283
ترجمه تفسیر المیزان

ص قشوني به ناحيه‌اي فرستاد، و در آن قشون هفت نفر يك فرمانده داشتند، كه فرمانده آنان عبد اللَّه بن جحش اسدي و بقيه نفرات عمار ياسر بود، و ابو حذيفة بن عتبة بن ربيعة، و سعد بن ابي وقاص، و عتبة بن صفوان سلمي، هم پيمان بني نوفل، و سهل بن بيضا، و عامر بن فهيرة، و واقد بن عبد اللَّه يربوعي، هم پيمان عمر بن خطاب، و رسول خدا ص فرماني نوشت براي فرمانده آنان، و دستور داد آن را نخواند تا به ملل برسد، و در آنجا پياده شود همين كه عبد اللَّه و نفراتش به آن بيابان رسيدند، نامه را گشود، ديد نوشته حركت كن تا برسي به بيابان نخله عبد اللَّه به يارانش گفت: هر كس خريدار مرگ است راه بيفتد، و وصيت خود را بكند من وصيت خود را مي‌كنم، و به پيروي از دستور رسول خدا حركت خواهم كرد، اين بگفت و حركت كرد، و از نفراتش سعد بن ابي وقاص و عتبة بن غزوان (ظاهرا صفوان باشد) كه شتري از شتران خود را گم كرده و به دنبال آن رفته بودند جاي ماندند، و ابن جحش هم چنان پيش مي‌رفت، تا رسيد به حكم بن كيسان و عبد اللَّه بن مغيرة بن عثمان، و عمر و حضرمي، عبد اللَّه با اين چند نفر جنگ كرد، تا در آخر حكم بن كيسان و عبد اللَّه بن مغيرة بن عثمان اسير شدند، و عمر و حضرمي كشته شد، كه واقد بن عبد اللَّه او را كشت، و اين اولين غنيمتي بود كه به دست اصحاب محمد ص افتاد، همين كه وارد مدينه شدند، و اسرا و اموال را همراه آوردند مشركين اعتراض كردند كه محمد ادعا مي‌كند كه پيرو فرمان خداست آن وقت خود اولين كس مي‌شود كه حرمت ماه حرام را مي‌شكند.

به دنبال اين واقعه بود كه اين آيه شريفه نازل شد" يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ" درست است ما هم مي‌گوئيم اين عمل حلال نيست، اما شما مشركين بزرگتر از قتل در ماه حرام را مرتكب شديد آن زمان كه كفر ورزيديد، و محمد را از آمدن به مكه جلوگير شديد، و فتنه (كه همان شرك به خدا باشد) نزد خدا از قتال در ماه حرام بزرگتر است، و باز بهمين جهت فرمود:" وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ، وَ كُفْرٌ بِهِ" «۱».

مؤلف: روايات در اين معنا و قريب به اين معنا از طرق اهل سنت بسيار است، و نيز در مجمع البيان اين معنا روايت شده، و در بعضي روايات آمده كه قشون نامبرده هشت نفر بودند، كه نهمي آنان اميرشان بود. «۲»

و باز در الدر المنثور است كه ابن اسحاق و ابن جرير و ابن ابي حاتم و بيهقي از طريق يزيد بن رومان از عروه روايت كرده‌اند كه گفت: رسول خدا ص عبد اللَّه بن جحش

__________________________________________________

(۱)الدر المنثور ج ۱ ص ۲۵۰

(۲)مجمع البيان ج ۱ ص ۳۱۲

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
282

و شما خواننده عزيز اگر مفاسد اجتماعيه و فرديه را، حتي آن مفاسدي كه فسادش براي همه جوامع مسلم است، و كسي منكر آن نيست، مورد تجزيه و تحليل قرار دهي، خواهي ديد كه اساس آن مفاسد اعمالي است كه باعث از كار افتادن عقل در حكومت و هدايت است، و بقيه مفاسد هم هر قدر كه زياد باشد، و هر قدر بزرگ باشد، باز اساسش همين بطلان حكومت عقل است، كه جاي توضيحش محل ديگري است، كه ان شاء اللَّه تعالي خواهد آمد.

بحث روايتي [(در ذيل آيات گذشته)]... ص: ۲۸۳

در الدر المنثور است كه ابن جرير از ابن عباس روايت كرده كه گفت من پشت سر رسول خدا ص سوار شده بودم، فرمود: اي ابن عباس از خدا به آنچه برايت مقدر كرده راضي باش هر چند كه مخالف خواسته و آرزويت باشد، براي اينكه مقدرات تو از پيش در كتاب خدا ثبت شده، عرضه داشتم: يا رسول اللَّه اين در كجاي قرآن است، با اينكه من قرآن را خوانده‌ام (چنين چيزي بياد ندارم؟) فرمود: آيه:" وَ عَسي أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ، وَ عَسي أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ، وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ" «۱».

مؤلف: در اين روايت اشعار و اشاره‌اي هست به اينكه تقدير تنها اختصاص به تكوين و مقدرات زندگي ندارد، بلكه شامل تشريع هم مي‌شود، (چون آيه شريفه راجع به تشريع است) چيزي كه هست به اختلاف اعتبارات مختلف مي‌شود و اما اينكه كلمه: عسي (اميد است) در خصوص اين آيه به معناي (واجب بودن) استعمال شده باشد، آيه شريفه دلالتي بر آن ندارد، و ما در سابق هم گفته‌ايم كه اين كلمه در مورد خداي تعالي هم به همان معناي لغويش در قرآن بكار رفته، كه همان اظهار اميد باشد، پس نبايد به گفته بعضي‌ها اعتنا كرد كه گفته‌اند: در قرآن همه چيز مصداق (عسي) است، چون عسي در قرآن و از ناحيه خدا واجب است، و از اين عجيب‌تر مطلبي است كه از بعضي مفسرين نقل شده كه گفته‌اند هر چيزي كه در قرآن با كلمه (عسي) بيان شده واجب است، مگر دو جا يكي در مساله تحريم كه فرموده:" عَسي رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ" «۲» و يكي هم در سرگذشت بني اسرائيل كه فرموده:" عَسي رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ" «۳».

و نيز در الدر المنثور است كه ابن جرير از طريق سدي روايت كرده كه گفت: رسول خدا

__________________________________________________

(۱)الدر المنثور ج ۱ ص ۲۴۴"

(۲)سوره تحريم آيه ۵

(۳)سوره اسرا آيه ۸

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 16921
صفحه از 688
پرینت  ارسال به