97
تاریخ طبری

(۱) و خدا عز و جل آدم را ملك و سلطان زمين داد و نيز پيمبرى داد و او را رسول
فرزندان خويش كرد و بيست و يك صحيفه بر او نازل كرد كه آدم عليه السلام همه را
به خط خويش كه جبريل بدو آموخته بود،نوشت.
ابو ذر غفارى گويد:به مسجد شدم و پيمبر صلى الله عليه و سلم تنها نشسته بود
و من بنزديك او نشستم،فرمود:«اى ابو ذر مسجد را درود بايد و درود آن دور ركعت
نماز است.برخيز و نماز كن.»
و چون نماز كردم نزد وى بنشستم و گفتم:«اى پيمبر خداى مرا فرمان نماز
دادى اما نماز چيست؟»
گفت:«كم و بيش نماز خير است.»
و ابو ذر ضمن قصه اى دراز گويد:«پرسيدم،اى پيمبر خداى،شمار انبيا
چه بود؟»
فرمود:«يكصد و بيست و چهار هزار.»
گفتم:«اى پيمبر خداى!از اين جمله چقدر مرسل بودند؟»
فرمود:«سيصد و سيزده تن كه جمعى بسيار و نيك بودند.»
گفتم:«اى پيمبر خداى!اوليشان كه بود؟»
فرمود:«آدم».
گفتم:«اى پيمبر خداى آدم پيمبر مرسل بود؟»
فرمود:«بله،خداى او را به دست خويش آفريد و از روح خويش در او دميد
و با او سخن كرد.»
و هم از ابو ذر روايت كرده اند كه از پيمبر پرسيدم:«اى پيمبر خداى،آدم
پيمبر بود؟»
فرمود:«آرى پيمبر بود و خداوند رو به رو با وى سخن گفت».
گويند از جمله چيزها كه خداى عز و جل بر آدم نازل كرد،حرمت مردار و


تاریخ طبری
96

(۱) گفت:«به خدا پناه مى برم از اين كه پندارم كه آدم صلى الله عليه و سلم مشرك شده
باشد.ولى همين كه حوا سنگين شد ابليس نزد وى آمد و گفت:«اين از كجا
در آيد از بينى يا چشم يا دهانت»و او را نوميد كرد و سپس گفت«اگر سالم
در آيد»و بر اين روايت چنين افزوده اند كه«و ترا زيان ندهد و نكشد اطاعت من
مى كنى؟»
گفت:«آرى»
گفت:«او را عبد الحارث نام كن».و او چنين كرد و ابليس را در نام
شركت داد.
از سدى روايت كرده اند كه حوا پسرى آورد و ابليس به نزد آنها آمد و گفت
او را بنده من نام كنيد و گر نه مى كشمش.
آدم گفت يك بار اطاعت تو كردم و از بهشت بيرونم كردى و اطاعت وى
نكرد و نام فرزند را عبد الرحمان كرد و ابليس لعنة الله عليه بر او مسلط شد و
بكشتش و حوا حمل ديگر گرفت و چون بزاد ابليس گفت وى را بندهء من نام كن
و گر نه مى كشمش.
آدم عليه السلام بدو گفت:«يك بار اطاعت تو كردم و از بهشت بيرونم كردى.»
و اطاعت او نكرد و نام فرزند او را صالح كرد و ابليس او را بكشت و چون فرزند
سوم بيامد ابليس به آنها گفت:«اكنون كه حريف من نشديد نام او را عبد الحارث كنيد
كه نام ابليس حارث بود و چون به سبب حيرت،كار بر او ملتبس شده بود ابليس نام
گرفت و معنى گفتار خدا كه فرمود:«براى خدا در آنچه داده بودشان شريك نهادند»
همين است.
و اينان كه روايتشان آوردم و گفته اند پيش از مرگ آدم و حوا چند فرزندشان
مرده بود و بسيارى كه روايتشان نياوردم به خلاف گفتار حسن بوده اند كه گويد آدم
نخستين كس بود كه روى زمين بمرد.

  • نام منبع :
    تاریخ طبری
    موضوع :
    آسیا
تعداد بازدید : 30120
صفحه از 365
پرینت  ارسال به