355
تاریخ طبری

(۱) افريقيس بن قيس بن صيفى بن سبا بن كعب بن زيد بن حمير بن سبا بن يشجب بن
يعرب بن قحطان وقتى سوى افريقيه مى رفت بر آنها گذشت و از سواحل شام سوى
افريقيه برد و آنجا را بگشود و جرجير پادشاه افريقيه را بكشت و باقيماندهء كنعانيان
را كه از سواحل شام برده بود آنجا مقر داد.
گويد:و اينان بربرانند و از آن رو بربر نام يافتند كه افريقيس به آنها گفت:
«چقدر بربره»يعنى«پرگويى»داريد و آنها را بربر گفتند.
گويد:صنهاجه و كتامهء بربر از قوم حمير بودند و تا كنون به جا مانده اند.

سخن از قارون بن
يصهر بن قاهث

قارون پسر عموى موسى عليه السلام بود.
از ابو جريح روايت كرده اند كه قارون از قوم موسى بود و پسر عموى وى
بود يعنى پسر يصهر بود.
ابن جريح گويد:قارون پسر قاهث بود و موسى پسر عرمر بن قاهث بود و عرمر
را به عربى عمران گويند.
و از ابن اسحاق روايت كرده اند كه يصهر بن قاهيث شميت دختر كتاوكب بن
بركيا بن يقسان بن ابراهيم را به زنى گرفت و عمران و قارون را آورد و قارون عموى
موسى و برادر عمران بود.
ولى مطلعان سلف امت و اهل تورات و انجيل بر گفتهء ابن جريح
رفته اند.
از ابراهيم روايت كرده اند كه قارون از قوم موسى بود و پسر عموى
موسى بود.
از قتاده نيز روايت كرده اند كه قارون از قوم موسى بود و پسر عم وى بود.


تاریخ طبری
354

(۱) و پنج پادشاه را بكشت و آنها را به درهء حوران راند و خدا عز و جل سنگ يخ بر آنها
باريد و يخ بيشتر از شمشير بنى اسرائيل از آنها بكشت و يوشع از خورشيد
خواست تا بماند و از ماه خواست تا بايستد تا پيش از آنكه شنبه در آيد از دشمنان
خويش انتقام بگيرد و چنين شد.و پنج پادشاه بگريختند و در غارى پنهان شدند
و يوشع بگفت تا در غار را ببستند تا از انتقام دشمنان فراغت يافت.آنگاه بگفت
تا پادشاهان را برون آوردند و بكشت و بياويخت و از دار فرود آورد و در همان غار
افكند كه بودند.
و ديگر شاهان شام را تعقيب كرد و سى و يك شاه را نابود كرد و زمينى را كه
بر آن تسلط يافت به كسان داد.
پس از آن يوشع بمرد و در كوه افرائيم به گور شد و پس از وى سبط يهودا
و سبط شمعون به جنگ كنعانيان پرداختند و زنانشان را اسير كردند و ده هزار كس از
آنها را در بازق بكشتند و شاه بازق را بگرفتند و انگشت بزرگ دست و پاى
وى را ببريدند و شاه بازق گفت:«هفتاد پادشاه انگشت بر از زير سفرهء من نان جمع
ميكردند و اينك كيفر خدا به من رسيد»و شاه بازق را به اورشليم بردند كه آنجا
درگذشت.
و بنى يهودا با ديگر كنعانيان پيكار كردند و سرزمينشان را زير تسلط آوردند
و عمر يوشع يكصد و بيست و شش سال بود و از هنگام مرگ موسى تا وقتى كه يوشع
بمرد بيست و هفت سال تدبير امور بنى اسرائيل كرد.
گويند نخستين پادشاه يمن به دوران موسى بن عمران بود وى از حمير بود
و شمير بن املول نام داشت و همو بود كه شهر ظفار را در يمن بنياد كرد و عماليق را از
يمن بيرون كرد.
شمير بن املول از عمال شاهان ايران بود كه حكومت يمن و اطراف داشت.
به پندار محمد بن هشام كلبى از پس كشتار يوشع گروهى از كنعانيان بماندند و

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 29402
صفحه از 365
پرینت  ارسال به