143
ترجمه تفسیر المیزان

جمله" أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ" گرفتار غروري مي‌شود كه گناه در دل ايجاد مي‌كند در آيه بعدي است، كه مي‌فهماند عزتي كه دچارش شده به خاطر گناهاني بوده كه مرتكب شده، و قلب مخالف با زبانش را، بيمار كرده است.

و سعي به معناي عمل و هم به معناي سرعت در راه رفتن است، در نتيجه معناي آيه چنين است، كه اين منافق شديد الخصومه وقتي دستش برسد، و داراي قدرتي شود و رياستي به دست آرد، سعي مي‌كند فساد را در زمين بگستراند و ممكن است كلمه (تولي) به معناي اعراض از روبرو شدن، و گفتگو كردن باشد و معنا چنين باشد كه چون از نزد تو بيرون مي‌شود، وضعش غير آن وضعي مي‌شود كه در حضور تو داشت، در حضور تو دم از صلاح و اصلاح و خير مي‌زد، و مي‌گفت در اين راه سعي خواهد كرد، ولي چون بيرون مي‌شود در راه فساد و افساد سعي مي‌كند.

" وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ" از ظاهر اين عبارت بر مي‌آيد كه مي‌خواهد جمله قبلي يعني فساد در زمين را بيان كند، و بفرمايد فساد و افسادش به اين است كه حرث و نسل را نابود كند، و اگر نابود كردن حرث و نسل را بيان فساد قرار داده براي اين است كه قوام نوع انساني در بقاي حياتش به غذا و توليد مثل است اگر غذا نخورد مي‌ميرد، و اگر توليد مثل نكند نسلش قطع مي‌شود، و انسان در تامين غذايش به حرث يعني زراعت نيازمند است چون غذاي او يا حيواني است و يا نباتي، و حيوان هم در زندگي و نموش به نبات نيازمند است پس حرث كه همان نبات باشد اصل در زندگي بشر است، و بدين جهت فساد در زمين را با اهلاك حرث و نسل بيان كرد، پس معناي اين آيه اين شد: كه او از راه نابود كردن حرث و نسل در زمين فساد مي‌انگيزد، و در نابودي انسان مي‌كوشد.

" وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ" مراد از فساد، فساد تكويني و آنچه در گردش زمان فاسد مي‌شود نيست چون پاره‌اي از فسادها هست كه دست كسي در آن دخالت ندارد عالم عالم كون و فساد، و نشاه تنازع در بقا است، هيچ موجودي پديد نمي‌آيد، مگر بعد از آنكه موجودي ديگر تباه مي‌شود، و هيچ جانداري متحقق نمي‌شود، مگر بعد از آنكه جانداراني بميرند و اين كون و فساد و حيات و موت در اين موجودات طبيعي، و در اين نشاه طبيعت زنجيروار و از پشت سرهم قرار دارند، و اين مستند به خود خداي تعالي است، و حاشا بر خدا كه چيزي را كه خودش مقدر فرموده مبغوض بدارد.

بلكه مراد از اين فساد، فسادهاي تشريعي است، يعني آن فسادي كه دست بشر پديد ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
142

تنها درمان دردشان جهنم است كه بد قرارگاهي است (۲۰۶).

و بعضي ديگرند كه جان خود را در برابر خوشنودي‌هاي خدا مي‌فروشند و خدا نسبت به بندگان رؤوف است (۲۰۷)

بيان آيات... ص: ۱۴۳

[تقسيم مردم از نظر صفات و ذكر احوال و خصائص منافق]... ص: ۱۴۳

اين آيات مشتمل بر تقسيمي ديگر است يعني مردم را از حيث نتايج صفاتشان تقسيم مي‌كند، هم چنان كه آيات قبلي يعني از آيه:" فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا..." به بعد مردم را از حيث اصل صفاتشان تقسيم مي‌كرد، كه يا طالب دنيايند، و يا طالب آخرت، و آيات مورد بحث از حيث نتيجه دنياطلبي و عقبي‌طلبي كه در اولي نفاق و در دومي خلوص در ايمان است تقسيم مي‌كند، و تناسب اين آيات با مساله حج تمتع بر كسي پوشيده نيست.

" وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا..."

كلمه اعجاب به معناي خرسند كردن است، و جمله:" فِي الْحَياةِ الدُّنْيا" متعلق است به جمله: (يعجبك) و معناي مجموع آيه چنين مي‌شود: (خرسندي و مسرت در دنيا از اين جهت كه دنياست و نوعي زندگي است منشاش ظاهربيني و حكم كردن بر طبق ظاهر است، و اما باطن و سريره در زير پرده و پشت حجاب نهان است، انسان تا زماني كه بستگي و تعلق به حيات دنيا دارد، نمي‌تواند حقايق پشت پرده را ببيند و درك كند، مگر اينكه از طريق تفكر در آثار مختصري از امر باطن را كشف كند و بهمين مناسبت است كه دنبالش فرموده:" وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلي ما فِي قَلْبِهِ..."، و معناي مجموع كلام اين است كه بعضي از مردمند كه وقتي با تو سخن مي‌گويند، طوري وانمود مي‌كنند كه افرادي حق‌پرستند، جانب حق را رعايت مي‌كنند، و به صلاح خلق عنايت دارند، و پيشرفت دين و امت را مي‌خواهند، در حالي كه دشمن‌ترين مردم نسبت به حقند، و دشمنيشان با حق از هر دشمن ديگر شديدتر است.

و كلمه (الد) أفعل تفضيل از ماده (ل- د- د) است، لد، و لدود، هر دو به معناي شدت خصومت است.

و كلمه خصام جمع خصم است، مانند صعب كه جمعش صعاب و كعب كه جمعش كعاب است.

بعضي هم گفته‌اند: خصام مصدر است: و جمله ألد الخصام به معناي اشد خصومة مي‌باشد.

" وَ إِذا تَوَلَّي سَعي فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها..."

كلمه تولي به معناي داراي ولايت و سلطنت شدن و تملك آن است، و مؤيد اين معنا ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 18180
صفحه از 688
پرینت  ارسال به