361
حیات القلوب

حسن علیه السّلام را تشبیه به مروارید بزرگ کرده‌اند و حسین علیه السّلام را به مروارید کوچک یا مرجان به اعتبار سرخی که مناسب شهادت آن حضرت است.

و شیخ طبرسی رحمه اللّه نیز این حدیث را از سلمان فارسی و سعید بن جبیر و سفیان ثوری روایت کرده است «۱».

و ابن ماهیار نیز همین روایت را از ابن عباس نقل کرده است «۲».

و ایضا به سندهای بسیار روایت کرده است از طریق مخالفان از ابو سعید خدری «۳» و به طریق شیعه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که: دو دریا، علی و فاطمه علیهما السّلام‌اند؛ لا یَبْغِیانِ یعنی علی بر فاطمه و فاطمه بر علی زیادتی نمی‌کنند، و از ایشان بیرون می‌آیند حسنین علیهما السّلام «۴».

مؤلف گوید که: بنابراین احادیث که جناب رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مذکور نیست، ممکن است که مراد از برزخ، عصمت آن دو بزرگوار باشد که مانع است از بغی هر یک بر دیگری.

و ایضا ابن ماهیار به سند مخالفان از ابو ذر رضی اللّه عنه روایت کرده که: بحرین، علی و فاطمه علیهما السّلام‌اند؛ و لؤلؤ و مرجان، حسنین علیهما السّلام‌اند، پس که دیده است مثل این چهار کس را؟ دوست نمی‌دارد ایشان را مگر مؤمنی و دشمن نمی‌دارد ایشان را مگر کافری، پس مؤمن باشید به محبت اهل بیت، و کافر مباشید به دشمنی ایشان که در اندازند شما را به جهنم «۵».

و ابن بابویه در خصال از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده است در تفسیر این آیه که:

یعنی علی و فاطمه علیهما السّلام دو دریای عمیق‌اند از علم که هیچ‌یک بر دیگری زیادتی

حیاة القلوب، ج‌۵،


حیات القلوب
360

نشستند و می‌دیدند که دیوارهای مدینه حرکت می‌کند و پیش می‌آید و پس می‌رود، حضرت به آنها فرمود که: گویا ترسیده‌اید از این حالت که مشاهده می‌نمائید؟ گفتند:

چگونه نترسیم که هرگز چنین حالتی ندیده‌ایم؛ پس لبهای مبارک خود را حرکت داد و دعائی خواند و دست شریف خود را بر زمین زد و فرمود: چه می‌شود تو را؟ ساکن شو؛ پس در همان ساعت زلزله ساکن شد به اذن خدا، پس تعجب کردند صحابه از این حالت زیاده از تعجبی که در هنگام بیرون آمدن حضرت کردند که پروا نکرد و به اطمینان بیرون آمد. حضرت فرمود که: تعجب کردید از آنچه از من مشاهده نمودید؟ گفتند: بلی، فرمود:

منم آن انسان که خدا فرموده است قالَ الْإِنْسانُ ما لَها و من در قیامت از زمین سؤال خواهم کرد و او خبرهای خود را به من خواهد گفت «۱».

و به روایت کلینی فرمود که: اگر زلزله قیامت می‌بود، جواب من می‌گفت «۲».

فصل بیست و چهارم در تأویل بحر و لؤلؤ و مرجان به ایشان علیهم السّلام‌

حق تعالی فرمود مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ. بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ. فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ. یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ «۱» یعنی: «سر داد دو دریا را که ملاقات کردند با یکدیگر و میان ایشان فاصله قرار داد که بر یکدیگر زیادتی نکنند، پس به کدامیک از نعمتهای پروردگار خود تکذیب می‌کنید ای گروه جنیان و آدمیان؟! بیرون می‌آید از این دو دریا مروارید بزرگ و مروارید کوچک یا مرجان سرخ مشهور».

بدان که اکثر مفسران گفته‌اند که: مراد، دریای شور و دریای شیرین است که شیرین در شور داخل می‌شود به قدرت الهی و به یکدیگر مخلوط نمی‌شوند، و در محل اجتماع اینها مروارید بعمل می‌آید؛ و بعضی گفته‌اند: دریای آسمان و دریای زمین است که چون باران نیسان بر دریا می‌بارد صدفها دهان می‌گشایند و مروارید از آنها بهم می‌رسد؛ و بعضی گفته‌اند: دریای فارس و دریای روم است «۲».

و در تأویل این آیات احادیث بسیار وارد شده از طریق عامه و خاصه چنانچه ثعلبی که از معتبران مفسران عامه است روایت کرده از سفیان ثوری و ابن جبیر که: دو دریا، علی و فاطمه علیهما السّلام‌اند؛ و برزخ، محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم؛ و لؤلؤ و مرجان، حسن و حسین علیهما السّلام‌اند «۳»، که

حیاة القلوب، ج‌۵،

  • نام منبع :
    حیات القلوب
    موضوع :
    کلام و عقاید
تعداد بازدید : 8197
صفحه از 480
پرینت  ارسال به