43
ترجمه تفسیر المیزان

حقيقي، و بنده بودن بندگان براي او باعث شده كه او بطور علي الاطلاق قريب و نزديك به ايشان باشد، نزديك‌تر از هر چيزي كه با او مقايسه شود، و نيز اين مالكيت باعث شده كه هر تصرفي و به هر نحو كه بخواهد در بندگانش بكند جايز باشد بدون اينكه دافعي و مانعي جلو تصرفاتش را بگيرد، و اين جواز تصرف حكم مي‌كند به اينكه خداي سبحان هر دعاي دعا كننده را اجابت كند هر چه مي‌خواهد باشد و با اعطا و تصرف خود حاجتش را برآورد چون مالكيت او عام و سلطنت و احاطه‌اش بر جميع تقادير و بدون هيچ قيد و اندازه است.

نه آن طور كه يهود مي‌پندارد، و مي‌گويد: خدا وقتي موجودات را آفريد و در آنها تقدير و اندازه‌گيري كرد، كارش تمام شد، و زمام تصرفات جديد از دستش بيرون شد، آنچه از ازل قضايش را رانده صورت مي‌گيرد، و حتي خودش هم نمي‌تواند جلو قضاي رانده شده خود را بگيرد، پس ديگر نسخ و بداء و استجابت دعا مفهومي ندارد، چون كار از ناحيه او تمام شده و از دستش در رفته.

و نه آن طور كه جماعتي از اين امت پنداشته‌اند، كه خدا هيچ دخل و تصرفي در اعمال بندگان خود ندارد، اينان (قدريه) هستند كه رسول خدا ص لقب (مجوس اين امت) به ايشان داده، و شيعه و سني روايت كرده‌اند كه فرموده:" القدرية مجوس هذه الامة" قدريه مجوس اين امتند. «۱»

بلكه ملك خداي تعالي حتي بعد از راندن قضا و قدر در عالم، و حتي در اعمال بندگان هم چنان به اطلاقش باقي است، و هيچ موجودي مالك هيچ چيزي نيست مگر به تمليك و اذن او، آنچه او بخواهد و تمليك كند و اجازه وقوعش را بدهد واقع مي‌شود، و آنچه او نخواهد، و تمليك نكند و اجازه وقوعش را ندهد واقع نمي‌شود، هر چند كه (همه عالم) براي وقوع آن دست به دست هم بدهند، هم چنان كه خودش فرموده:" يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَي اللَّهِ، وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ". «۲»

پس روشن شد اينكه فرموده:" وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ" همانطور كه متعرض حكم مساله اجابت دعا است متعرض بيان علل آن نيز هست، و مي‌فهماند علت نزديك بودن خدا به بندگان همين است كه دعا كنندگان بنده اويند، و علت اجابت بي‌قيد و شرط دعاي ايشان همان نزديكي خدا به ايشان است، و بي‌قيد و شرط بودن اجابت دعا، مستلزم بي‌قيد و شرط بودن دعا است، پس تمامي دعاهايي كه خدا براي اجابت

__________________________________________________

(۱)سفينة البحار ج ۲ ص ۴۰۹

(۲)هان اي مردم شما همه محتاجان به خدائيد، و خدا به تنهايي بي‌نياز است." سوره فاطر آيه ۱۵"

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
42

و عبد عبارت است از انسان و يا هر صاحب عقل و شعور ديگري كه ملك ديگري باشد، در نتيجه عبد وقتي به خدا نسبت داده مي‌شود نظير ملك منسوب به او است.

و ملك خداي تعالي با ملك ديگران فرق دارد، فرقي كه بين واقعيت و ادعا و بين حقيقت و مجاز است، براي اينكه خداي تعالي كه مالك بندگان خويش است، ملكش هم طلق است، و هم محيط به همه نواحي و جوانب بنده است، بندگان او نه در ذات خود مستقل از اويند، و نه در توابع ذاتشان، از صفات و افعال و هر چيز ديگري كه منسوب به ايشان است، از قبيل همسر و اولاد و مال و جاه و غيره، و جان كلام آنكه آنچه را كه ملك يك بنده مي‌دانيم چون مي‌بينيم به نحوي از انحا نسبتي به آن بنده دارد، حال چه اينكه اين نسبت حقيقي و به طبع باشد، مثل نسبتي كه ميان او و جان و بدن و گوش و چشم او و عمل و آثار او هست، و يا نسبت وضعي و اعتباري باشد مانند نسبتي كه ميان او و همسر و مال و جاه و حقوق او هست، اين ملك را به اذن خدا مالك شده، و اين نسبت‌ها به وسيله خدا ميان او و ما يملكش برقرار گشته، حال ما يملكش هر چه باشد خداي عز اسمه به او تمليك كرده، او است كه جان بندگان و جسم آنان را به آنان نسبت داده، و به بنده‌اش فرمود: جان تو و جسم تو و گوش تو و امثال آن، و اگر اين نسبت را برقرار نمي‌كرد اصلا بنده‌اي موجود نمي‌شد، هم چنان كه فرمود:" قُلْ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ" «۱» و نيز فرموده:" وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً" «۲».

نزديك بودن خداي سبحان به بندگان، مقتضاي مالكيت مطلقه الهي و عبوديت عباد است... ص: ۴۳‌

پس خداي سبحان ميان هر چيزي و خود آن چيز حائل است، و ميان آن و تمامي مقارنات آن از فرزند و همسر و دوست و مال و جاه و حق او حائل است، پس خداي تعالي از هر چيزي كه فرض شود به مخلوق خود نزديك‌تر است، پس او قريب علي الاطلاق است، هم چنان كه خودش فرموده:" وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ" «۳» و نيز فرموده:" وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ" «۴» و نيز فرموده:" أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ" «۵» و مراد از قلب همان جان آدمي و نفس مدركه او است.

و سخن كوتاه آنكه مالك بودن خداي سبحان نسبت به بندگانش به مالكيت

__________________________________________________

(۱)و او كسي است كه شما را ايجاد كرد، و برايتان گوش و چشم و دل قرار داد." سوره ملك، آيه ۲۳"

(۲)هر چيزي را او بيافريد و به نوعي كه كس نمي‌داند اندازه‌گيريش كرد." سوره فرقان آيه ۲"

(۳)از شما به آن كس كه دارد جان مي‌دهد نزديكتريم و ليكن شما نمي‌بينيد." سوره واقعه آيه ۸۵" [...]

(۴)ما از رگ قلب به او نزديكتريم." سوره ق آيه ۱۶"

(۵)كه خدا ميان هر كس و قلب او حائل است." سوره انفال آيه ۲۴"

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 18173
صفحه از 688
پرینت  ارسال به