125
نحو عربی (2)

«أيُّ»: منادای نکره مقصوده، مبنی بر ضم، محلاً منصوب؛ «ها»: حرف تنبیه، محلّی از اعراب ندارد؛ «النّاسُ»: عطف بیان، مرفوع به ضمّه تبعیت است.

به جز در موارد پیش‌گفته، در هیچ موردی نمی‌توان حرف ندا را حذف کرد و مقدّر به حساب آورد؛ برای مثال در عبارت «یا رَجُلُ» نمی‌توان حرف ندا را حذف کرد و گفت: «رَجُلُ». همچنین در عبارت «یا مُسلِمونَ» نمی‌توان گفت: «مُسلِمونَ»؛ زیرا «رَجُلُ» و «مُسلِمونَ» جزء هیچ کدام از موارد سه‌گانه پیشین نیست.

حذف منادا

گاه منادا نیز، مانند حرف ندا از کلام حذف می‌شود و مقدّر به شمار می‌رود. البته به این شرط که حرف ندایی که بر منادای محذوف درآمده است، حرف «یا» باشد. در سایر حروف ندا، حذف منادای پس از آن‌ها امکان‌پذیر نیست. بنا بر این، اگر در جمله‌ای حرف «یا» بر حرف یا فعل یا جمله اسمیه‌ای درآمده باشد، درمی‌یابیم که منادا محذوف است؛ زیرا حرف ندا تنها بر اسم وارد می‌شود؛‌ مانند آیه مبارک ﴿وَيَقُولُ الْكافِرُ يَا لَيْتَنِی كُنْتُ تُرَاباً۱ که در آن «لَیتَ» از حروف مشبّهةٌ بالفعل است و می‌دانیم که حرف ندا بر حرف درنمی‌آید. از این رو، درمی‌یابیم که منادا حذف شده است. تقدیر عبارت را می‌توان این‌چنین فرض کرد: «یا قَومُ (اللهُ)، لَیتَني کُنتُ تُراباً»؛ ای مردم (ای خدا)، کاش من خاک بودم. همچنین در زیارت وارث یا زیارت عاشورا به امام حسین (علیه السلام) و اصحاب آن حضرت خطاب می‌کنیم: «یا لَیتنَي کُنتُ مَعَکُم فَأفوزَ فَوزاً عَظیماً». در این عبارت نیز چون «لَیتَ» حرف است و حرف منادا قرار نمی‌گیرد، از این رو اسمی را به عنوان منادا در تقدیر می‌گیریم. این اسم با توجه به قراین جمله و مشخص بودن مخاطب، «أصحابُ الحسین» است؛ یعنی، وقتی گفته می‌شود: «یا لَیتَني کُنتُ مَعَکُم»، گویی گفته شده است: «یا أصحابَ الحسینِ، لَیتَني کُنتُ مَعَکُم»؛ ای یاران امام حسین (علیه السلام)، ای کاش من با شما بودم.

همچنین اگر پس از «یا» فعل بیاید، باز باید منادایی را در تقدیر گرفت؛ مثلاً در عبارت «یا رَحِمَ اللهُ مَن رَحِمَ»، جمله «رَحِمَ اللهُ مَن رَحِمَ» جمله‌ای دعایی است. در این جمله «رَحِمَ» فعل است و نمی‌تواند برای «یا» منادا محسوب شود. از این رو، در این عبارت منادایی در تقدیر گرفته می‌شود؛ برای نمونه می‌توان تقدیر عبارت را این‌گونه فرض کرد: «یا قَومُ رَحِمَ اللهُ مَن رَحِم»؛ ای مردم، خدا رحمت کناد (رحم کند) کسی را که به دیگران رحم می‌کند.

شایان ذکر است که این دیدگاه (حذف منادا هنگامی که حرف ندا «یا» باشد)، دیدگاه اغلب نحویان است، اما برخی از نحویان بر این باورند که در جملاتی همچون «یا لَیتَني» و «یا رَحِمَ اللهُ مَن رَحِم» و به طور کلی در جملاتی که در آن‌ها پس از «یا»، فعل، حرف یا جمله اسمیه‌ بيايد، اساساً «یا» حرف ندا نیست، بلکه حرف تنبیه است؛ یعنی، حرفی که برای هشدار و توجه دادن به کار می‌رود؛ مانند «ألا» در زبان عربی و «هان» در زبان فارسی. بنا بر این، حرف «یا»، «یاء تنبیهیّه» است، نه «یاء

1.. نبأ/ ۴۰.


نحو عربی (2)
124

منادای مفرد علم، مبنی بر ضم، محلاً منصوب؛ «مّ» («میمِ» مشدّد): حرف عوض از حرف ندای محذوف، مبنی بر فتح، محلّی از اعراب ندارد.

حذف حرف ندا

بحث دیگری که پیرامون ندا مطرح می‌شود، حذف حرف ندا است. سؤال این است که آیا در جمله ندا می‌توان حرف ندا را حذف کرد و آن را مقدّر به حساب آورد؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت که حذف حرف ندا در ندایی که برای ندبه، استغاثه یا تعجب باشد، امکان‌پذیر نیست؛ یعنی، اگر اسلوب ندا برای بیان مفهوم حسرت، اندوه، گریه و زاری برای شخصی، یا کمک جستن از کسی، یا ابراز تعجب به کار رود،۱ اساساً حذف حرف ندا ممکن نیست. اما حذف حرف ندا در ندای معمولی که در اصطلاح «نِداءُ الدَّعوَة» خوانده می‌شود و واقعاً برای صدا زدن به کار می‌رود و معنای آن درخواست توجه مخاطب است، جایز است. در نِداءُ الدَّعوَة در سه مورد زیر می‌توان حرف ندا را حذف کرد و مقدّر به حساب آورد:

الف) در منادای مفرد علم

برای نمونه در جملاتی همچون «یا عليُّ» و «یا زَینبُ» چون منادا مفردِ علم است، می‌توان حرف ندا را حذف کرد و گفت: «عليُّ» و «زینبُ». در این حالت تشخیص منادا با توجه به تأکید و لحن و آهنگی است که در کلام ایجاد می‌شود. در قرآن کریم نیز منادای مفرد علم به این صورت به کار رفته است؛ برای نمونه در آیه مبارک ﴿یُوسفُ أعرِضْ عَنْ هذا﴾،۲ «یوسفُ» منادای مفرد علم، مبنی بر ضم و محلاً منصوب است و حرف ندای آن حذف شده است؛ یعنی، در واقع چنین بوده است: «یا یُوسفُ».

ب) در منادای مضاف

در قرآن کریم در بسیاری از ادعیه قرآنی که از جانب پیامبران یا مؤمنان مطرح شده است، حرف ندا محذوف است؛ مانند آیه مبارک ﴿رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنَا مُنادِياً يُنادِي لِلإِيمانِ أنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا۳ که در آن «رَبَّنا» در اصل «یا رَبَّنا» بوده است. در اینجا «رَبَّ» منادای مضاف، منصوب به فتحه و «نا» مضافٌ‌الیه است و حرف ندا محذوف و مقدّر است.

ج) هنگامی که منادا «أيُّ» یا «أیَّةُ» باشد.

گفتیم که دو واژه «أیُّها» و «أیَّتُها» هنگامی به کار می‌رود که منادای واقعی، محلّی به «ال» باشد که در این حالت «أيُّ» و «أیَّةُ» منادا محسوب می‌شود. در اینجا نیز حرف ندا را می‌توان حذف کرد؛ برای نمونه در روایت «أیُّها النّاسُ، لِیَرَکُمُ اللهُ مِنَ النِّعمَةِ وَجِلیِنَ کَما یَراکُم مِنَ النِّقمَةِ فَرِقیِنَ»،۴ حرف ندای «یا» حذف شده و به جای «یا أیُّها النّاسُ» از «أیُّها النّاسُ» استفاده شده است. در این عبارت

1.. شرح این سه نوع منادا در درسهای آینده به تفصیل خواهد آمد.

2.. یوسف/ ۲۹.

3.. آل عمران/ ۱۹۳.

4.. نهج البلاغه، حکمت ۳۵۸.

  • نام منبع :
    نحو عربی (2)
    موضوع :
    مسائل لغوی و صرفی و نحوی
تعداد بازدید : 470404
صفحه از 281
پرینت  ارسال به