235
تاریخ طبری

(۱) سامان دهد و لذت حلال جويد و عاقل بايد روزگار خويش را بشناسد و شأن
خويش بداند و زبان خويش نگهدارد و هر كه سخن را جزو عمل خويش داند
بى معنى بسيار گويد.
گويند ابراهيم دو برادر داشت يكى به نام هاران كه پدر لوط بود و بقولى
هاران همان بود كه شهر حران را بنياد كرد و نام شهر از اوست؛و برادر ديگرش
ناخور بود كه پدر بتويل بود و بتويل پدر لابان و رفقا بود و رفقا زن اسحاق پسر
ابراهيم و مادر يعقوب بود و ليا و راحيل دو زن يعقوب دختران لابان بودند.

سخن از فرزندان اسماعيل
پسر ابراهيم خليل الرحمان

از پيش گفتيم كه چرا ابراهيم اسماعيل و هاجر مادرش را به مكه برد و
آنجا نهاد و اسماعيل از جرهم زن گرفت و به فرمان ابراهيم طلاق داد و زن ديگر
گرفت كه سيده دختر مضاض بن عمرو جرهمى بود؛و همو بود كه ابراهيم وقتى به
مكه آمده بود به او گفته بود:«وقتى شوهرت آمد به او بگو آستان درت را پسنديدم.»
از ابن اسحاق روايت كرده اند كه اسماعيل پسر ابراهيم دوازده پسر آورد
كه مادرشان سيده دختر مضاض بن عمرو جرهمى بود:نابت و قيدر و ادبيل و
مبشا و مسمغ و دما و ماس و ادد و طور و نفيس و طما و قيدمان همگى
پسران اسماعيل.
گويد:عمر اسماعيل چنانكه گفته اند سيصد سال بود و خدا عز و جل عرب
را از نسل نابت و قيدر بر آورد و اسماعيل را پيمبرى داد و او را سوى عماليق و
قبايل يمن فرستاد.
نام پسران اسماعيل را كه از ابن اسحاق آوردم جور ديگر نيز تلفظ مى كند:
قيدر را قيدار گويند و ادبيل را دبال و مبشا را مبشام و دما را ازوما و مسا و حدارد


تاریخ طبری
234

(۱) پير گفت:«اى ابراهيم اين از پيرى است.»
ابراهيم گفت:«چند سال دارى؟»و او دو سال بيش از عمر ابراهيم گفت.
ابراهيم گفت:«تو دو سال از من بزرگترى،من نيز دو سال ديگر مانند تو
مى شوم؟»
گفت:«بلى»
ابراهيم گفت:«خدا مرا زودتر پيش خود ببر.»پس پير برخاست و جانش
را بگرفت كه او فرشتهء مرگ بود.
و چون ابراهيم عليه السلام بمرد دويست ساله بود،و به قولى هفتاد و پنج
ساله بود و او را به نزديك قبر ساره در كشتزار حبرون به خاك كردند.
چنانكه گفته اند خدا عز و جل بيست صحيفه به ابراهيم فرستاد.
ابو ذر غفارى گويد:به پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم گفتم:«خداى چند
كتاب نازل كرد؟»
فرمود:«يكصد و چهار كتاب: ده صحيفه به آدم نازل كرد و به شيث پنجاه
صحيفه و به خنوخ سى صحيفه و به ابراهيم ده صحيفه و او عز و جل تورات و انجيل
و زبور و قرآن فرستاد.»
گفتم:«اى پيغمبر خدا،صحيفه هاى ابراهيم چه بود؟»
فرمود:«همه امثال بود با خطاب اى پادشاه مسلط ممتحن مغرور من تو را
نفرستادم كه دنيا فراهم كنى ولى فرستادم كه داد مظلوم بگيرى كه من نيز بگيرم،اگر چه كافر باشد.و جزو امثال آن چنين آمده بود كه هر كه عقل خويش را از
دست نداده باشد بايد ساعتها داشته باشد ساعتى كه با پروردگار مناجات كند و
ساعتى كه در صنع خدا عز و جل بينديشد و ساعتى به محاسبهء خويش پرداز كه
چه نهاده و چه از پيش فرستاده،و ساعتى به تحصيل خوردنى و آشاميدنى حلال
بكوشد.و عاقل بايد جز سه كار نكند:براى معاد توشه برگيرد و معاش خويش را

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 30088
صفحه از 365
پرینت  ارسال به