123
نحو عربی (2)

«الطّالبُ» در عبارت «یا أیُّها الطّالِبُ»، یا «المُدَّثِّرُ» در آیه مبارک ﴿یا أیُّهَا المُدَّثِّرُ * قُم فَأنذِرْ۱ که در این آیه «المُدَّثِّرُ» مرفوع، دارای «ال» و مشتقّ وصفی است. از این رو، تابع «أيُّ» و صفت آن به شمار می‌رود. اما اگر اسم پس از «أیُّها» یا «أیَّتُها» جامد باشد، عطف بیانِ «أيُّ» یا «أيَّةُ» محسوب می‌شود؛ مانند «الإنسانُ» در آیه مبارک ﴿يَا أيُّهَا الإِنْسانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ۲ و «النَّفسُ» در آیه شریف ﴿يَا أيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ راضِيَةً مَّرْضِيَّةً۳ که این دو واژه به ترتیب عطف بیانِ «أيُّ» و «أيَّةُ» است و به تبعیت از لفظ آن مضموم شده‌ است.

منادا شدن لفظ جلاله «الله»

گفته شد که برای منادا شدن اسم محلّی به «ال» باید از واژه‌های «أیُّها» یا «أیَّتُها» استفاده کرد. اما در این میان یک استثنا وجود دارد و آن هم لفظ جلاله «الله» است که برای منادا شدن نیازی به واسطه ندارد؛ به دیگر سخن نمی‌توان گفت: «یا أیُّها اللهُ»، بلکه باید مستقیماً حرف ندا را بر لفظ جلاله وارد کرد و گفت: «یا اَللهُ». البته باید توجه داشت که هرچند همزه «الله» در شرایط معمولی همزه وصل است و در وسط کلام نباید خوانده شود، ولی اگر حرف ندای «یا» بر آن درآید، این همزه خوانده می‌شود. از این رو، باید گفت: «یا اَللهُ». با این حال طبق دیدگاه برخی از نحویان می‌توان این همزه را حذف کرد و گفت: «یَالله»، ولی بهتر است که همزه، گرچه همزه وصل است، مانند همزه قطع تلفظ شود. لفظ جلاله «الله» در عبارت «یا اَللهُ» این‌گونه ترکیب می‌‌شود: «اللهُ»: منادای مفرد علم، مبنی بر ضم، محلاً منصوب.

گفتنی است هرچند وارد شدن حرف ندا بر لفظ جلاله جایز است، با این حال کاربرد فصیح‌تر و بهتر، آن است که حرف «یا» از ابتدای ترکیب «یا اللهُ» حذف شود و به جای آن «میمِ» مشدّدی به آخر لفظ جلاله افزوده و گفته شود: «اللَّهُمَّ». در این حالت نیز «اللهُ» منادای مفرد علم، مبنی بر ضم، محلاً منصوب و «میمِ» مشدّد عوض (جانشین) حرف ندای محذوف است. بنا بر این، از آنجا که کاربرد «اللَّهُمَّ» از «یا اللهُ» فصیح‌تر است، قرآن کریم هیچ‌گاه «یا الله» را به کار نبرده است، ولی در چند مورد از «اللَّهُمَّ» استفاده کرده است؛ مانند: ﴿قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ﴾۴ و ﴿قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أنْزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً﴾.۵ البته بدیهی است که در ترکیب «اللَّهُمَّ» «میمِ» مشدّد به جای حرف ندا نشسته و دیگر نمی‌توان حرف ندای «یا» را به ابتدای آن افزود؛ یعنی، نمی‌توان گفت: «یَا اللّهُمَّ»؛ زیرا در اصطلاح اجتماع عوض و مُعَوَّض جایز نیست؛ یعنی، نمی‌توان هم حرف «یا» و هم عوض آن («میمِ» مشدّد) را آورد. بنا بر این، «اللّهُمَّ» را این‌گونه ترکیب می‌کنیم: «اللّهُ»:

1.. مدّثّر/ ۱ و ۲.

2.. انفطار/ ۶.

3.. فجر/ ۲۷ و ۲۸.

4.. آل عمران/ ۲۶.

5.. مائده/ ۱۱۴.


نحو عربی (2)
122

ندا (۲)

اهداف درس

آشنایی با:

 ساختار ندا در اسم‌های محلّی به «ال» و لفظ جلاله «الله»؛

 موارد جواز حذف حرف ندا و منادا؛

 منادای مضاف به «یاء متکلم».

ساختار ندا در اسم‌های محلّی به «ال»

حرف ندا بر اسم‌های محلّی به «ال» و موصولات همراه با «ال» وارد نمی‌شود؛ برای نمونه نمی‌توان گفت: «یا الإنسانُ»، «یا الرَّجُلُ»، «یا الَّذي» یا «یا الَّذینَ». برای منادا قرار دادن این‌گونه اسم‌ها باید از یک واژه واسطه استفاده کنیم. این واژه واسطه «أیُّ» یا «أیَّةُ» به همراه «ها»ی تنبیه است. بدین ترتیب، ترکیب «أیُّها» برای مذکر و «أیَّتُها» برای مؤنث به کار می‌رود. این ترکیب بین حرف ندای «یا» و واژه محلی به «ال» یا موصول همراه با «ال» قرار می‌گیرد؛ مانند: «یا أیّها الرّجُلُ»، «یا أیَّتُها المرأة»، یا أیّها الّذینَ...» باید دانست که در این گونه عبارات منادای واقعی همان «الرّجُل»، «المَرأة» یا «الذین» است و «أیُّها» یا «أیَّتُها» تنها واسطه ندا است. با این همه از نظر لفظ و اعراب، «أيُّ» یا «أیَّةُ» منادا محسوب می‌شود، هرچند هدف اصلی از این جمله صدا زدن «الرّجل» یا «المَرأة» بوده است. بنا بر این، عبارت «یا أیُّها الرَّجُلُ» را باید این‌گونه ترکیب کرد: «یا»: حرف ندا، جانشین فعل محذوف، مبنی بر سکون، محلّی از اعراب ندارد؛ «أيُّ»: منادای نکره مقصوده، مبنی بر ضم، محلاً منصوب؛ «ها»: حرف تنبیه، مبنی بر سکون، محلّی از اعراب ندارد؛ «الرّجُلُ»: عطف بیان و تابع «أيُّ»، مرفوع به ضمّه.

از آنجا که «أيُّ» از نظر لفظی مضموم است، «الرّجُل» هم باید از آن تبعیت کند؛ زیرا در زمره توابع است و عطف بیان محسوب می‌شود. عطف بیان به واژه‌ای می‌گویند که واژه پیش از خود را تبیین می‌کند و توضیح می‌دهد. در واقع در ترکیب «یا أیُّها»، «أيُّ» معنا و مفهوم خاصی ندارد و تنها واسطه‌ای است که به وسیله آن می‌توان اسم محلّی به «ال» بعد از آن را مورد ندا قرار داد. «الرَّجُل» نیز مفهوم «أيُّ» را توضیح می‌دهد، از این رو، به آن عطف بیان گفته می‌شود. البته این در صورتی است که واژه محلّی به «ال» مرفوعی که پس از «أیُّها» یا «أیَّتُها» آمده است، جامد یا مشتقّ غیروصفی، همانند اسم مکان، اسم زمان و اسم آلت باشد.

اگر اسم پس از «أیُّها» یا «أیَّتُها» مشتقّ وصفی مُحلّی به «ال» باشد، نعتِ «أيُّ» محسوب می‌گردد؛ مانند

  • نام منبع :
    نحو عربی (2)
    موضوع :
    مسائل لغوی و صرفی و نحوی
تعداد بازدید : 470266
صفحه از 281
پرینت  ارسال به