11
تاریخ طبری

(۱) اجتماعشان محال باشد و به يقين معلوم باشد كه يكى را پيش از ديگرى بايد بود
و چون يكى پيش آيد بى گفتگو ديگرى پس از آن آيدو اين دليل روشن است كه
هر دو حادث باشد و مخلوق خالق.
و دليل ديگر بر حدوث شب و روز آنكه هر روزى پس از روز ديگر باشد
كه از آن پيش بوده است و پيش از روز ديگر باشد كه پس از آن آيد و معلوم
است كه هر چه نبوده و بود شود حادث و مخلوق باشد و خالقى دارد و پديد
آرنده اى.
دليل ديگر آنكه روزها و شبها معدود باشد و هر چه معدود باشد يا جفت باشد
يا طاق،اگر جفت باشد آغاز آن از دو باشد،پس آغاز دارد.و اگر طاق باشد آغاز
آن يك باشد،پس آغاز دارد و هر چه را آغاز هست به ناچار آغازنده اى دارد كه
خالق آنست.

سخن در اينكه آيا خالق پيش از خلقت
زمان و شب و روز خلق ديگرى آفريده بود؟

گفتيم كه زمان ساعتهاى شب و روز است و ساعتها عبور آفتاب و ماه در
مراحل فلك است.ابن عباس گويد كه يهودان پيمبر را از خلقت آسمانها و زمين
پرسيدند و فرمود:«خدا زمين را به روز يكشنبه و دوشنبه آفريد و كوهها را با فوايد
آن روز سه شنبه آفريد و آب و درخت و شهرها و معموره و ويران را به روز چهار
شنبه آفريد و اين چهار روز است كه فرمود:« أ إِنّكُمْ لتكْفُرُون بِالّذِي خلق الْأرْض
فِي يوْميْنِ و تجْعلُون لهُ أنْداداً ذلِك ربُّ الْعالمِين.`و جعل فِيها رواسِي مِنْ فوْقِها و بارك
فِيها و قدّر فِيها أقْواتها فِي أرْبعةِ أيّامٍ سواءً لِلسّائِلِين [۲-۳۴](۴۱:۹-۱۰) [۱] يعنى بگو چرا شما به آنكه زمين را
به دو روز آفريد كافر مى شويد و براى او همتا مى نهيد اين پروردگار جهانيانست.
و به چهار روز روى زمين لنگرها پديد كرد و در آن بركت نهاد و خوردنيهاى آن
([۱] سوره ۴۱ آيات ۹ و ۱۰)


تاریخ طبری
10

(۱) گفتار خويش را در اين باب بياريم.

سخن در دلايل حدوث
وقت و زمان و شب و روز

از پيش گفتيم كه زمان نام ساعتهاى شب و روز مقدار سير آفتاب و ماه
در فلك است چنانكه خداى عز و جل فرمود:
« و آيةٌ لهُمُ اللّيْلُ نسْلخُ مِنْهُ النّهار فإِذا هُمْ مُظْلِمُون.`و الشّمْسُ تجْرِي لِمُسْتقرٍّ لها
ذلِك تقْدِيرُ الْعزِيزِ الْعلِيمِ،`و الْقمر قدّرْناهُ منازِل حتّى عاد كالْعُرْجُونِ الْقدِيمِ.`لا الشّمْسُ
ينْبغِي لها أنْ تُدْرِك الْقمر و لا اللّيْلُ سابِقُ النّهارِ و كُلٌّ فِي فلكٍ يسْبحُون [۱-۴۴](۳۶:۳۷-۴۰) [۱] يعنى شب نيز
براى ايشان عبرتى است كه روز را از آن مى كنيم و آن وقت به تاريكى مى روند.و
خورشيد كه به قرارگاه خويش روانست،اين نظم خداى نيرومند تواناست.و ماه را
منزلها معين كرده ايم تا چون شاخهء لاغر خشك شود.نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد
و نه شب از روز پيشى گيرد و هر كدام در فلكى شنا مى كنند».
وقتى زمان ساعتهاى شب و روز باشد و ساعات شب و روز عبور خورشيد
و ماه در مراحل فلك باشد مسلم است كه زمان حادث است و شب و روز نيز حادث
است و پديدآرندهء آن خداى عز و جل است كه همه خلق خويش پديد آورد چنانكه
او جل جلاله فرمود:
« و هُو الّذِي خلق اللّيْل و النّهار و الشّمْس و الْقمر كُلٌّ فِي فلكٍ يسْبحُون [۱-۱۵](۲۱:۳۳) [۲] يعنى
اوست كه شب و روز را آفريد با خورشيد و ماه كه هر يك در فلكى شناورند.»
و هر كه بداند كه حدوث آن از خلقت خداى باشد،اختلاف احوال شب و
روز بر او نا معلوم نماند كه يكى پيوسته به تاريكى و سياهى بر خلق نمايان شود و
ديگرى با نور و روشنى و محو سياهى شب بيايد كه روز باشد و چون چنين باشد،
([۱]سورهء ۳۶:آيهء ۳۷-۴۰)([۲]سورهء ۲۱ آيهء ۳۳)

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 29495
صفحه از 365
پرینت  ارسال به