109
تاریخ طبری

(۱) به زنى گرفت و يك مرد و زن آورد،خنوخ پسر قين و عدن دختر قين،خنوخ پسر
قين عدن دختر قين و خواهر خويش را به زنى گرفت و سه مرد و يك زن آورد:
يمرد پسر خنوخ و محويل پسر خنوخ و انوشيل پسر خنوخ و موليث دختر خنوخ.
و انوشيل پسر خنوخ موليث دختر خنوخ را به زنى گرفت و پسرى آورد كه لامك
نام داشت و لامك دو زن گرفت كه يكى عدا و ديگرى صلا نام داشت و از عدا
تولين پسر لامك را آورد كه اول كس بود كه در خيمه مقيم شد و مال اندوخت و هم
از عدا تو بيش را آورد كه اول كس بود كه ونج و سنج زد و پسرى آورد كه
توبلقين نام داشت و اول كس بود كه مس و آهن به دست آورد و فرزندانشان
جباران و فرعونان بودند و پيكرشان بزرگ بود و چنانكه پنداشته اند قامت هر
كدامشان سى ذراع بود.گويد آنگاه اولاد قين منقرض شدند و كس از آنها نماند
و نسلشان ببريد،مگر شيث پسر آدم كه تا كنون نسل و نسب مردم از اوست نه آدم،
كه ابو البشر اوست و نسل آدم به واسطهء او مانده و از برادرانش كس نمانده است.
اهل تورات گويند كه قين اشوت را به زنى گرفت و خنوخ را آورد و
خنوخ عيرد را آورد و عيرد محويل را آورد و محويل ابو شيل را آورد و ابو شيل
لامك را آورد و لامك عدا و صلا را به زنى گرفت و آنها كسانى را كه گفتيم
بياوردند و خدا بهتر داند و ابن اسحاق از كار قابيل و اعقاب وى جز آنكه گفتيم
چيزى نياورده است.
ولى،يكى از اهل معرفت تورات گفته است كه آن كس از فرزندان قايين
كه ملاهى گرفت مردى به نام توبال بود كه در ايام مهلائيل پسر قينان مزمار و طبل
و عود و تنبور و چنگ گرفت و فرزندان قايين در لهو فرو رفتند و خبرشان به
فرزندان شيث رسيد كه در كوهستان بودند و يكصد مرد از آنها بخلاف سفارش
پدران خويش آهنگ فرزندان قين كردند و خبر به يرد رسيد و اندرزشان داد و
منعشان كرد اما سر سخت تر شدند و پيش فرزندان قايين رفتند و دلبستهء كار آنها شدند


تاریخ طبری
108

(۱) از ابن عباس روايت كرده اند كه انوش به جز قينان،فرزندان بسيار داشت،
ولى به قينان وصيت كرد،قينان مهلائيل را داشت با فرزندان ديگر ولى به مهلائيل
وصيت كرد و مهلائيل يرد را داشت با فرزندان ديگر و به يرد وصيت كرد.برد،
خنوخ را داشت كه ادريس پيمبر بود با فرزندان ديگر و به خنوخ وصيت كرد.
خنوخ متوشلخ را داشت با فرزندان ديگر و به متوشلخ وصيت كرد.
چنانكه اهل كتاب گويند در تورات آمده كه هنگام تولد مهلائيل آدم
سيصد و نود و پنج ساله و قينان هفتاد ساله بود و مهلائيل پسر قينان شصت و پنج
ساله بود كه به گفتهء ابن اسحاق سمعن خالهء خود و دختر براكيل پسر محويل پسر
خنوخ پسر قين،پسر آدم را به زنى گرفت و يرد پسر مهلائيل را آورد و مهلائيل
پس از تولد يرد سيصد و سى سال بزيست و پسران و دختران آورد و همه عمر مهلائيل
هشتصد و نود و پنج سال بود.
ولى در تورات هست كه وقتى كه يرد پسر مهلائيل متولد شد چهار صد و شصت
سال از عمر آدم گذشته بود و يرد بر روش پدر بود اما به دوران وى حادثه ها بود.

سخن در حادثه ها كه
در ايام فرزندان آدم
از شيث تا يرد بود

گويند كه وقتى قابيل هابيل را بكشت و از پدر سوى يمن گريخت،ابليس
پيش وى آمد و گفت:«قربان هابيل از آن روز پذيرفته شد كه وى خدمتگزار و پرستشگر
آتش بود،تو نيز آتشى بپا كن كه خاص تو و اعقاب تو باشد.»او نيز آتشكده اى بساخت
و نخستين كسى بود كه آتش به پا كرد و پرستيد.
از ابن اسحق روايت كرده اند كه قين خواهر خويش آشورت دختر آدم را

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 29396
صفحه از 365
پرینت  ارسال به