85
تاریخ طبری

(۱) مرا چه باك.»و معنى اصحاب يمين و اصحاب شمال همين است.آنگاه پيمان
گرفت و گفت:«مگر من پروردگار شما نيستم؟»
گفتند:«چرا.»گروهى به دل گفتند و گروهى ديگر از روى تقيه.

سخن از حوادثى كه به دوران
آدم عليه السلام پس از هبوط بود

نخستين حادثه اين بود كه قابيل پسر آدم برادر خود هابيل را كشت اهل حديث
دربارهء اسم قابيل اختلاف دارند.بعضى گفته اند وى قين بن آدم بود و بعضى ديگر
گفته اند قايين بن آدم بود و بعضى گفته اند قاين بود بعضى نيز قابيل گفته اند و نيز در
سبب قتل هابيل اختلاف كرده اند.
از ابن مسعود و جمعى از ياران پيمبر صلى الله عليه و سلم روايت كرده اند كه
هر پسرى كه براى آدم متولد مى شد دخترى همراه داشت و پسر اين شكم را با دختر
شكم ديگر تزويج مى فرمود تا دو پسر آمد كه قابيل و هابيل نام يافتند.قابيل كشتكار
بود و هابيل گله دار و قابيل بزرگتر بود و خواهرى داشت كه زيباتر از خواهر هابيل
بود و هابيل مى خواست با خواهر قابيل ازدواج كند اما وى رضا نداد و گفت خواهر
من است و با من متولد شده و از خواهر تو زيباتر است و به من مى رسد و پدر فرمان
داد كه او را به زنى به هابيل دهد اما نپذيرفت و هر دو قربانى براى خداوند آوردند
تا معلوم شود كداميك براى ازدواج دختر شايسته تراند. در آن هنگام آدم غايب
بود و به مكه رفته بود تا خانهء خدا را ببيند.
خداوند به آدم گفت:«دانى كه مرا در زمين خانه اى هست؟»
گفت:«خدايا نه.»
گفت:«خانهء من در مكه است آنجا برو.»
و آدم به آسمان گفت:«فرزندان مرا مراقبت كن.»و آسمان نپذيرفت.به زمين


تاریخ طبری
84

(۱) گفت:«مگر من پروردگار شما نيستم؟»
گفتند:«چرا».
آنگاه قلم همه بودنيها را تا به رستاخيز نوشت.
و هم از او روايت كرده اند كه وقتى خدا عز و جل آدم عليه السلام را بيافريد
نسل وى را چون مورچه از پشتش در آورد و دو مشت كرد و به دست راستى ها
گفت:«به بهشت رويد.»و به ديگران گفت:«به جهنم رويد و مرا چه باك.»
عمر گويد از پيمبر صلى الله عليه و سلم شنيدم كه فرمود:«خداوند عز و جل آدم
را بيافريد و پشت وى را به دست راست لمس كرد و ذريهء وى را بر آورد و گفت:
اينان را براى بهشت آفريده ام و عمل بهشتيان خواهند داشت.آنگاه پشت وى را
به دست چپ لمس كرد و ذريهء وى را بر آورد و گفت:اينان را براى جهنم آفريده ام
و عمل جهنميان خواهند داشت.»
يكى گفت:«اى پيمبر خدا پس عمل براى چيست؟»
فرمود:«خداى تعالى وقتى بنده را براى بهشت آفريده باشد او را به عمل
بهشتى وا مى دارد و به بهشت مى رود و چون بنده را براى جهنم آفريده باشد او را به
عمل جهنمى وامى دارد تا بر عمل جهنميان بميرد و به جهنم رود.»
بعضى ها گفته اند خدا عز و جل ذريهء آدم را در آسمان پس از خروج از
بهشت و پيش از آنكه به زمين فرود آيد از پشتش در آورد.
ذكر گويندهء
اين سخن
از سدى روايت كرده اند كه خدا عز و جل آدم را از بهشت بيرون كرد و
از آسمان فرو نياورده بود كه طرف راست پشت وى را لمس كرد و ذريهء او را
چون مرواريد سفيد بر آورد و گفت:«به رحمت من به بهشت رويد.»آنگاه طرف
چپ پشت او را لمس كرد و چون مورچگان سياه بر آورد و گفت:«به جهنم رويد و

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 30090
صفحه از 365
پرینت  ارسال به