21
تاریخ طبری

(۱) ذكر گويندهء
اين سخن
از ابن عباس آورده اند كه خدا عز و جل عرش را پيش از همه چيز آفريد و
بر آن مقام گرفت و بعضى ديگر گفته اند كه خدا عز و جل آب را پيش از عرش آفريد
و سپس عرش را آفريد و بر آب جاى داد.
ذكر گويندهء
اين سخن
از جمعى از اصحاب پيمبر آورده اند كه عرش خدا عز و جل بر آب بود و
هنوز چيزى به جز مخلوقات پيش از آب آفريده نشده بود.از وهب بن منبه
آورده اند كه پيش از خلقت آسمانها و زمين،عرش بر آب بود و چون خداى
عز و جل اراده فرمود كه آسمانها و زمين را بيافريند مشتى از كف آب بر گرفت و
مشت را بگشود و بخارى بر آمد و بدو روز هفت آسمان كرد و زمين را بدو روز
بگسترد و به روز هفتم از خلقت فراغت يافت.
گفته اند كه پروردگار ما عز و جل از پى قلم كرسى را بيافريد.و از پى كرسى
عرش را آفريد.پس از آن هوا و ظلمات را بيافريد.پس از آن آب را آفريد و
عرش خويش را بر آن نهاد.
ابو جعفر گويد:و اين درستتر مى نمايد كه خداى تبارك و تعالى آب را پيش
از عرش آفريد زيرا از حديث پيمبر آوردم كه فرموده بود خداى پيش از خلقت
مخلوق در ظلمت بود كه زيرش هوا بود و زبرش هوا بود آنگاه عرش خود را
بر آب آفريد.و چون او صلى الله عليه و سلم خبر داده كه خدا عز و جل عرش را
بر آب آفريد روا نباشد كه عرش بر آب خلق شود و آب پيش از آن و يا با آن
موجود نباشد و اگر چنين باشد يكى از دو چيز لازم آيد:يا عرش پس از آب خلق
شده باشد و يا با آب يكجا خلق شده باشد و روا نيست كه پيش از آب خلق شده


تاریخ طبری
20

(۱)

(۳۷ ذكر مخلوقى كه
بعد از قلم بود

خداوند عز و جل پس از آنكه قلم را خلق كرد و بفرمود تا همه بودنيها را تا
به رستاخيز بنويسد،ابرى رقيق بيافريد و اين همان ابر است كه او جل و عز در
كتاب محكم خويش آورده و گويد:«آيا جز اين انتظار دارند كه خدا در سايه هاى
ابر سويشان آيد».[۱] و اين پيش از خلقت عرش بود و در اين باب حديث پيمبر هست.
راوى گويد از پيمبر پرسيدم خداى ما پيش از آنكه خلق خويش را بيافريند كجا بود؟
فرمود:«در ظلمتى بود كه زيرش هوا بود و زيرش هوا بود.آنگاه عرش
خويش را بر آب آفريد.»و حديث ديگر به همين مضمون هست.
و نيز راوى گويد:جماعتى پيش پيمبر آمدند.وى با آنها سخن همى گفت و
آنها مى گفتند:«چيزى به ما بده»و پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم آزرده شد و آن
كسان از پيش وى برون شدند و جمعى ديگر بيامدند و گفتند:«آمده ايم به پيمبر
سلام كنيم و فقه دين آموزيم و از آغاز خلقت بپرسيم»
فرمود:«بشارت را كه اين كسان پيش از شما نپذيرفتند بپذيريد.»
گفتند:«پذيرفتيم»
پيغمبر صلى الله عليه و سلم فرمود:«خدا عز و جل بود و چيزى با وى نبود و
عرش وى بر آب بود و در لوح ياد شده بود.پس از آن هفت آسمان را بيافريد.
آنگاه يكى پيش من آمد و گفت:«اينك شتر تو برفت و من برون شدم و سراب
حايل بود و خوش داشتم كه آنرا رها كرده بودم.»
و دربارهء مخلوقى كه پس از ظلمت بود خلاف هست و بعضى گفته اند كه عرش را آفريد.
([۱] سورهء ۲ آيه ۲۱۰)

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 30114
صفحه از 365
پرینت  ارسال به