75
تاریخ طبری

(۱) خداوند جواب داد:«آنچه كردم به سبب گناه تو كردم.»
و چون خدا برهنگى آدم و حوا را بديد بفرمود تا يك گوسفند از هشت جفتى
كه از بهشت فرود آورده بود بكشند و او گوسفندى بگرفت و بكشت و پشم آن را
بگرفت و برشت و با حوا ببافتند،آدم براى خويش جبه اى كرد و حوا يك پيراهن و
روسرى كرد و آنرا بپوشيدند و خدا به آدم وحى كرد كه مرا در مقابل عرشم حرمى
هست،برو و آنجا خانه اى بساز و به دور آن باش چنانكه فرشتگان را ديده اى كه به دور
عرش منند.من در آنجا دعاى تو و فرزندانت را كه مطيع من باشند اجابت كنم.
آدم گفت:«اى پروردگار،اين كار چگونه كنم كه نيرو ندارم و راه ندانم»
و خدا فرشته اى فرستاد كه وى را سوى مكه برد و آدم وقتى به باغى و جايى گذشتى
كه او را خوش آمدى به فرشته گفتى:«اينجا بمانيم:«و فرشته گفتى بمان،»تا به مكه رسيد
و هر جا فرود آمد آبادى شد و از هر جا گذشت صحرا و بيابان شد.پس خانه را
بساخت،از پنج كوه از طور سينا و طور زيتون و لبنان و جودى،و پايه ها
را از حرا ساخت و چون از بناى خانه فراغت يافت فرشته او را سوى عرفات
برد و همه مراسم حج را كه كسان اكنون كنند بدو بنمود،آنگاه وى را سوى مكه
برد و به سر زمين هند بازگشت و بر كوه بوذ بمرد.
از ابن عمر روايت كرده اند كه وقتى آدم به ديار هند بود خدا بدو وحى كرد
كه خانه را زيارت كن.و او از ديار هند به حج رفت و هر كجا قدم نهاد دهكده اى
شد و فاصلهء دو قدمش صحرايى شد تا به خانه رسيد و طواف برد و مراسم بكرد و
آنگاه آهنگ بازگشت به هند كرد و برفت و چون به عرفات رسيد و فرشتگان او را بديدند،
گفتند:«حجت مقبول باد»و او به خود باليد و چون فرشتگان اين بديدند
گفتند:
«اى آدم دو هزار سال پيش از آنكه خلق شوى ما بر اين خانه طواف برده ايم.»و آدم پيش
خود كوچك شد.
گويند:وقتى آدم به زمين فرود آمد تاجى از درخت بهشت به سر داشت و


تاریخ طبری
74

(۱) مأنوس بود و فرشتگان از بيم وى،در دعا و نماز به خدا شكايت بردند،و وى را كوتاه
كرد و چون صداى آسمان نشنيد وحشت كرد و در دعا و نماز شكايت به خدا برد و
آهنگ مكه كرد و محل هر قدم وى قريه اى شد و هر گام وى صحرائى بود تا به مكه
رسيد و خداى تعالى ياقوتى از بهشت نازل كرد كه به جاى كعبه بود و آدم پيوسته
بر آن طواف مى برد تا خداى طوفان را فرستاد و آن ياقوت به آسمان رفت تا وقتى
كه خداوند ابراهيم خليل عليه السلام را بر انگيخت و خانه را بساخت كه او تعالى
فرمايد:« و إِذْ بوّأْنا لِإِبْراهِيم مكان الْبيْتِ [۱-۶](۲۲:۲۶) [۱]».
يعنى«و چون ابراهيم را در مكان اين خانه جا داديم.»
از قتاده روايت كرده اند كه خداوند عز و جل كعبه را براى آدم عليه السلام
نهاد چون سر وى در آسمان و پاهايش در زمين بود و فرشتگان از او بيمناك بودند
و قدش به شصت ذراع كاسته شد و غمگين شد كه صداى تسبيح فرشتگان را نمى-
شنيد و شكايت به خدا برد كه فرمود:«اى آدم من خانه اى براى تو فرود آوردم
كه بر آن طواف برى همچنانكه به دور عرش من طواف برند و به نزد آن نماز كنى
چنانكه به نزد عرش من نماز كنند»و آدم به سوى خانه روان شد و قدمهايش بلند شد
و ما بين هر قدم صحرايى بود و صحراها همچنان بماند و آدم به خانه رسيد و طواف
برد و پس از او پيمبران نيز طواف بردند.
از ابن عباس نيز روايت كرده اند كه چون خداوند از قامت آدم عليه السلام
بكاست و آنرا شصت ذراع كرد آدم همى گفت:«خدايا من در جوار تو و در خانهء تو
بودم،غير از تو خدا و نگهبانى نداشتم،آسوده مى خوردم و هر جا خواستم مقر
مى گرفتم و مرا به اين كوه مقدس فرود آوردى و صداى فرشتگان را مى شنيدم و آنها
را مى ديدم كه به عرش تو طواف مى برند و بوى بهشت را مى يافتم و قامت مرا
شصت ذراع كردى و صدا و نظارهء فرشتگان قطع شد و بوى بهشت برفت.»
([۱] ۲۲:۲۶)

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 30054
صفحه از 365
پرینت  ارسال به