277
تاریخ طبری

(۱) ذو القرنين در شهرها خضر همراه وى بود و با ذو القرنين به چشمه زندگى رسيد و از
آب آن بخورد اما ندانست و ذو القرنين و همراهان نيز ندانستند و جاويد شد و به پندار
آنها هنوز زنده است.
بعضى ها گفته اند:خضر از اعقاب يكى از پيروان ابراهيم خليل الرحمان بود كه
به دين وى گرويده بود و با او از سرزمين بابل هجرت كرده بود و نام وى بليا بن
ملكان بن فالغ بن عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح بود.گويند:پدر وى پادشاهى
بزرگ بود.
به گفته بعضى ها ذو القرنين كه به دوران ابراهيم صلى الله عليه و سلم
مى زيست همان افريذون بن اثفيان بود و خضر همراه وى بود.
از عبد الله بن شوذب روايت كرده اند كه خضر از اولاد فارسى بود و الياس از
بنى اسرائيل بود و هر سال در موسم حج با هم ديدار مى كنند.
ابن اسحاق گويد:«شنيدم خداوند عز و جل يكى از مردم بنى اسرائيل را بر آنها
پادشاهى داد كه ناشيه بن اموص نام داشت و خداى خضر را به پيمبرى سوى آنها
فرستاد و نام خضر چنانكه وهب بن منبه آورده اورميا بن خلقيا بود و از اعقاب هارون
بن عمران بود.»
و از اين پادشاه كه ابن اسحاق گويد تا افريذون بيش از هزار سال بود.
و گفته آن كس كه گويد خضر به دوران افريذون و ذو القرنين بزرگ بود و پيش از
موسى بن عمران بود درستتر مى نمايد.مگر آنكه گفتار كسانى را بپذيريم كه گفته اند
وى همراه ذو القرنين يار ابراهيم بود و از آب زندگى بنوشيد و در ايام ابراهيم
به پيغمبرى نرسيد و به دوران ناشية بن اموص پيمبر شد،زيرا ناشية بن اموص كه به
گفتهء ابن اسحاق پادشاه بنى اسرائيل بود،به دوران يشتاسب پسر لهراسب بود و از
يشتاسب تا افريذون چندان فاصله بود كه مطلعان ايام و اخبار دانند و مقدار آن را به-
هنگام سخن از يشتاسب بگويم ان شاء الله تعالى.


تاریخ طبری
276

(۱) هيجده سال بود.
گويد:به پندار اهل كتاب دورى يوسف از يعقوب چهل سال يا در حدود
آن بود و يعقوب در مصر هفده سال با يوسف بماند،سپس خداى او را به جوار
خويش برد.
گويد:يوسف را در صندوق مرمرين در محلى از نيل در داخل آب به گور
كردند و بعضى ها گفته اند يوسف پس از پدر بيست و سه سال بماند و وقتى بمرد
يكصد و بيست سال داشت.
گويد:در تورات هست كه عمر يوسف يكصد و بيست سال بود.
يوسف دو پسر داشت:افراييم و منشاء.افراييم نون را آورد و نون بن
افراييم،يوشع بن نون را آورد كه يار موسى بود و منشاء موسى بن منيشا را آورد.
به قولى موسى بن منشا پيش از موسى بن عمران پيغمبر بود و اهل تورات پنداشته اند
كه همو بود كه به جستجوى خضر بر آمد.

قصهء خضر و خبر وى
و خبر موسى و يار وى
يوشع بن نون عليهما السلام

ابو جعفر گويد:به گفتهء عموم اهل كتاب خضر به دوران افريذون شاه پسر اثفيان
بود و به قولى به روزگار موسى بن عمران صلى الله عليه و سلم بود.و به قولى جزو
همراهان ذو القرنين بزرگ بود كه در ايام ابراهيم خليل الرحمن صلى الله عليه و سلم
مى زيست و در كار چاه به نفع او داورى كرد.اين چاهى بود كه ابراهيم در صحراى
اردن براى گوسفندان خويش حفر كرده بود و گروهى از مردم اردن مدعى زمين چاه
شدند و ابراهيم از ذو القرنين داورى خواست و چنانكه گفته اند به روزگار سير

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 29529
صفحه از 365
پرینت  ارسال به