173
تاریخ طبری

(۱) و او را ستمگر گفتند و پنداشته اند كه پادشاهى وى به مشرقها و مغربهاى زمين گسترده
بود و به بابل مقر داشت،و شاهى وى و قومش به مشرق پيش از پادشاهى پارسيان پا
گرفت و گفته اند پادشاهى جهان و همه مردم زمين بر سه كس راست شد:نمرود پسر
ارغوا و ذو القرنين و سليمان پسر داود.
بعضيها گفته اند:نمرود همان ضحاك بود.
هشام بن محمد گويد:شنيده ايم و خدا بهتر داند كه ضحاك نمرود بود و
ابراهيم خليل الرحمان به دوران وى زاده بود و همو بود كه خواست ابراهيم را
بسوزاند.
از ابن مسعود و جمعى از ياران پيمبر صلى الله عليه و سلم آورده اند كه
نخستين كس كه پادشاهى شرق و غرب زمين داشت نمرود پسر كنعان پسر كوش پسر
سام پسر نوح بود و شاهانى كه همه ملك زمين داشتند چهار تن بودند:نمرود و
سليمان پسر داود و ذو القرنين و بخت نصر كه دو تن مؤمن و دو ديگر كافر بودند.
از ابن اسحاق روايت كرده اند كه خدا عز و جل اراده فرمود ابراهيم را حجت
قوم وى و پيمبر بندگان خويش كند و ميان نوح و ابراهيم از پس نوح عليه السلام
به جز هود و صالح پيمبرى نيامده بود و چون زمان ابراهيم نزديك شد و خدا ارادهء
خويش آشكار كردن خواست،گروهى از منجمان پيش نمرود شدند و گفتند:«بدان
كه ما در علم خويش چنين مى يابيم كه در ماه فلان از سال فلان پسرى در اين دهكده
متولد شود ابراهيم نام كه از دين شما ببرد و بتان بشكند.»
و چون سال موصوف بيامد نمرود كس فرستاد و همه زنان آبستن دهكده را
بياورد و به زندان كرد به جز مادر ابراهيم عليه السلام و زن آزر كه آبستنى وى ندانست
كه زنى جوان بود و آبستنى خويش ندانسته بود،و هر پسرى كه در آن ماه و آن
سال كه منجمان گفته بودند،از مادر بزاد به فرمان نمرود كشته شد.و چون مادر
ابراهيم را درد زادن گرفت شب به غارى نزديك رفت و ابراهيم عليه السلام را آنجا


تاریخ طبری
172

(۱) تا مخالف گفتار ما بداند كه شهرت حكايتشان در عرب تا كجاست.
بعضى اهل خبر پنداشته اند كه صالح عليه السلام به مكه در گذشت و به هنگام
مرگ هشتاد و پنج ساله بود و بيست سال ميان قوم خود به سر كرده بود.
ابو جعفر گويد:اكنون به سخن از ابراهيم خليل الرحمان عليه السلام باز
گرديم و چون از تاريخ پدران ميان نوح و آدم و تاريخ آن روزگارها سخن كرديم
از شاهان عجم كه به روزگار وى بوده اند ياد كنيم.

سخن از ابراهيم
خليل الرحمان ع

وى ابراهيم،پسر تارخ،پسر ساروغ پسر ارغوا پسر فالغ پسر عابر،پسر
شالخ پسر قينان،پسر ارفخشد پسر سام،پسر نوح بود.
دربارهء موطن وى خلاف هست:بعضى گفته اند مولدش به شوش از سرزمين
اهواز بود،بعضى ديگر گفته اند در بابل عراق تولد يافت،بعضى گفته اند به عراق زاد
اما به ناحيهء كوثى.بعضى ديگر بر آن رفته اند كه مولدش در وركا به ناحيهء زاب ها
و حدود كسكر بود و پدرش او را به كوثى آورد كه مقر نمرود بود.بعضى ديگر
گفته اند به حران زاد و پدرش او را به بابل برد.
همه اهل علم سلف گفته اند مولد ابراهيم به روزگار نمرود پسر كوش بود
و همه اهل خبر گفته اند نمرود عامل ازدهاق بود كه به پندار بعضى ها نوح به سر-
زمين بابل و اطراف،سوى او مبعوث شده بود.
ولى جمعى از مطلعان سلف گفته اند كه شاهى مستقل بود و چنانكه گويند
نامش زرهى پسر طهماسفان بود.
ابن اسحاق گويد:شنيده ايم و خدا بهتر داند كه آزر مردى از اهل كوثى،
دهكده اى از سواد كوفه،بود و در آن روزگار پادشاهى مشرق از نمرود خطا كار بود
&

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 29521
صفحه از 365
پرینت  ارسال به