343
تاریخ طبری

(۱) بِالّذِي هُو خيْرٌ اِهْبِطُوا مِصْراً فإِنّ لكُمْ ما سألْتُمْ [۳۵-۴۳](۲:۶۱) .[۱]»
يعنى:اى موسى ما به يك خوراك نتوانيم ساخت پروردگار خويش را بخوان
از آنچه زمين همى روياند از سبزى و خيار و گندم و عدس و پياز براى ما برون آرد.
گفت چگونه پست تر را با بهتر عوض مى كنيد.به شهرى فرود آييد تا اين چيزها را كه
خواستيد بيابيد.و چون از بيابان در آمدند من و سلوى برداشته شد و بقولات
خوردند.
و موسى با عاج برخورد و موسى ده ذراع بالا پريد و عصاى او ده ذراع بود
و طول قامت وى ده ذراع بود و به قوزك عاج زد و او را بكشت.
از نوف روايت كرده اند كه قامت عاج هشتصد ذراع بود و قامت موسى
ده ذراع بود و عصايش ده ذراع بود و ده ذراع بالا جست و عوج را بزد و به قوزك
او رسيد كه بيفتاد و بمرد و پلى شد كه مردم از روى آن مى گذشتند.
از ابن عباس روايت كرده اند كه گفت:«جثه عوج پل مردم نيل بود.»
گويند:«عوج سه هزار سال بزيست.»

ذكر وفات موسى
و هارون پسران
عمران

از ابن مسعود و گروهى از اصحاب پيمبر روايت كرده اند كه خداى تعالى به
موسى وحى كرد كه ميخواهم هارون را بميرانم او را به فلان كوه بر.و موسى و هارون
سوى آن كوه رفتند و درختى ديدند كه هرگز مانند آن ديده نشده بود و خانه اى آنجا
بود كه تختى در آن جاى داشت و بر تخت فرشى بود با بوى خوش و چون هارون
كوه و خانه را بديد آن را بپسنديد و با موسى گفت:«دوست دارم بر اين تخت بخوابم.»
([۱]۲:۶۱)


تاریخ طبری
342

(۱) و چون قوم سرگردان بيابان شدند موسى پشيمان شد و قومى كه مطيع وى
بودند بيامدند و گفتند:«اى موسى با ما چه كردى؟»و چون او پشيمان شد خدا
عز و جل بدو وحى كرد كه غم قومى را كه فاسقشان ناميدى مخور.
و قوم گفتند:«اى موسى اينجا آب نداريم و غذا از كجا به دست آريم.»و خدا
براى آنها من و سلوى فرستاد كه ترنجبين بر درخت ميريخت و سلوى مرغى همانند
سمانى بود و هر كس آن را ميگرفت اگر چاق بود سر مى بريد و اگر نه رها مى كرد
و چون چاق ميشد پيش وى باز مى گشت.
گفتند:«اين غذا ولى آب كجاست؟»و موسى به فرمان خداى عصاى خويش
را به سنگ زد و دوازده چشمه از آن بشكافت كه هر يك از اسباط از چشمه اى آب
گيرد.
گفتند:«اين غذا و آب ولى سايه كجاست؟»و خداوند به وسيله ابر بر آنها
سايه افكند.
گفتند:«اين سايه ولى لباس كجاست؟»و لباسشان با آنها چون كودكان رشد
ميكرد و پاره نمى شد و خداى عز و جل در اين باره فرمايد:« و ظلّلْنا عليْهِمُ الْغمام و أنْزلْنا
عليْهِمُ الْمنّ و السّلْوى [۲۸-۳۷](۷:۱۶۰) [۱].»
يعنى:ابر را سايبان آنها كرديم و ترنجبين و مرغ براى آنها فرستاديم.
و هم فرمايد:« و إِذِ اِسْتسْقى مُوسى لِقوْمِهِ فقُلْنا اِضْرِبْ بِعصاك الْحجر فانْفجرتْ
مِنْهُ اِثْنتا عشْرة عيْناً قدْ علِم كُلُّ أُناسٍ مشْربهُمْ [۱-۱۹](۲:۶۰) [۲].يعنى:و چون موسى براى قوم خويش
آب همى خواست و گفتيم عصاى خود را به اين سنگ زن و دوازده چشمه از آن
بشكافت كه هر گروهى آبخورگاه خويش بدانست.»
و قوم گفتند:« يا مُوسى لنْ نصْبِر على طعامٍ واحِدٍ فادْعُ لنا ربّك يُخْرِجْ لنا مِمّا
تُنْبِتُ الْأرْضُ مِنْ بقْلِها و قِثّائِها و فُومِها و عدسِها و بصلِها قال أ تسْتبْدِلُون الّذِي هُو أدْنى [۴-۳۴](۲:۶۱)
([۱]۷:۱۶۰)([۲]۲۷:۱۵۹)

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 30087
صفحه از 365
پرینت  ارسال به