421
ترجمه تفسیر المیزان

معناي ديدن نيامده، بلكه به معناي علم آمده، و علت اينكه از علم تعبير به رؤيت كرده براي اين است كه بفهماند مطلب آن قدر روشن است كه مي‌توان آگاهي از آن را ديدن خواند اين آيه شريفه، همانند آيات زير است كه مي‌فرمايد:" أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ" «۱» و نيز مي‌فرمايد:" أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً؟" «۲» زمخشري در اين باره گفته است كلمه" ا لم تر" به منزله يك مثال است كه در مقام شگفت‌انگيزي و تعجب به كار مي‌رود، وقتي كه مي‌گوئيم:" أ لم تر كذا و كذا" معنايش اين است كه: راستي تعجب نمي‌كني از اينكه چنين و چنان شد؟ و كلمه" حَذَرَ الْمَوْتِ" مفعول له براي فعل" خرجوا" است، و معنايش اين است كه: مگر نديدي آن كساني را كه به خاطر ترس از مرگ، از ديار خود خارج شدند؟ و نيز ممكن است كه آن را مفعول مطلق گرفته و بگوئيم:

تقدير آيه:" خرجوا من ديارهم و هم الوف يحذرون الموت حذرا"، است يعني از ديار خود بيرون شدند در حالي كه هزاران نفر بودند، و از مرگ مي‌ترسيدند، ترسيدني كه ناگفتني است.

" فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ..."

امر در اين آيه شريفه، امر تكويني است و منافاتي ندارد كه مرگ اين گروه از مجراي طبيعي واقع شده باشد، هم چنان كه در روايات هم آمده است كه به مرض طاعون مرده‌اند، و اگر تعبير به امر (بميريد) كرده و نفرمود" خدا ايشان را ميراند و سپس زنده كرد"، براي اين بود كه بهتر بر نفوذ قدرت و غلبه امر الهي دلالت كند، چون تعبير به انشاء در امور تكويني از تعبير به خبر دادن مؤثرتر و مؤكدتر است، هم چنان كه در اوامر تشريعي تعبير به اخبار مؤكدتر است از تعبير به انشاء.

(وقتي بخواهيم به مامور خود دستور مؤكدي بدهيم، گفتن اين كه فلان كار را مي‌كني مؤكدتر است از گفتن اينكه فلان كار را بكن.)" مترجم" و جمله:" ثم احياهم" تا حدي دلالت دارد بر اينكه خداي تعالي زنده‌شان كرده تا زندگي كنند، و بعد از زنده شدن مدتي زندگي كرده‌اند، براي اينكه اگر اين احياء و زنده ساختن، صرفا معجزه‌اي بوده تا ديگران از آن عبرت بگيرند و يا دليلي و يا بياني براي اثبات حقيقتي بوده باشد، بايد آن را ذكر مي‌كرد، چون رسم قرآن در بلاغتش همين است، هم چنان كه در داستان اصحاب كهف ذكر كرد كه بعد از زنده شدن چه كارهايي كردند، علاوه بر اينكه جمله بعدش هم كه مي‌فرمايد:" إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَي النَّاسِ..."، اشعاري بر اين معنا دارد، چون زنده كردن وقتي فضل مي‌شود كه زنده شده چند صباح ديگر زنده بماند.

__________________________________________________

(۱)مگر نديدي كه خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريد؟." سوره ابراهيم، آيه ۱۹"

(۲)مگر نديديد كه چگونه خداي تعالي آسمانها را هفت طبقه آفريد؟." سوره نوح، آيه ۱۵" [...]

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
420

[سوره البقرة (۲): آيه ۲۴۳]... ص: ۴۲۱

اشاره

أَ لَمْ تَرَ إِلَي الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَي النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ (۲۴۳)

ترجمه آيه... ص: ۴۲۱

مگر داستان آنان كه هزاران نفر بودند و از بيم مرگ، از ديار خويش بيرون شدند نشنيدي كه خدا به ايشان گفت بميريد، آن گاه زنده‌شان كرد كه خدا بر مردم كريم است ولي بيشتر مردم سپاسگزاري نمي‌كنند (۲۴۳)

بيان آيه... ص: ۴۲۱

اشاره

" أَ لَمْ تَرَ إِلَي الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ..."

كلمه" رؤيت" كه مصدر فعل" تري" است و به معناي ديدن است، در اينجا به

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 15981
صفحه از 688
پرینت  ارسال به