195
ترجمه تفسیر المیزان

كمال خود را در زندگي اجتماعيش هموار كند؟.

و وقتي طبيعت انسانيت اين اختلاف را پديد مي‌آورد، و باعث مي‌شود كه انسان از رسيدن به كمال و سعادتي كه لايق و مستعد رسيدن به آن است محروم شود، و خودش نمي‌تواند آنچه را فاسد كرده اصلاح كند، لا جرم اصلاح (اگر فرضا اصلاحي ممكن باشد) بايد از جهت ديگري غير جهت طبيعت باشد، و آن منحصرا جهتي الهي خواهد بود، كه همان نبوت است، و وحي، و به همين جهت خداي سبحان از قيام انبيا به اين اصلاح تعبير كرد به (بعث)، و در سراسر قرآن بعث را به خودش نسبت داده، فرموده اوست كه در امت‌ها انبيا مبعوث مي‌كند، با اينكه مساله قيام انبيا مثل ساير امور، به ماده و روابط زماني و مكاني نيز ارتباط دارد، اما همه جا بعث را به خودش نسبت داده، تا بفهماند تنها خداست كه مي‌تواند اختلافات بشر را حل كند.

پس نبوت حالتي است الهي (و اگر خواستي بگو) حالتي است غيبي، كه نسبتش به حالت عمومي انسانها، يعني درك و عمل آنها، نسبت بيداري است به خواب، كه شخص نبي به وسيله آن، معارفي را درك مي‌كند كه به وسيله آن اختلافها و تناقض‌ها در حيات بشر مرتفع مي‌گردد، و اين ادراك و تلقي از غيب، همان است كه در زبان قرآن وحي ناميده مي‌شود، و آن حالتي كه انسان از وحي مي‌گيرد نبوت خوانده مي‌شود.

[تقرير دليل و برهان براي نبوت عامه]... ص: ۱۹۶

از اينجا روشن مي‌گردد كه اين سه مقدمه، يعني:

۱- دعوت فطرت (منظور مؤلف دعوت مستقيم فطرت نيست تا اشكال كني كه خود ايشان فطري بودن مدنيت را انكار كردند بلكه منظور دعوت غير مستقيم است يعني فطرت او را به استخدام ديگران دعوت مي‌كند و اين استخدام او را ناگزير مي‌سازد كه به زندگي مدني تن در دهد." مترجم" بشر را به تشكيل اجتماع مدني.

۲- و دعوت آن به اختلاف از يك طرف.

۳- و عنايت خداي تعالي به هدايت بشر به سوي تماميت خلقتش از سوي ديگر، خود حجت و دليلي است بر اصل مساله نبوت، و به عبارتي ديگر دليل نبوت عامه است

، كه اينك براي خواننده عزيز تقرير ميشود:

نوع بشر به حسب طبع بهره‌كش است، و اين بهره‌كشي و استخدام فطري او را به تشكيل اجتماع وا مي‌دارد، و در عين حال كار او را به اختلاف و فساد هم مي‌كشاند، در نتيجه در همه شؤون حياتش كه فطرت و آفرينش برآوردن حوائج آن شؤون را واجب مي‌داند، دچار اختلاف مي‌شود، و آن حوائج برآورده نمي‌گردد مگر با قوانيني كه حيات اجتماعي او را

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
194

" وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ" «۱».

چهارم اينكه هر شريعت لاحق، كامل‌تر از شريعت سابق است.

پنجم اينكه علت بعثت انبيا و فرستادن كتاب و به عبارتي ديگر سبب دعوت ديني همان سير بشر به حسب طبع و فطرتش به سوي اختلاف است، همانطور كه فطرتش او را به تشكيل اجتماع مدني دعوت مي‌كند، همان فطرت نيز او را به طرف اختلاف مي‌كشاند، و وقتي راهنماي بشر به سوي اختلاف فطرت او باشد، ديگر رفع اختلاف از ناحيه خود او ميسر نمي‌شود، و لا جرم بايد عاملي خارج از فطرت او عهده‌دار آن شود، و بهمين جهت خداي سبحان از راه بعثت انبيا و تشريع شرايع، نوع بشر را به سوي كمال لايق به حالش و اصلاح‌گر زندگيش اين اختلاف را برطرف كرد، و اين كمال، كمال حقيقي است، كه داخل در صنع و ايجاد است، قهرا مقدمه آنها يعني بعثت انبيا هم بايد داخل در عالم صنع باشد.

اما اينكه گفتيم خداوند نوع بشر را به سوي كمال حقيقيش هدايت نمود، بدين جهت است كه به حكم آيه:" الَّذِي أَعْطي كُلَّ شَيْ‌ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدي" «۲».

[عنايت خداي تعالي به رفع اختلافات انسانها و هدايت بشر بسوي كمال از راه بعث انبياء (ع)]... ص: ۱۹۵

يكي از شؤون خدايي خدا اين است كه هر چيزي را به آن نقطه‌اي كه خلقتش را تمام مي‌كند هدايت نمايد، و يكي از چيزهايي كه خلقت آدمي با آن تمام مي‌شود، و اگر نباشد خلقتش ناقص مي‌ماند، اين است كه به سوي كمال وجودش در دنيا و آخرت هدايت شود.

هم چنان كه باز خود خداي تعالي فرموده:" كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ، وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً. «۳»

و اين آيه به خوبي مي‌فهماند كه كار خداي تعالي همين امداد عطا است، هر كسي را كه در راه حياتش و وجودش محتاج مدد اوست مدد ميدهد، و آنچه را كه مستحق است عطا مي‌كند و عطاي او از ناحيه او دريغ نمي‌شود مگر آنكه كسي با بهره نگرفتن خودش و از ناحيه خودش از گرفتن عطاي او دريغ كند.

و معلوم است كه انسان خودش نمي‌تواند اين نقيصه خود را تكميل كند، چون فطرت خود او اين نقيصه را پديد آورده، چگونه مي‌تواند خودش آن را برطرف ساخته راه سعادت و

__________________________________________________

(۱)و اينكه قرآن كتابي است شكست ناپذير، كه نه از ناحيه كتب آسماني قبل خلل مي‌پذيرد، و نه بعدا كتابي ديگر ناسخ آن مي‌شود." سوره فصلت آيه ۴۲"

(۲)سوره طه آيه ۵۰

(۳)ما هر دو دسته را هم نيكان را و هم بدان را از عطاي پروردگارت مدد مي‌دهيم، و عطاي پروردگار تو جلوگيري ندارد." سوره اسرا آيه ۲۰"

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 19781
صفحه از 688
پرینت  ارسال به