19
تاریخ طبری

(۱) نور به جز نور كريم وى و آسمان و زمين و خورشيد و ماه و ستاره نبود و هر چه جز
او هست حادث است و مخلوق را بى شريك و يار و پشتيبان ساخته و خداى قادر و قاهر است.
از ابى هريره روايت كرده اند كه پيمبر صلى الله عليه و سلم فرمود: پس از من از
همه چيز خواهيد پرسيد تا آنجا كه گوييد خدا كه همه چيز را خلق كرد پس خالق خدا كيست»
و در روايت ديگر هست كه ابو هريرة گفت:«وقتى كسان شما را از اين بپرسند
گوييد خدا همه چيز را آفريد.خدا پيش از همه چيز بود و خدا پس از همه چيز
هست.»و چون معلوم شد كه خالق و موجد چيزها بود و چيزى با او نبود و چيزها
را پديد آورد و به تدبير آن پرداخت و پيش از خلق زمان و وقت و خورشيد و ماه
كه در افلاك همى روند و وقت و ساعت و تاريخ بدان شناسند اقسام مخلوق آفريد،
اكنون بگوييم كه مخلوق نخستين چه بود.

سخن در آغاز خلقت
و مخلوق نخستين

در روايت هست كه پيغمبر فرمود:«نخستين مخلوق خدا قلم بود و بدو گفت
بنويس و در آن دم هر چه را ببايد بود رقم زد.»روايت ابن عباس نيز هست كه پيغمبر
فرمود اول بار خداوند قلم را بيافريد و گفت تا هر چه را بود نيست بنويسد و روايت
باين مضمون مكرر هست.
و ديگران گفته اند كه نخستين مخلوق خدا نور و ظلمت بود.
ذكر گويندهء
اين سخن
از ابن اسحاق آورده اند كه مخلوق اول نور و ظلمت بود و خدا آن را از
هم جدا كرد و ظلمت را شب سياه و تاريك كرد و نور را روز روشن و آشكار.
ابو جعفر گويد:به نظر من گفتار ابن عباس درست مى نمايد به سبب حديثى كه
از پيمبر آوردم كه فرمود نخستين مخلوق خدا قلم بود.


تاریخ طبری
18

(۱) بميراند و چون يكى پديد آرد و ديگرى نابود كند و وجود خلق با پيوستگى و كمال محال
باشد و گفتار خدا عز و جل كه« لوْ كان فِيهِما آلِهةٌ إِلاّ اللّهُ لفسدتا فسُبْحان اللّهِ ربِّ الْعرْشِ
عمّا يصِفُون [۱-۱۳](۲۱:۲۲) [۱] يعنى اگر در آسمان و زمين خدايانى جز خداى يكتا بود تباه مى شدند.
پروردگار عرش از آنچه وصف مى كند منزه است»و فرمودهء او عز و جل« ما اِتّخذ اللّهُ مِنْ ولدٍ و ما كان معهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لذهب كُلُّ إِلهٍ بِما خلق و لعلا بعْضُهُمْ على بعْضٍ.سُبْحان اللّهِ
عمّا يصِفُون.`عالِمِ الْغيْبِ و الشّهادةِ فتعالى عمّا يُشْرِكُون [۱-۳۳](۲۳:۹۱-۹۲) [۲].يعنى خدا فرزندى ندارد و
با وى خداى ديگر نيست و گر نه هر خدايى مخلوق خويش مى برد و بعضيشان بر بعض
ديگر برترى مى جستند.خداى يكتا از آنچه وصف مى كنند منزه است.داناى غيب و
شهود است.و از آنچه شريك او مى كنند برتر است.» دليلى مختصر و رساست بر
ابطال گفتهء باطل گويان و مشركان كه اگر در آسمانها و زمين خدايى به جز خداى
يگانه بود كارشان از اتفاق يا اختلاف بيرون نبود و فرض اختلافشان مايهء تباهى
آسمان ها و زمين است چنانكه خدا عز و جل فرمود كه اگر در آسمان و زمين دو خدا بود
تباهى بود زيرا وقتى يكيشان چيزى پديد آوردى آن ديگرى به فنا و نابودى آن
پرداختى كه اعمال مختلفان مختلف است چون آتش كه گرم كند و برف كه گرم شدهء
آتش را به خنكى برد.
دليل ديگر آنكه اگر كار چنان بود كه مشركان خدا گويند دو قديم مفروض
توانا باشند يا ناتوان اگر ناتوان باشند ناتوان زبون باشد و خدا نتواند بود و اگر
توانا باشند هر يك در قبال ديگرى زبون باشد و زبون،خدا نباشد.و اگر در قبال
ديگرى توانا باشد پس آن ديگر باشد و خداى،از شرك مشركان برى باشد.
پس معلوم شد كه خداى قديم خالق اشياء يگانه ايست كه پيش از هر چيز بود
و پس از هر چيز خواهد بود.وقتى ببود كه وقت و زمان و شب و روز و ظلمت و
([۱] سورهء ۲۱ آيهء ۲۲)([۲] سورهء ۲۳ آيات ۹۱ تا ۹۳)

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 29550
صفحه از 365
پرینت  ارسال به