295
تاریخ طبری

(۱) اناحيد نام داشت و زنش صفورا دختر يترون بود كه همان شعيب پيمبر صلى الله-
عليه و سلم بود.
و موسى جرشون و ايليعازر را آورد و چهل و يك ساله بود كه ترسان سوى
مدين روان شد.وى به دين ابراهيم مى خواند و هشتاد ساله بود كه در طور سينا خدا
بر او ظاهر شد.به روزگار موسى فرعون مصر قابوس پسر مصعب پسر معاويه دومين
پادشاه زمان يوسف بود و زن فرعون دختر مزاحم پسر عبيد پسر ريان پسر وليد،
فرعون اول يوسف بود و چون به موسى ندا آمد بدانست كه قابوس پسر مصعب
بمرده و برادرش وليد پسر مصعب كه سركش تر و كافرتر از برادر بود به جايش
نشسته و فرمان يافت كه با برادرش هارون به رسالت سوى او رود.
گويند كه وليد پس از برادر،آسيه دختر مزاحم را به زنى گرفت.عمران يكصد
و سى و هفت سال بزيست و هفتاد ساله بود كه موسى تولد يافت.
موسى و هارون سوى فرعون رسالت داشتند و موسى هشتاد ساله بود كه
بنى اسرائيل را از مصر برون برد و پس از عبور از دريا سوى بيابان رفت و چهل
سال در آنجا بودند تا با يوشع پسر نون از بيابان برفتند و از تولد موسى تا
هنگامى كه در بيابان وفات يافت يكصد و بيست سال بود.
ابن اسحاق گويد:يوسف در گذشت و پادشاه وى ريان بن وليد هلاك شد و
فرعونان عماليق،پادشاهى مصر يافتند و خدا عز و جل بنى اسرائيل را در آنجا بسيار كرد
و چون يوسف درگذشت چنانكه از پيش گفتيم وى را در تابوتى مرمرين در جايى
از نيل در دل آب به گور كردند و بنى اسرائيل همچنان زير تسلط فرعونان بودند
و از دين اسلام كه يوسف و يعقوب و اسحاق و ابراهيم آورده بودند پيروى
مى كردند تا به روزگار فرعونى كه خدا موسى را سوى او فرستاد و فرعونى سركش تر
و كافرتر و دراز روزگارتر از او نبود و نامش وليد پسر مصعب بود و هيچيك
از فرعونان با بنى اسرائيل خشن تر و سنگدل تر و بد رفتارتر از او نبود كه عذابشان


تاریخ طبری
294

(۱) كه راه بجويند.
گويد:به پندار اهل يمن،وى پسر خود عبد بن ابرهه را در اين جنگ به
اقصاى ديار مغرب فرستاد كه غنيمت گرفت با مال بسيار و نسناس ها آورد كه مايهء
وحشت بود و مردم از آن بترسيدند و لقب«ذو الاذعار»گرفت يعنى صاحب ترسها.
گويد:ابرهه يكى از شاهان يمن بود كه در جهان بسيار برفت.
من از اين پادشاهان يمن در اينجا ياد كردم از آن رو كه پنداشته اند پادشاهى
رائش در يمن به روزگار منوچهر بود و پادشاهان يمن عامل پادشاهان ايران بودند
و از طرف آنها در يمن حكومت داشتند.

سخن از نسب موسى بن عمران
و اخبار وى و حادثه ها كه به
دوران وى و منوچهر بود

از محمد بن اسحاق روايت كرده اند كه لاوى پسر يعقوب بالة دختر مارى
پسر يشخر را به زنى گرفت و غرشون و مرزى و قاهث را آورد و قاهث،فاهى دختر
مسين پسر بتويل پسر الياس را به زنى گرفت و يصهر و مردى را آورد و يصهر شميت
دختر بتاديت پسر بركيا پسر يقسان پسر ابراهيم را به زنى گرفت و عمران و قارون را آورد
و عمران يحيت دختر شموئيل پسر بركيا پسر يقسان پسر ابراهيم را به زنى گرفت و
هارون و موسى صلى الله عليه و سلم را آورد.
و ديگرى به جز ابن اسحاق گويد:عمر يعقوب پسر اسحاق يكصد و هفتاد و
چهار سال بود و هشتاد و نه سال بود كه لاوى تولد يافت و لاوى چهل و شش ساله
بود كه قاهث تولد يافت و پس از آن قاهث يصهر را آورد و يصهر عمرم را آورد
كه عمران بود و عمر يصهر صد و هفتاد و چهار سال بود و شصت سال بود كه
عمران تولد يافت و عمران موسى را آورد و مادر موسى يوخابد و به قولى

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 29504
صفحه از 365
پرینت  ارسال به