295
ترجمه تفسیر المیزان

و اضطراب دلهاشان مي‌شده، و همين اضطراب وادارشان كرده كه از امر ايتام سؤال كنند، و واقع هم همين طور بوده، چون آياتي شديد اللحن در امر ايتام نازل شده بود، مانند آيه:" إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامي ظُلْماً، إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً، وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً" «۱» و آيه:

" وَ آتُوا الْيَتامي أَمْوالَهُمْ، وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ، وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلي أَمْوالِكُمْ، إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً" «۲». كه در اولي خوردن مال يتيم را خوردن آتش، و در دومي خوردن خبيث و جرمي كبير خوانده.

پس از ظاهر امر چنين بر مي‌آيد كه آيه مورد بحث بعد از آيات سوره نساء نازل شده، و با اين معنا آن رواياتي كه در شان نزول آيه وارد شده و به زودي از نظر خواننده مي‌گذرد، تاييد مي‌شود و در جمله:" قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ..."، از آنجا كه كلمه (اصلاح) نكره و بدون الف و لام آمده، دلالت دارد بر اينكه آنچه مرضي خداست نوع خاصي از اصلاح است، نه هر اصلاحي، هر چند كه اصلاح ظاهري باشد، پس بايد گفت نكره آمدن اصلاح براي افاده تنوع است و در نتيجه مراد از صلاح اصلاح حقيقي است، نه صوري و جمله ذيل آيه هم كه مي‌فرمايد:" وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ..."، به اين نكته اشعار دارد.

[ترخيص در اختلاط سر پرستان و اولياي ايتام با ايتام، متضمن مساوات بين تمام مؤمنين است.]... ص: ۲۹۶

" وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ" اين جمله به مساواتي اشاره مي‌كند كه خداي تعالي در ميان تمامي مؤمنين برقرار كرده مي‌خواهد، تمامي صفات و تعيناتي كه باعث امتياز يك طبقه از طبقه ديگر است، و ريشه بروز همه انواع فساد در ميان مردم مي‌شود مثلا اين آن ديگري را برده خود مي‌كند، و آن اين ديگري را به استضعاف مي‌كشد، و ذليل خود نموده به او بزرگي مي‌فروشد، و نيز باعث انواع ظلم‌ها و تجاوزات مي‌شود لغو شده اعلام كند، آري با اين اعلام برادري است كه موازنه و هم سنگي ميان دو طبقه مردم ميان يتيم ضعيف و ولي قوي، ميان توانگر ميليونر و فقير خاكسترنشين، و همچنين ميان هر ناقص و تامي بر قرار مي‌شود، هم چنان كه در جاي ديگر هم فرمود:" إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ" «۳».

__________________________________________________

(۱)آنان كه اموال يتيمان را به ستم مي‌خورند همانا در شكمهاشان آتشي مي‌خورند و بزودي افروخته مي‌سوزند." سوره نسا آيه ۹"

(۲)اموال يتيمان را بدهيد و بد را با خوب تبديل نكنيد و اموال آنان را با اموال خود مخوريد كه آن گناهي بزرگ است." سوره نسا آيه ۲"

(۳)رابطه ميان مؤمنين تنها و تنها بر اخوت برقرار است." سوره حجرات آيه ۱۰" [...]

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
294

است.

گفتار در اينكه چرا در پاسخ از اينكه (چه انفاق كنيم؟) فرموده: (عفو را) همان گفتاري است كه ما در تفسير آيه" يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ؟ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ..." گذرانديم.

" يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ" ظرف (در دنيا و آخرت) متعلق است به جمله (تتفكرون)، ولي ظرف آن نيست، و معناي آيه اين است كه شايد شما در باره امور دنيا و آخرت فكر كنيد، (نه اينكه در دنيا و آخرت فكر كنيد)، بلكه در باره حقيقت اين دو نشاه، البته آنچه مربوط به شما است فكر كنيد، و بفهميد كه دنيا خانه‌اي است كه خدا آن را براي شما آفريد، تا در آن زندگي كنيد، و آنچه برايتان در خانه آخرت كه بازگشتگاه شما است نافع است كسب كنيد، چون در آخرت به سوي پروردگارتان بازگشت مي‌كنيد و خدا شما را در برابر اعمالي كه در دنيا كرده‌ايد جزا مي‌دهد.

[دو نكته در آيه: ۱- تشويق مردم به تفكر پيرامون حقائق وجود ۲- عدم رضايت به تقليد و اطاعت كور كورانه]... ص: ۲۹۵

در اين آيه شريفه دو نكته هست، اول اينكه مردم را تشويق و تحريك مي‌كند به اينكه پيرامون حقايق وجود، و معارف مبدأ و معاد و اسرار طبيعت بحث كنند و در طبيعت اجتماع و نواميس اخلاق، و قوانين زندگي فردي و اجتماعي بينديشند و سخن كوتاه آنكه از ميان تمامي علومي كه از مبدأ و معاد و حقايق بين آن دو بحث مي‌كند، آنچه را كه مربوط به سعادت و شقاوت انسان است بكار بگيرند.

دوم اينكه قرآن كريم هر چند كه بشر را به اطاعت مطلقه و بي‌چون و چراي خدا و رسول دعوت مي‌كند، الا اينكه به اين هم رضايت نمي‌دهد كه مردم احكام و معارف قرآني را با جمود محض و تقليد كوركورانه، و بدون هيچ تفكر و تعقلي بپذيرند، بلكه بايد فكر و عقل خود را بكار بگيرند، تا در هر مساله حقيقت امر كشف شود، و با نور عقل راهشان در اين سير و سلوك روشن گردد.

و گويا مراد از تبيين همان كشف و پرده برداري از علل احكام و قوانين، و روشنگري اصول معارف و علوم باشد.

" وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامي، قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ" اين آيه شريفه اشعار بلكه دلالت دارد بر نوعي تخفيف و تسهيل، چون اول اجازه خلط و آميزش با ايتام را مي‌دهد، بعدا مي‌فرمايد و اگر خدا خواست كمكتان مي‌كند، و از اين تعبير معلوم مي‌شود كه مسلمانان قبلا تشديدي از خدا نسبت به امر ايتام شنيده بودند، كه مايه تشويش

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 17144
صفحه از 688
پرینت  ارسال به