3
آسمان و جهان ـ مقدمه ج 1

بازهم همه اينها گوشه ايست از آفرينش و توشه اى درخور آدمى ناتوان كه
خواهد بار خود را بدوش كشد و تا فرسنگها ببرد.
در هر ذره خورشيدى در ميانست و در هر كالبد جانى روان.
پس هرچه گفتند و گويند و جستند و جويند بازهم چيزى گفته نشده و گوهر
هستى سفته نگرديده،و براى رسيدن بدانش و دريافت بينش زمينه هاى فراوان هست
براى جستجو از هركجا و هرچه و گفتگو با هركس و از هرچه،اين خود يك نادانى است
كه بر جان بيشتر آدميان چيره شده كه دانستن بس است و بايد پايان پذيرد و از هركس
نبايد سخن شنيد و هر كتابى را نبايد خواند،آرى كاوش كه چراغ راهنماى آدميانست
و آنانرا امروزه تا ژرفناى درياها و اندك پويشى از فراز بالا رسانده و بر توده مردهء كره ماه
برنشانده از همه چيز و همه جا فراهم شده است.
در ميان ملياردها نگاه يك نگاه گيرنده و ژرف نگر پيدا شد كه از افتادن سيبى
از درخت بدنبال نيروى جاذبه رهسپار گرديد و با انديشه پرخرخش و خستگى ناپذير
نيروى كشش كره زمين را دريافت و آنرا تا ژرفناى فراز بالا كشاند و خورشيد را بر تخت
منظومه جهان كوچك آدمى برنشاند و هفت تا نه و ده و هرچه بيشتر اختران چشم رس
فضا را پاى گردان اين اختر تابان و روزافروز جهان دريافت.
و ديگرى از انديشه در جنبش در يك قورى جوشان بژرفناى نيروى بخار سفر
كرد و جهان پرجنبش بخار را بدرآورد و هزارها قطار برگرده زمين براه انداخت
و هزارها كشتى بر دوش درياهاى پهناور و سهمگين و بدنبال آنها انديشمندان بتكاپو
افتادند و نيروى الكتريسته و برق و اتم را كاويدند و جستند و چهره زندگانى
آدميان را دگرگون كردند.

مؤلف كتاب بحار الانوار

يكى از كاوشگران تاريخ دانش كهن و جويندگان گوهر سخن و كيش انديشان
دورانديش دانشمند بزرگ اسلام و نگارش گر سنن و آداب و فرهنگ شيعه اماميه
و طريقه حقه جعفريه استاد بزرگوار علامه نامدار ملا محمّد باقر فرزند ارجمند ملا محمّد تقى


آسمان و جهان ـ مقدمه ج 1
2

C ۱ MC}

مقدمهء مترجم:

بنام خدا

نيم نگاهى به عالم هستى

قُلْ لوْ كان الْبحْرُ مِداداً لِكلِماتِ ربِّي لنفِد الْبحْرُ قبْل أنْ تنْفد كلِماتُ ربِّي
و لوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مدداً.[۱-۱۹](۱۸:۱۰۹)
بگو اگر دريا مركب نگارش گفته هاى پروردگارم باشند آنها را بس نباشد
گرچه مانند آن را هم بكمك آوريم،۱۰۹-الكهف.
در فراز بالا كه زير پا و همه سو كشيده است ژرفى است بى پايان و پهنائى كه كرانه اش
را كس درنيابد،در هر گوشه اش هزاران هزار اختر خاموش و يا فروزان و پرجوشند
كه هركدام توده ايست شگرف از مايهء هستى كه گرد هم برآمدند و مانند كودكان وك
زده بآغوش هم فرورفته و بهم چسبيده اند.
هر توده را ملياردها تيكه و هر تيكه را ملياردها اتم پيوست همدگرند،اين
نيروئى است كه هر ديده دريابد و هر مغز بخود گيرد،نيروئى روشن و چشمگير و
همه را در درون جانى و در كالبد روانيست و ويژه گيها دارند كه انديشمندان جهان
درگذشت دراز زمان فهميده كه يا در يادند و يا فهميده و بر باد فراموشى رفته و پراكنده
شده يكى از هزار و اندكى از خروارش را دانستند و دانش خود را فشردند و شيره آنرا
بخامه كشيده و در مليونها برگ بيادگارى نهادند و بدست آيندگان خود سپردند،
و بسيارى از آن از دست رفته؛اكنون اگر آمارى گرفته شود از آنچه نگارش شده
و بتوان هر واژه و گفته را بدست آورد و بشمار گرفت بايد گفت كه آنرا آب دريا بس
نباشد تا تر كنى سر انگشت و صفحه بشمارى.

  • نام منبع :
    آسمان و جهان ـ مقدمه ج 1
    موضوع :
    امامیه اثنا عشریه (قرن 11)
تعداد بازدید : 1868
صفحه از 11
پرینت  ارسال به