137
تاریخ طبری

(۱) از شعبى روايت كرده اند كه نام وى قرشت بود و خدا آنرا اجدهاق كرد.

روايت شعبى
در اين باب:

روايت قاسم بن سلمان از شعبى چنين است:ابجد و هوز و حطى و كلمن و
سعفص و قرشت پادشاهان جبار بودند و روزى قرشت انديشه كرد و گفت:«تقديس
خداى را كه بهترين آفريدگاران است،و خدا وى را اجدهاق كرد و او هفت سر داشت
و همانست كه به دنباوند است و به پندار همه اهل خبر از عرب و عجم وى پادشاهى
همه اقاليم داشت و مردى جادوگر و بدكار بود.
از هشام بن محمد نيز آورده اند كه ضحاك از پس جم چنانكه گفته اند و خدا
بهتر داند يك هزار سال پادشاهى كرد و در سواد عراق به دهكده اى نرس نام در حدود
راه كوفه مقر داشت و پادشاهى همه روى زمين داشت و مردى ستمكار و جبار بود
و دست به كشتن گشود و نخستين كس بود كه رسم آويختن و سر بريدن نهاد و نخستين
كس بود كه ده يك گرفت و درهم سكه زد و نخستين كس بود كه آواز خواند و
براى وى آواز خواندند.
گويد:و گفته اند كه دو پاره گوشت از شانهء وى در آمد كه او را همى زد و
سخت دردناك بود تا مغز انسان بر آن نهند و به همين سبب هر روز دو كس را ميكشت
و مغزشان را بر دو پاره گوشت خود مى نهاد و درد آن آرام مى شد و مردى از بابل
بر او خروج كرد و پرچم بست و مردم بسيار بر او فراهم آمد و چون ضحاك بدانست
بيمناك شد و كس فرستاد كه كار تو چيست و چه مى خواهى؟
و او پاسخ داد:«مگر نپندارى كه پادشاه جهانى و جهان مال تو است؟»
و او گفت:«چرا.»
گفت:«پس زحمت تو بر جهان باشد نه بر ما تنها،ولى تو از همهء مردم جهان


تاریخ طبری
136

(۱) منظور دارد كه گويد:
آنچه او داشت فرعون و هامان و قارون نداشت.»
«به قدرت چون ضحاك بود.»
«اما تو فريدونى.»
و هم اوست كه حسن بن هانى،ابو نواس،به دعوى اينكه از قوم وى بوده
است تفاخر كند و گويد:
«ضحاك،كه شيطان و جن در مسيرهاى خود»
«پرستش او مى كردند از ما بود»اهل يمن دعوى انتساب او دارند.
از هشام كلبى روايت كرده اند كه دربارهء ضحاك گويد:«عجم دعوى انتساب
ضحاك دارد و پندارد كه جم خواهر خويش را به يكى از اشراف خاندان داد و او
را پادشاه يمن كرد و ضحاك از او تولد يافث.»
و مردم يمن نيز دعوى انتساب وى دارند و پندارند كه وى از مردم آنجا بود
و ضحاك پسر علوان پسر عبيد پسر عويج بود و سنان،برادر خويش را پادشاه مصر
كرد كه سر دودمان فرعونيان بود و هنگامى كه ابراهيم خليل الرحمان عليه السلام
به مصر رفت،پادشاهى آنجا داشت.
ولى پارسيان نسب اژدهاق را خلاف آن دانند كه هشام از اهل يمن آورده
است و گويند كه وى بيوراسب پسر ارونداسب پسر زينكا و پسر ويروشك پسر تاز پسر
فرواك پسر سيامك پسر مشى پسر كيومرث بود.و بعضى شان نسب او را به كيومرث برند
اما نام پدران وى را جور ديگر آرند و گويند ضحاك پسر اندراسب پسر ريحدار
پسر ويدريسنگ پسر تاج پسر فرياك پسر ساهمك پسر ماذى پسر كيومرث بود.
به پندار گبران،تاج،نياى ضحاك پدر عربان بوده است و گفته اند كه مادر
ضحاك و دك دختر ويونگهان بود و پدر خويش را بكشت تا مقرب شياطين شود
و بيشتر به بابل مقيم بود و دو پسر داشت:يكى به نام سر بقوار و ديگرى بقوار

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 29516
صفحه از 365
پرینت  ارسال به