21
تاریخ تفسیر

آیات بسیاری از قرآن کریم مشتمل بر کنایه، استعاره و مثل است که بیان بهتر آن نیازمند توضیح و تفسیر است؛ مانند: ﴿اللهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَوةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فىِ زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأنهَّا كَوْكَبٌ دُرِّى‏﴾۱ در این آیه شریف خداوند نور آسمان‌ها و زمین معرفی شده است، و نور او به چراغدانی مانند گردیده که درون آن چراغی است و آن چراغ درون شیشه‌ای اخترگون و درخشان. اما این‌که مقصود از این که خدا نور است چیست و چرا نور خدا به چراغدان تشبیه شده است و...، اموری است که تنها سینه‌ای که وحی الهی در آن آرام گرفته است، آن را به خوبی در می‌یابد. بنا بر این در عصر نزول تنها تفسیر نبی اکرم (صلّی الله علیه وآله) می‌توانست مراد حقیقی چنین آیاتی را روشن ‌سازد.

ج) مفاهیم باطنی قرآن

یکی دیگر از ویژگی‌های قرآن مجید که ضرورت تفسیر پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) را بهتر روشن می‌کند آن است که کتاب مبین دارای مفاهیم باطنی است و دریافت معانی باطنی قرآن جز از عهده کسی که مخاطب وحی بوده و به حقیقتِ معنای کلام خدا آگاه است، بر نمی‌آید. در حدیث شریف نبوی می‌خوانیم: «إنَّ لِلقُرآنِ ظَهراً وَبَطناً ولِبَطنِه بَطناً إلی سَبعَةِ أبطُنٍ».۲

د) پراکندگی مطالب

از خصوصیات دیگری که روشن می‌کند که آیات کلام خدا حتماً باید با تفسیر نبی اکرم (صلّی الله علیه وآله) همراه باشد این است که برخی مطالب در قرآن مجید در آیات مختلف پراکنده است. بنا بر این برای دریافت کامل آن مطلب لازم است به صورت جمعی به آیات توجه کنیم و وجه ارتباط آن‌ها را با هم مدّ نظر قرار دهیم. و این از عهده‌ کسی برمی‌آید که به تمام آیات قرآن توجه و تسلط داشته باشد.

برای فهم بهتر این مطلب به دو نمونه زیر توجه نمایید:

ـ از عبد الله بن مسعود نقل شده هنگامی که آیه مبارک ﴿الَّذينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الأمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ۳ نازل شد، [آیه] بر مردم گران آمد [و دچار نگرانی شدند] و به پیامبر عرض کردند که کدام یک از ماست که بر خویش ستم نکرده باشد؟ پس آن حضرت فرمود: آن‌گونه که شما پنداشتید نیست، آیا سخن بنده صالح خدا [لقمان] را نشنیدید که گفت: ﴿يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيم‏﴾.۴

طبق این نقل مردم با نزول این آیه از سوره‌ انعام دچار هراس شدند و با خود پنداشتند که هیچ یک از ما نیست که ایمان خویش را به ظلم نیالوده باشد؛ بنا بر این هیچ یک از ما هدایت یافته نیستیم. اما پیامبر اکرم با استناد به آیه سوره لقمان مقصود واقعی از ظلم در آیه را مطرح نمودند که ظلم در این آیه به معنی شرک به خداوند است، نه ستم به معنای عرفی آن.

ـ نمونه دیگر از این دست، اثبات کم‌ترین مدت حمل است. امام علی (علیه السلام) با استناد به دو آیه شریف ﴿وَالْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أرادَ أنْ يُتِمَّ الرَّضاعَة۵ و ﴿وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً

1.. نور/ ۳۵.

2.. المیزان فی تفسیر القرآن، علامه محمّد حسین طباطبایی، ج ۱، ص ۷.

3.. انعام/ ۸۲.

4.. لقمان/ ۱۳.

5.. بقره/ ۲۳۳.


تاریخ تفسیر
20

الف) اکتفای قرآن به بیان کلیات

قرآن کریم در بسیاری از موارد تنها کلیات احکام را بیان نموده است. در این گونه آیات بیان جزئیات حکم و شرایط آن به نبی اکرم (صلّی الله علیه وآله) واگذار شده است؛ به عنوان نمونه، قرآن کریم حکم قطع دست دزد را مطرح نموده است۱ اما از شرایط و مواضع آن سخنی به میان نیاورده که این امور در سیره نبوی بیان شده است.

در روایتی که مرحوم کلینی آن را نقل کرده است امام صادق (علیه السلام) با ذکر نمونه‌هایی به تبیین همین ویژگی قرآن کریم پرداخته‌اند:

ابو بصير گويد: از امام صادق در باره قول خداى عزّ وجلّ که می‌فرماید: ﴿أطِيعُوا اللهَ وَأطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ۲ پرسيدم، فرمود: این آیه در باره على بن ابى طالب، حسن و حسين (عليهم السلام) نازل شده است، به حضرت عرض كردم: مردم می‌گويند: چرا نام على و خانواده‏اش در كتاب خداى عزّ وجلّ برده نشده است؟ فرمود: به آن‌ها بگو: آيه‏ نماز، بر پيغمبر (صلّى الله عليه وآله) نازل شد و سه ركعتى و چهار ركعتى آن نام برده نشد تا اين‌كه پيغمبر (صلّى الله عليه وآله) خود براى مردم بيان كرد، و آيه زكات بر آن حضرت نازل شد و نام برده نشد كه زكات از هر چهل درهم يک درهم است، تا اين‌كه خود پيغمبر آن را براى مردم شرح داد، و امر به حج نازل شد و به مردم نگفت هفت دور طواف كنيد تا اين‌كه خود پيغمبر (صلّى الله عليه وآله) براى آن‌ها توضيح داد. و آيه ﴿أطِيعُوا اللهَ وَأطِيعُواالرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ﴾ نازل شد و در باره على، حسن و حسين هم نازل شد، پس پيغمبر (صلّى الله عليه وآله) در باره على (عليه السلام) فرمود: «هر كه را من مولا و آقايم على مولا و آقاست» و باز فرمود: «در باره كتاب خدا و اهل بيتم به شما سفارش می‌كنم».۳

ب) اشتمال قرآن بر آرایه‌های ادبی

1.. مائده/ ۳۸؛ ﴿وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالاً مِنَ اللهِ وَاللهُ عَزيزٌ حَكيمٌ﴾، و مرد و زن دزد را به [سزاى‏] آنچه كرده‏اند، دستشان را به عنوان كيفرى از جانب خدا ببُريد، و خداوند توانا و حكيم است.

2.. نساء/ ۵۹.

3.. الکافی، محمّد بن یعقوب کلینی،‌ ج ۱، ص ۲۸۷. متن روایت: «ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أبِي بَصِيرٍ قَالَ سَألْتُ أبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ ﴿أطِيعُوا اللهَ وَأطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ﴾ فَقَالَ نَزَلَتْ فِي عَلِيِّ بْنِ أبِي طَالِبٍ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ (علیهم السلام) فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ فَمَا لَهُ لَمْ يُسَمِّ عَلِيّاً وَأهْلَ بَيْتِهِ (علیهم السلام) فِي كِتَابِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ قَالَ فَقَالَ: قُولُوا لَهُمْ إِنَّ رَسُولَ اللهِ (صلّی الله علیه وآله وسلّم) نَزَلَتْ عَلَيْهِ الصَّلاةُ وَلَمْ يُسَمِّ اللهُ‏ لَهُمْ ثَلاثاً وَلا أرْبَعاً حَتَّى كَانَ رَسُولُ اللهِ (صلّی الله علیه وآله وسلّم) هُوَ الَّذِي فَسَّرَ ذَلِكَ لَهُمْ وَنَزَلَتْ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ وَلَمْ يُسَمِّ لَهُمْ مِنْ كُلِّ أرْبَعِينَ دِرْهَماً دِرْهَمٌ حَتَّى كَانَ رَسُولُ اللهِ (صلّی الله علیه وآله وسلّم) هُوَ الَّذِي فَسَّرَ ذَلِكَ لَهُمْ وَنَزَلَ الْحَجُّ فَلَمْ يَقُلْ لَهُمْ طُوفُوا أُسْبُوعاً حَتَّى كَانَ رَسُولُ اللهِ (صلّی الله علیه وآله وسلّم) هُوَ الَّذِي فَسَّرَ ذَلِكَ لَهُمْ وَنَزَلَتْ ﴿أطِيعُوا اللهَ وَأطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ﴾ وَنَزَلَتْ فِي عَلِيٍّ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ (صلّی الله علیه وآله وسلّم) فِي عَلِيٍّ "مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ" وَقَالَ (صلّی الله علیه وآله وسلّم) أُوصِيكُمْ بِكِتَابِ اللهِ وَأهْلِ بَيْتِي فَإِنِّي سَألْتُ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ أنْ لا يُفَرِّقَ بَيْنَهُمَا حَتَّى يُورِدَهُمَا عَلَيَّ الْحَوْضَ" فَأعْطَانِي ذَلِكَ.»

  • نام منبع :
    تاریخ تفسیر
    موضوع :
    تاریخ تفسیر ، تراجم و طبقات مفسران ، متون تفاسیر (مجموعه ها ، برگزیده ها)
تعداد بازدید : 16731
صفحه از 146
پرینت  ارسال به