155
تاریخ طبری

(۱) گويند وقتى طوج و سلم بدانستند كه پدرشان ايرج را بر آنها برترى داده
است به دشمنى او برخاستند و كار دشمنى بالا گرفت تا طوج و سلم بر ايرج تاختند و
به كمك همديگر او را بكشتند و طوج كمندى بينداخت و او را خفه كرد،بدين سبب
تركان كمند انداز شدند.
ايرج دو پسر داشت به نام وندان و اسطونه و دخترى به نام خوزك و به قولى
خوشك و سلم و طوج دو پسر را با پدر بكشتند و دختر بماند.
گويند:روزى كه افريذون به ضحاك دست يافت،روز مهر ماه بود و
مردم اين روز را عيد گرفتند كه محنت ضحاك از ميان برخاسته بود و آنرا مهرگان
نام كردند.
گويند:افريذون جبارى دادگر بود،قامت وى نه نيزه بود و هر نيزه به اندازهء
كشيدگى دو دست بود،پهناى كمرش سه نيزه بود و پهناى سينه اش چهار نيزه بود
باقيماندهء نمروديان و نبطيان را در سواد عراق دنبال كرد و سرانشان را بكشت و
آثارشان را نابود كرد و مدت پادشاهيش پانصد سال بود.

سخن از حوادثى كه از نوح
تا ابراهيم خليل الرحمان
عليهما السلام،بود

از پيش گفتيم كه كار نوح و فرزندانش چگونه بود كه زمين را پس از وى
تقسيم كردند و مقر هر گروه كجا بود،و دو گروه از بنى ارم بن سام بن نوح پس از
نوح طغيان كردند:يكى از اعقاب عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح كه عاد قديم بودند
و ديگر ثمود بن جاثر بن ارم بن سام بن نوح كه همگى عربان عاربه بودند.


تاریخ طبری
154

(۱) عجمان پارسى گويند كه افريذون مردى تنومند و نكو روى و شكوهمند و مجرب
بود و بيشتر جنگ وى با گرز بود و سر گرز وى چون سر گاو بود.
و پادشاهى ايرج بر عراق و اطراف در ايام وى بود و روزگار ايرج را با
شاهى فريدون آميخته بود و او پادشاهى همه اقاليم داشت و در ممالك بگشت و
چون به تخت نشست گفت:«به يارى و كمك خدا،ضحاك را مغلوب و شيطان و يارانش
را منكوب كرديم»،آنگاه مردم را اندرز داد و به انصاف و داد و نكو كارى و شكر گزارى
ترغيب كرد و هفت كوهيار نهاد يعنى سرپرست كوهستان و دنباوند و جاهاى ديگر را
به ترتيبى همانند تمليك به آنها سپرد.
گويند و چون بر ضحاك دست يافت ضحاك بدو گفت:«مرا به انتقام جدت
جم مكش.»
و افريذون گفت:«سخت بالا گرفته اى و خويشتن را بزرگ پنداشته اى كه چنين
طمع ميدارى»و بدو ياد آورى كرد كه جدش بزرگتر از آن بود كه همسنگ ضحاك
باشد و گفت كه او را در مقابل گاوى كه در خانه جدش بوده است مى كشد.
گويند افريذون نخستين كس بود كه فيل،اهلى كرد و بر فيل نشست و استر كشيد
و مرغابى و كبوتر نگهداشت و ترياق داشت.وى با دشمنان پيكار كرد و تار و مارشان
كرد و زمين را بر سه پسر خود طوج و سلم و ايرج تقسيم كرد و قلمرو ترك و خزر و چين
را كه چين بغا نام يافت به طوج داد و همه نواحى مجاور را بدان پيوست و روم
و سقلاب و برجان و نواحى مجاور را به سلم پسر دوم داد و قسمت ميانه و آباد زمين
را كه اقليم بابل است و آنرا خنارث گفتند با هند و سند و حجاز و جاهاى ديگر به
ايرج داد كه برادر كوچكتر بود و او را بيشتر از همه دوست داشت و بدين سبب
اقليم بابل ايرانشهر نام گرفت و هم به سبب اقليم بابل ميان فرزندان افريذون و
اعقابشان دشمنى افتاد و شاهان خنارث و ترك و روم به جنگ و خونخواهى و ميراث جوئى
برخاستند.

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 29546
صفحه از 365
پرینت  ارسال به