخ طبری

(۱) چون مروان از كشته شدن عثمان خبر يافت، از حران حركت كرد، در اثناى راه
در جايى فرود آمده بود و پرسيد:«نام اين منزل چيست؟»
گفتند:«بلوى.»
گفت:«نه،علوى [۱] است و بشرى.»
گويد:پس از آن به رأس العين رفت،پس از آن به موصل رسيد و بر كنار
دجله فرود آمد و خندقى بكند، ابو عون سوى او رفت و بر كنار زاب فرود آمد، ابو سلمه،
عيينة بن موسى، و منهال بن قيان و اسحاق بن طلحه را سوى ابو عون فرستاد، هر كدام
با سه هزار كس،و چون ابو العباس بيامد سلمة بن سلمة بن محمد را فرستاد با دو
هزار كس، و عبد الله طايى را با هزار و پانصد كس، و عبد الحميد بن ربعى طايى را نيز با
دو هزار كس و داس بن نضله را با پانصد كس.
گويد:پس از آن ابو العباس گفت:« از مردم خاندان من كى به مقابلهء مروان مى رود؟»
عبد الله بن على گفت:«من.»
گفت:«به بركت خداى روان شو.»
گويد:عبد الله بن على روان شد و پيش ابو عون رسيد، ابو عون سرا پردهء
خويش را براى وى خالى كرد و هر چه را آنجا بود براى وى واگذاشت عبد الله بن-
على، حياش حبيب طايى را بر نگهبانان خويش گماشت نصير بن محتفز را نيز بر
كشيكبانان خويش گماشت.
گويد:ابو العباس موسى بن كعب را با سى كس بر اسبان بريد،سوى عبد الله
ابن على فرستاد و چون دو روز از جمادى الاخر سال صد و سى و دوم برفت عبد الله بن-
على سراغ گدارى گرفت كه گدارى را در زاب بدو نمودند پس به عيينة بن موسى
بگفت كه با پنجهزار كس عبور كرد و به اردوگاه مروان رسيد و با آنها نبرد كرد تا شب
در آمد و آتش براى آنها بالا بردند كه از همديگر جدا شدند. عيينه بازگشت و از
([۱] از علو به معنى بالا، كه از كلمه بلوى فال بد زده بود.م.)


تاریخ طبری
4628

(۱) سپس داود بن على سخن كرد، وى بر منبر سه پله پايين تر از ابو العباس بود،
حمد خدا گفت و ثناى او كرد و بر پيمبر صلى الله عليه و سلم صلوات گفت، آنگاه
گفت:«اى مردم، به خدا ما بين شما و پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم خليفه اى جز على
ابن ابى طالب و امير مؤمنان، همينكه پشت سر من است، نبوده.»
گويد:آنگاه فرود آمدند، ابو العباس برون شد و در حمام اعين اردو زد، در
اردوگاه ابو سلمه كه با وى و در جاى وى بود و پرده اى ميانشان بود،در آن وقت حاجب
ابو العباس عبد الله بن بسام بود، عموى خود داود بن على را بر كوفه و سرزمين آن
گماشت، عبد الله بن على عموى ديگر خويش را سوى ابو عون بن يزيد فرستاد،
برادرزادهء خويش عيسى بن موسى را سوى حسن بن قحطبه فرستاد كه ابن هبيره را
در واسط در محاصره داشت، يحيى برادرزادهء عباس را نيز سوى حميد بن
قحطبه فرستاد كه در مدائن بود، ابو اليقظان نوادهء عمار بن ياسر را سوى
بسام بن ابراهيم فرستاد كه در اهواز بود، سلمة بن عمرو را نيز سوى مالك بن طريف
فرستاد.
گويد:ابو العباس چند ماه در اردوگاه ببود،آنگاه حركت كرد و در مدينة-
الهاشميه كه در قصر كوفه بود، جاى گرفت، پيش از آن با ابو سلمه سر گران شده بود
و اين عيان شده بود.
در اين سال مروان بن محمد بر ساحل زاب هزيمت شد.

سخن از خبر نبرد زاب كه با مروان
ابن محمد بود و سبب چگونگى آن

ابو صالح مروزى گويد:قحطبه، ابو عون، عبد الملك بن يزيد ازدى را از
نهاوند به شهرزور فرستاد كه عثمان بن سفيان را بكشت، و در ناحيهء[۱] موصل ببود، و
([۱] كلمهء متن.)

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 15657
صفحه از 5055
پرینت  ارسال به