247
تاریخ طبری

(۱) چون سايه بيامد و چون زير آن بخفتند زلزله آمد.
از ابن زيد نيز روايت كرده اند كه خدا ابرى سايه دار بر آنها فرستاد و خورشيد
را بفرمود تا هر چه بر زمين بود بسوخت و همگى به زير آن سايه رفتند و چون
فراهم آمدند خدا سايه را ببرد و خورشيد را بر آنها مسلط كرد و چون ملخ در تابه
سوختند.
زيد بن اسلم دربارهء گفتار خداى عز و جل به حكايت قوم شعيب كه گفتند:نماز
تو وادارت مى كند كه ما را از آنچه پدرانمان مى كرده اند و ما نيز در اموال خويش
خواهيم كنيم منع كنى.گويد:از جمله چيزها كه شعيب از آن منعشان مى فرمود سبك
كردن درهمها بود.
از محمد بن كعب قرظى نيز آورده اند كه سبب عذاب قوم شعيب بريدن
درهمها بود.

اكنون به سخن از
يعقوب و فرزندان
وى باز مى گرديم

گويند و خدا بهتر داند كه اسحاق پسر ابراهيم صلى الله عليهما پس از تولد
عيص و يعقوب يكصد سال بزيست و وقتى بمرد يكصد و شصت سال داشت و
پسرانش عيص و يعقوب وى را به نزديك قبر پدرش ابراهيم صلى الله عليه و سلم
در كشتزار حبرون به خاك سپردند و عمر يعقوب پسر اسحاق صد و هفتاد و چهار
سال بود.


تاریخ طبری
246

(۱) از ابن اسحاق روايت كرده اند كه هر وقت پيمبر صلى الله عليه و سلم از شعيب
سخن ميكرد ميگفت:«وى خطيب پيمبران بود كه با قوم خويش نكو سخن ميگفت و چون
طغيان و گمراهى قوم طولانى شد و تذكار شعيب و ياد آورى عذاب خداى مؤثر نيفتاد
و خدا عز و جل خواست هلاكشان كند عذاب روز سايه را به آنها فرستاد.»
ابن عباس دربارهء آيهء قرآن كه از عذاب روز سايه سخن دارد گويد:خدا عز و جل
گرمايى سخت فرستاد كه نفسهايشان گرفت و به خانه ها پناه بردند و گرما به درون
خانه ها نيز رسيد و نفسهايشان را گرفت و از خانه ها به صحرا پناه بردند خدا عز و جل
ابرى فرستاد كه بر آنها سايه افكند و خنك و خوش شدند و همديگر را ندا دادند و
چون زير ابر فراهم شدند خدا آتشى فرستاد و اين عذاب روز سايه بود كه عذاب
روزى بزرك بود.
از قتاده روايت كرده اند كه شعيب بدو قوم مبعوث شده بود قوم وى اهل
مدين بودند و به اصحاب ايكه نيز مبعوث شده بود.ايكه درختان انبوه است و چون
خدا عز و جل خواست عذابشان كند گرمايى سخت فرستاد و عذاب را چون ابرى
بر آورد و چون نزديك آنها رسيد به اميد خنكى زير آن رفتند و آتش بر آنها باريد و
معنى گفتار خداى كه فرمايد:«عذاب روز سايه آنها را بگرفت.»همين است.
بعضى اهل علم نيز گفته اند كه قوم شعيب يكى از حدود خدا را معطل داشتند
و خدا عز و جل روزيشان بيفزود و باز حدى را معطل داشتند و خدا روزيشان بيفزود
و بدينسان همينكه حدى را معطل داشتند خدا روزيشان را بيفزود و چون خدا
خواست هلاكشان كند گرمايى سخت فرستاد كه آرامشان را بگرفت و سايه و آب
سودشان نداد و يكيشان برفت و زير سايهء ابرى جا گرفت و آرام شد و ياران خويش
را ندا داد كه سوى آرامش بياييد و همگى با شتاب برفتند و چون فراهم آمدند خداى
آتش بباريد و اين عذاب روز سايه بود.
از زيد بن معاويه روايت كرده اند كه گرمايى سخت قرارشان را ببرد و ابرى

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 29512
صفحه از 365
پرینت  ارسال به