385
حیات القلوب

چون این سخن را شنید پشت کرد و گریخت و می‌گفت: وای بر من وای بر من ای پسر ابو طالب! پرده پوشیده مرا دریدی و مرا رسوا کردی.

پس عمرو بن حریث که یکی از سرکرده‌های خوارج بود از پی بی‌آن زن رفت و به او گفت: در اول با پسر ابو طالب سخنی گفتی که مرا شاد کردی، پس او با تو سخنی گفت که گریختی و وا ویلاه گفتی؟!

آن زن گفت که: و اللّه مرا نسبت داد به امری که در من بود و دیگری نمی‌دانست، من همیشه حیض را از راه پس می‌بینم.

عمرو ملعون برگشت به خدمت حضرت و گفت: ای پسر ابو طالب! این کهانت چه بود که به این زن گفتی؟

حضرت فرمود که: ای پسر حریث! این کهانت نبود که جن مرا خبر داده باشد، بدرستی که خالق عالم ارواح را پیش از بدنها آفرید به دو هزار سال، پس چون ارواح را در بدنها جا داد در میان دیده‌های ایشان نوشت که مؤمن است یا کافر، و آنچه به آن مبتلا خواهند شد و اعمال نیک و بد ایشان را در نامه‌ای به قدر گوش موش نوشت، پس در این باب این آیه را در قرآن فرستاد بر پیغمبرش إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ پس رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم متوسّم بود، پس من بعد از آن متوسّمم، و امامان از فرزندان من متوسّمند؛ پس چون نظر کردم به سیمای او همه احوال او بر من ظاهر شد «۱».

مؤلف گوید که: احادیث در این باب بسیار است و کیفیت تطبیق این تأویلات را در «بحار» ذکر کرده‌ام «۲»، و بنابر اکثر تأویلات می‌تواند بود که «ذلک» در این آیه اشاره است به قرآن، و مراد به سبیل در بعضی از تأویلات امام است، و در بعضی امامت، و در بعضی راه حق و در بعضی راه بهشت.

فصل سی‌ام در تأویل آیات آخر فرقان در شأن ائمه علیهم السّلام‌

خدا می‌فرماید وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً «۱» یعنی: «و بندگان خالص خداوند بخشنده آنانند که راه می‌روند بر روی زمین به آهستگی و همواری و سکینه و وقار نه از روی تکبر و تجبر».

علی بن ابراهیم و کلینی و ابن ماهیار و دیگران از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده‌اند که:

این آیه و آیات بعد از این تا آخر سوره در شأن امامان و اوصیاء نازل شده که در روی زمین به آهستگی راه می‌روند از ترس دشمنان خود «۲»، وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً «۳» «و هرگاه خطاب کنند ایشان را جاهلان و بی‌خردان، گویند سلامی را» یعنی در جواب سفاهت ایشان سخنی می‌گویند که سالم از گناهان باشند، یا سخن نیکی می‌گویند، یا سلام به ایشان می‌کنند.

در حدیث است که: این نیز در شأن اوصیاء است که با دشمنان مدارا می‌کنند «۴».

وَ الَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِیاماً «۵» «و آنان که شب به روز می‌آورند برای

حیاة القلوب، ج‌۵،


حیات القلوب
384

لَآیاتٍ لِلْعالِمِینَ «۱» یعنی «از جمله آیات قدرت و عظمت خداست آفریدن آسمانها و زمین و اختلاف زبانهای شما و رنگهای شما، بدرستی که در اینها آیات و علامتی چند هست برای عالمان»، حضرت فرمود: امامان عالمانند که خدا در اینجا فرموده است، و نمی‌شنود امام چیزی از زبانها و سخنها را مگر آنکه می‌داند که آن گوینده ناجی یا هالک خواهد بود، پس به این سبب هر کسی را موافق حال او و مذهب و قابلیت او جواب می‌فرماید «۲».

و ایضا در بصائر از حضرت امام رضا علیه السّلام روایت کرده است که فرمود: ما را دیده‌ای است که شباهت به دیده‌های مردم ندارد، و در دیده‌های ما نوری هست که شیطان را در آن شرکتی نیست «۳».

و عیاشی از حضرت امام صادق علیه السّلام روایت کرده است که در تأویل این آیه فرمود:

بدرستی که در امام آیاتی چند هست برای متوسّمین؛ و امام، سبیل مقیم و راه راست و درست و ثابت است، نظر می‌کند به نوری که خدا در دیده او قرار داده و سخن می‌گوید از جانب خدا و از او پنهان نمی‌باشد آنچه را اراده نماید «۴».

و در بصائر و اختصاص و غیر آنها از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده‌اند که: روزی حضرت امیر علیه السّلام در مسجد کوفه نشسته بود، ناگاه زنی آمد و با شوهرش نزاعی داشت، حضرت برای شوهرش حکم کرد. آن ملعونه گفت: و اللّه که چنان نبود که تو حکم کردی و بخدا سوگند که قسمت بالسویّه نمی‌کنی و عدالت در میان رعیت نمی‌کنی و حکم تو نزد خدا پسندیده نیست.

حضرت امیر علیه السّلام در غضب شد و ساعتی در او نظر کرد و فرمود که: ای جرأت‌کننده! ای دشنام دهنده! ای تشنیع‌کننده! ای آن که مانند زنان دیگر حایض نمی‌شوی! آن ملعونه

حیاة القلوب، ج‌۵،

  • نام منبع :
    حیات القلوب
    موضوع :
    کلام و عقاید
تعداد بازدید : 8191
صفحه از 480
پرینت  ارسال به