439
ترجمه تفسیر المیزان

حياتي است كه از حيات و روح خدا سرچشمه دارد و پاداش و اثرش حك شدن ايمان و استقرار آن در قلب است، پس اين مؤمنين مؤيدند به روحي از خدا، و اين روح وقتي افاضه مي‌شود كه ايمان در دل رسوخ كند، آن وقت است كه حياتي جديد در جسم و كالبدشان دميده مي‌شود، و در اثر آن نوري پيش پايشان را روشن مي‌كند.

و اين آيه بطوري كه ملاحظه مي‌كنيد نزديك به انطباق با آيه زير است:" هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً"، «۱» مضمون اين آيه تقريبا همان مضموني است كه آيه سوره مجادله داشت، با اين تفاوت كه در آن آيه، روح به جاي سكينت در اين آيه، و زياد شدن ايماني بر ايمان مؤمنين در اين آيه، به جاي كتابت ايمان در آن آيه قرار گرفته، مؤيد اين انطباق ذيل آيه سوره فتح است كه لشگر آسمانها و زمين را از آن خدا مي‌داند، و قرآن كريم در مواردي ديگر ملائكه و روح را لشگر خدا دانسته است.

باز نزديك به سياق اين آيه، آيه شريفه زير است كه مي‌فرمايد:" فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلي رَسُولِهِ وَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ، وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوي وَ كانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها)، «۲» و نيز آيه زير است كه مي‌فرمايد:" فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها" «۳».

از مطالب گذشته هم روشن گرديد كه ممكن است از كلام خداي تعالي استفاده كرد كه مراد از سكينت، روحي است الهي، و چيزي است كه مستلزم آن روح الهي است، امري است از خداي تعالي كه باعث سكينت قلب و استقرار و آرامش نفس و محكمي دل مي‌شود و معلوم است كه اين توجيه باعث نمي‌شود كه كلام از معناي ظاهريش بيرون شود، و كلمه" سكينت" كه به معناي سكون قلب و عدم اضطراب آن است در روح الهي استعمال شده باشد و جا دارد كه با همين معنا روايات آينده توجيه شود.

[بيان آيات... ص: ۴۴۰

اشاره

" وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسي وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ..."

__________________________________________________

(۱)او همان خدايي است كه سكينت و آرامش را در دلهاي مؤمنين نازل كرد، تا ايماني جديد بر ايمانشان بيفزايد و تمامي آسمانها و زمين لشگريان خدا هستند و خدا همواره داناي فرزانه است." سوره فتح، آيه ۴"

(۲)پس خداي تعالي سكينت را بر رسولش و بر مؤمنين نازل كرد و كلمه تقوي را در دلهايشان حك نمود و حقيقتا اهل و سزاوار آن بودند." سوره فتح، آيه ۲۶"

(۳)پس خدا سكينت خود را بر او نازل كرد و او را با لشگرياني كه شما آنها را نمي‌ديديد، تاييد نمود." سوره توبه، آيه ۴۱"

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
438

خود را بر پايه معارفي بنا نهاده كه شك و اضطراب قبول نمي‌كند، و در اعمالش با روحيه‌اي اقدام مي‌كند كه از تكليف الهي صد در صد صحيح منشا گرفته، او هيچ سرنوشتي را به دست خود نمي‌داند تا از فوت آن بترسد، و يا از فقدانش اندوهناك گردد، و يا در تشخيص خير و شرش دچار اضطراب شود.

ولي غير مؤمن كه براي خود ولي نمي‌شناسد، كسي را كه عهده‌دار امورش باشد ندارد، بلكه خير و شر خود را به دست خودش مي‌داند، خودش را هم كه گفتيم چه وضعي دارد، پس او در همه عمر در ميان ظلمت افكاري كه از هر سو بر او هجوم مي‌آورد قرار دارد، افكاري از سوي هواهاي نفساني، افكاري از ناحيه خيالهاي باطل، افكاري از ناحيه احساسات شوم، اينجا است كه به درستي معناي آيات زير را درك مي‌كنيم.

" وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ" «۱»" ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَي الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلي لَهُمْ" «۲»" اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَي الظُّلُماتِ" «۳»" إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ" «۴»" ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ" «۵» اينكه اضافه مي‌كنيم كه در آيه شريفه:" لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ" «۶» در باره كساني كه ايمان به خدا و رسول دارند مي‌فرمايد: اينان ممكن نيست با دشمنان خدا و رسول دوستي كنند، هر چند كه پدر يا فرزند يا برادر يا خويشاوندشان باشد، چون خداوند ايمان را در دلهايشان نوشته و حك كرده و به روحي از خود تاييدشان كرده است، پس مي‌فهميم آن حيات جدا از حيات كفار، كه در مؤمنين هست،

__________________________________________________

(۱)سوره آل عمران، آيه ۶۸

(۲)اين بدان جهت است كه خدا سرپرست كساني است كه ايمان آورده‌اند و اما كافران سرپرستي ندارند." سوره محمد، آيه ۱۱"

(۳)خدا سرپرست آنهايي است كه ايمان آورده‌اند، ايشان را از ظلمت‌ها به سوي نور بيرون مي‌كشد." سوره بقره، آيه ۲۵۷"

(۴)خود ما شيطانها را سرپرست كساني كرديم كه ايمان نمي‌آورند." سوره اعراف، آيه ۲۶"

(۵)اينكه مي‌بينيد شيطان است كه در كفار نيز هست حياتي دارد كه اين اثر آن نور زندگي است.

" سوره آل عمران، آيه ۱۷۵"

(۶)سوره مجادله، آيه ۲۲

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 16034
صفحه از 688
پرینت  ارسال به