7
تاریخ طبری

(۱)

سخن در اينكه
زمان چيست؟

زمان ساعات شب و روز است،كوتاه باشد يا دراز.عرب گويد:زمان امارت
حجاج پيش تو آمدم،يعنى وقتى كه حجاج امير بود.

سخن در مقدار زمان
از آغاز تا انجام آن

دانشوران سلف در اين باب خلاف كرده اند،بعضى گفته اند:همهء زمان هفت
هزار سال است.از ابن عباس آورده اند كه دنيا يكى از روزهاى آخرت است و هفت
هزار سال است.شش هزار و چند سال گذشته و پس از چند صد سال موحدى نباشد.
و ديگران گفته اند:همه زمان شش هزار سال باشد و اين را از كعب روايت كرده
اند.و هم از وهب آورده اند كه گفت:از عمر جهان پنجهزار و ششصد سال رفته
و من شاهان و پيمبران هر دوران را دانم.بدو گفتند همهء جهان چند است؟گفت:
شش هزار سال.
ابو جعفر گويد:درست حديث پيمبر است كه فرمود:مدت شما نسبت به
گذشتگان چون فاصلهء نماز پسين است با غروب.و هم از او حديث كرده اند كه
روزى با اصحاب سخن مى گفت و خورشيد به نزديك غروب بود و از روز اندكى
مانده بودو فرمود:«به خدا سوگند كه از دنياى شما نسبت به مردم سلف چندان مانده
كه باقى روز و از روز چندان نمانده.»
و هم از ابو هريره روايت كنند كه پيمبر فرمود:من و قيامت چنينيم،و
انگشت سبابه و ميانه را نشان داد.و روايت به اين مضمون مكرر آورده اند.و حديث
هست كه فاصلهء تا قيامت به اندازهء تفاوت انگشت سبابه و ميانه است و هم از او روايت
كرده اند كه فرمود:من در دم رستاخيز مبعوث شدم و پيش از آن آمدم چونان كه


تاریخ طبری
6

(۱) ابو جعفر گويد:در اين كتاب خبر ملوك و پيمبران و خليفگان را كه شاكر
نعمت خدا بودند و نعمت بيشتر يافتند و آنها كه نعمتشان به آخرت افتاد و آنها كه كفران
كردند و در ايام حيات متنعم بودند،بيارم از آغاز خلقت و چيزى از حوادث
ايامشان را ياد كنم كه عمر از استقصاى آن كوتهى كند و كتابها دراز شود و مدتشان و
آغاز و انجام كارشان بگويم و روشن كنم كه آيا پيش از ايشان كس بوده و چه بوده
و پس از آنها چه شده و معلوم كنم كه جز خداى واحد قهار دارندهء آسمانها و زمين
و مخلوق آن،كس قديم نباشد.و اين به اختصار باشد نه مفصل كه هدف كتاب ما
استدلال در اين باب نيست بلكه تاريخ ملوك گذشته است و شمه اى از اخبارشان
و زمان رسولان و پيمبران و مقدار عمرشان،و مدت خليفگان سلف و چيزى از
سرگذشتشان و قلمرو حكومتشان و حوادث عصرشان.و به دنبال آن ذكر ياران پيمبر
محمد صلى الله عليه و سلم و نامها و كنيه ها و نسبهاشان و مدت عمرشان و وقت وفات
هر كدامشان را با موضع وفات بيارم،سپس از تابعان و اخلافشان سخن آرم و معلوم
كنم كه روايت كدامشان را پسنديده ام و نقل كرده ام و آنها كه روايتشان را نپسنديده ام
و نياورده ام.و از خداى كمك مى خواهم و صلوات و سلام خداى بر محمد پيمبر
او باد.
بينندهء كتاب ما بداند كه بناى من در آنچه آورده ام و گفته ام بر راويان بوده
است نه حجت عقول و استنباط نفوس،به جز اندكى،كه علم اخبار گذشتگان به
خبر و نقل به متأخران تواند رسيد،نه استدلال و نظر،و خبرهاى گذشتگان كه در كتاب
ما هست و خواننده عجب داند يا شنونده نپذيرد و صحيح نداند،از من نيست،بلكه
از ناقلان گرفته ام و همچنان ياد كرده ام.

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 29538
صفحه از 365
پرینت  ارسال به