155
ترجمه تفسیر المیزان

حاجت مجرد كنيم، نسبت نامبرده بي اشكال خواهد شد، بلكه بايد گفت: چاره‌اي جز اين تجريد نداريم، اين معنا قابل انكار نيست كه آنچه نام (چيز) بر آن صادق است از ناحيه خداست، پس بايد بگوئيم: نسبت هر چيز به خدا نسبتي است كه لايق به كبريايي و عظمت او باشد، (يعني بگوئيم اگر همه اجسام از خداست نه به اين معنا است كه خود خدا هم جسم است، اگر آثار اجسام از او است، نه به اين معنا است كه خود او هم اين اثر را دارد، اگر مي‌آيد بطوري است كه محتاج پا و بدن باشد).

چون عمل (آمدن) در ميان موجودات جسماني عبارت است از اينكه جسمي مسافتي را كه بين آن و بين جسمي ديگر است با حركت قطع كند، و به آن نزديك شود، و اگر ما اين خصوصيت ماديت را از عمل آمدن مجرد كنيم، و در نتيجه صرف نزديكي و رفع فاصله و حائل ميان دو چيز كه غرض نهايي از آمدن است باقي بماند، چنين آمدني را مي‌توانيم به خدا نسبت دهيم، و بطور حقيقت هم نسبت دهيم، نه بطور مجاز، پس آمدن خدا به سراغ كفار به معناي برطرف شدن موانع ميان قضاي خدا و ميان آنان است، و اين خود يكي از حقايق قرآني است كه بحث‌هاي برهاني نمي‌تواند به آن دست يابد، مگر آنكه توأم با امعان و تدبر باشد، و پيچ و خم‌هايي كه در اين راه است پشت سر گذاشته بتواند اثبات كند كه حقيقت هستي و وجود اصيل حقيقتي داراي شدت و ضعف است.

و به هر حال آيه مورد بحث متضمن وعيد و تهديدي است كه آيه قبل به آن اشاره دارد كه مي‌فرمود:" أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ" و ممكن است تهديدي باشد به عذابي كه كفار در روز قيامت در پيش دارند، چون آيات مشابه آيه مورد بحث مانند آيه:َلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ"

«۱» ظهور در همين عذاب دارد.

و ممكن است تهديدي باشد به حادثه‌اي كه وقوعش در دنيا متوقع است، و اين احتمال بعد از مراجعه به بعد از آيه" وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ" «۲» و آيه بعد از آيه:" فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً" «۳» و نيز مراجعه به سوره انبيا و غيره در نظر قوت مي‌گيرد، چون از اين موارد استفاده مي‌شود كه آخرت آينده همين دنيا است، و ظهور تام هر حقيقتي است كه در اين دنيا است، و نيز ممكن است تهديدي باشد به آينده‌اي كه در انتظار آنان است چه در دنيا و چه در آخرت، و به هر حال

__________________________________________________

(۱)سوره نمل آيه ۳۳

(۲)سوره يونس آيه ۵۷

(۳)سوره روم آيه ۳۰

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
154

آن گاه در باره ملائكه مي‌فرمايد:" بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ" «۱» و نيز يك جا مي‌فرمايد:" إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ" «۲» و نيز مي‌فرمايد:" فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ" «۳».

هم چنان كه در باره آوردن عذاب در آيات مورد بحث فرموده:" أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ...".

و در جايي ديگر فرموده:َلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ"

«۴».

و اين خود باعث مي‌شود كه ما هر جا كه اموري به خدا نسبت داده شده كه با كبريايي خدا سازگار نيست بتوانيم كلمه (امر) را تقدير گرفته، بگوئيم: منظور امر خدا است، نه خود خدا، مانند عبارت (جاءَ رَبُّكَ)، و عبارت (و ياتيهم اللَّه)، و بگوئيم منظور (جاء امر ربك) و (ياتيهم امر اللَّه) است.

[توجيهي لطيف تر و دقيق تر از ظواهري كه افعال حدوثي را به خداوند نسبت مي‌دهد]... ص: ۱۵۵

اين است آن توجيهي كه بحث ساده پيرامون اينگونه نسبت‌ها دست مي‌دهد، و همه مفسرين نيز آن را پذيرفته‌اند ولي تدبر در كلام خداي تعالي معنايي لطيف‌تر از اين دست مي‌دهد.

توضيح اينكه امثال آيه:" وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ" «۵» و آيه:" الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ" «۶» و آيه:" أَعْطي كُلَّ شَيْ‌ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدي" «۷» اين معنا را افاده مي‌كند كه خداي تعالي آنچه را كه از خلقت و شؤون و اطوارش مي‌دهد خودش واجد آن است، و آنچه را مي‌دهد و به آن جود مي‌ورزد قطره‌هايي است از اقيانوسي كه نزد خود دارد.

هر چند كه براي فهم ما از جهت انسي كه به ماده و احكام جسمانيت دارد دشوار است كه تصور كند چگونه مي‌توان اينگونه امور را از قيد ماده و اوصاف حدوث جدا و مجرد كرد، تا نسبت دادنش به خدا محذور نداشته باشد.

آري آنچه باعث مي‌شود، آمدن و آوردن و هر نسبت ديگري نظير اينها را به خدا ندهيم، مساله نبودن نقص و حاجت در خداست، و اگر ما بتوانيم اينگونه نسبت‌ها را از معناي نقص و

__________________________________________________

(۱)ملائكه به امر او عمل مي‌كنند." سوره انبيا آيه ۲۷"

(۲)پروردگار تو است كه در ميان آنان حكم مي‌راند." سوره يونس آيه ۹۳"

(۳)و چون امر خدا بيايد در بين آنان قضا رانده مي‌شود." سوره مؤمن آيه ۷۸"

(۴)آيا منتظر آنند كه ملائكه نزدشان آيد، و يا امر پروردگارت به سويشان بيايد." سوره نحل آيه ۳۳"

(۵)سوره فاطر آيه ۱۵

(۶)سوره ص آيه ۹ [...]

(۷)سوره طه آيه ۵۰

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 15761
صفحه از 688
پرینت  ارسال به