845
ترجمه تفسیر المیزان

" زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلي وَ رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ وَ ذلِكَ عَلَي اللَّهِ يَسِيرٌ" در اين آيه ركني ديگر از اركان كفر بت‌پرستان را بيان مي‌كند، و آن اين است كه بت‌پرستان با انكار معاد، اديان آسماني را منكرند، چون وقتي معاد را كه اثر دين است، و امر

__________________________________________________

(۱)سپس پيام‌آوران خود را يكي پس از ديگري فرستاديم، اما هر امتي كه پيامبرش به سويش آمد، تكذيبش كرد، و ما آن امت‌ها را يكي پس از ديگري هلاك كرده، به صورت سرگذشت درآورديم، پس دور باشند مردمي كه ايمان نمي‌آورند. سوره مؤمنون، آيه ۴۴.

(۲)مجمع البيان، ج ۱۰، ص ۲۹۸.

ترجمه الميزان، ج‌۱۹،


ترجمه تفسیر المیزان
844

و مال اين پندار در حقيقت به اين است كه سعادتمند كردن آنان به هر طريق كه خودشان بخواهند وظيفه خداست، مثل اينكه العياذ باللَّه دست خدا زير سنگ ايشان است، و در دنيا چشاندن وبال اين پندار، و در آخرت عذاب كردنشان در حقيقت اظهار بي‌نيازي او از ايشان است، بنا بر اين، مراد از استغناي خداي تعالي از ايشان همان مجموعي است كه از جمله" فَذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ" استفاده مي‌شود.

پس دو وجه در معناي استغناي خداي تعالي آورديم، و معناي دوم عمومي‌تر است، به هر حال چه آن مراد باشد و چه اين، از جمله مورد بحث عظمت و قدرتي استفاده مي‌شود كه بر هيچ كس پوشيده نيست، و اين جمله در معناي آيه شريفه زير است كه مي‌فرمايد: " ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاً وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ" «۱».

و بعضي «۲» از مفسرين گفته‌اند: مراد از جمله مورد بحث اين است كه خداي تعالي بي‌نياز از استدلال و اقامه برهان است و در نتيجه اتمام حجت بر آنان به بيشتر از اين است كه آنان را ارشاد نموده به سوي ايمان رهنمون شود.

بعضي ديگر گفته‌اند: مراد اين است كه خداي تعالي از اطاعت و عبادت آنان از ازل تا ابد بي‌نياز است، براي اين كه او غني بالذات است. ولي اين دو وجه به طوري كه ملاحظه مي‌كنيد چندان دلچسب نيست.

" وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَمِيدٌ"- اين جمله جاي تعليل مضمون آيه را گرفته، و آيه را چنين معنا مي‌دهد: خداي تعالي در ذاتش غني و در افعالش محمود است پس آنچه بر سر كفار بياورد، يعني چشاندن وبال امر آنان، و تعذيبشان به عذاب اليم در مقابل كفر و اعراضشان، همه از مقتضاي غناي او و عدل او است، چون به جز مقتضاي عمل خود آنان را به آنان برنگردانيده.

[اشاره به آياتي كه در آنها براي وقوع و تحقق قيامت قسم ياد شده است].....

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 25607
صفحه از 1598
پرینت  ارسال به