49
ترجمه تفسیر المیزان

اگر دعا كند اجابت مي‌كنم، و اگر حاجت بخواهد بر مي‌آورم، و اگر طلب آمرزش كند او را مي‌آمرزم. «۱»

[اخلاص در دعا به معناي ابطال اسباب عادي نيست.]... ص: ۵۰

مؤلف: آنچه اين دو حديث افاده مي‌كنند اين است كه دعا بايد خالص باشد، نه اينكه سببيت اسباب وجودي عالم را كه آنها را ميان هر موجودي و حوائجش واسطه قرار داده ابطال كنند، چون هر انساني مي‌داند كه چنين اسبابي وجود دارند اما سببيت آنها را خدا به آنها داده، نه اينكه خود آنها علت تامه‌اي باشند، كه مستقل از خداي سبحان فيض را به معلول‌هاي خود برساند.

توضيح اينكه انسان با فطرت خود اين معنا را درك مي‌كند كه براي حاجتش برآرنده‌اي است، كه فعلش از او تخلف نمي‌كند، و نيز درك مي‌كند آنچه از سبب‌هاي ظاهري كه وي دست به دامن آنها مي‌زند سبب تام نيستند، و فعل و اثرشان از آنها تخلف مي‌كند، كه آن شاعر مي‌گويد: (ناگهان سركنگبين صفرا فزود).

پس انسان اين شعور و درك را دارد كه آن مبدئي كه سرنخ تمامي امور آنجا است، و ركني كه در تحقق و وجود هر حاجت از حوائجش بدان اعتماد و دلگرمي دارد، غير اين اسباب ظاهري است، و لازمه اين درك آن است كه اعتماد كامل و ركون تام به اين اسباب نداشته باشد، بطوري كه بكلي از آن سبب تام و حقيقي غافل بماند، و هر چيزي را مستند به سبب‌هاي ظاهريش بپندارد.

آري انسان با كمترين دقت و توجه ملتفت به اين نكته مي‌شود، حال اگر سؤالي كند و حاجتي بطلبد و حاجتش هم برآورده گردد، از اين برآورده شدن كشف مي‌كند سؤالش سؤال از پروردگارش بوده، و حاجتي كه داشته و از راه شعور باطني خود آن را تشخيص داده از طريق اسباب ظاهري به درگاه پروردگارش رسيده، و از آنجا به وي افاضه شده است، و اگر همين حاجت را از سببي از اسباب ظاهري بخواهد، از كسي خواسته كه شعور فطري و باطنيش حكم مي‌كند به اينكه آن سبب، برآرنده حاجتش نيست، بلكه خيال مي‌كرده كه آن سبب برآرنده حاجتش مي‌باشد، و قوه خياليش به عللي غير از شعور باطني به حاجت، آن سبب را در نظرش برآرنده حاجت تصوير كرده، و اين در همان مواردي است كه باطن آدمي مخالف با ظاهر او است.

مثالي كه مي‌توانيم در اينجا بياوريم اين است كه، بسيار مي‌شود انسان چيزي را دوست دارد، و به آن اهتمام مي‌ورزد، تا آنكه آن را به دست مي‌آورد و مي‌بيند كه همين

__________________________________________________

(۱)عدة الداعي ص ۱۲۳ و ۱۲۴

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
48

بحث روايتي [(شامل رواياتي در فضيلت، و شرائط و آداب دعا)... ص: ۴۹

اشاره

شيعه و سني روايت كرده‌اند كه رسول خدا ص فرمود: دعا سلاح مؤمن است. «۱»

و در كتاب عدة الداعي است كه در حديث قدسي آمده: اي موسي از من آنچه احتياج داري درخواست كن، حتي علوفه گوسفندت، و نمك خميرت را از من بخواه. «۲»

و در كتاب مكارم از آن جناب روايت كرده كه فرمود: دعا از خواندن قرآن بهتر است، براي اينكه خود خداي عز و جل مي‌فرمايد:" قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ" بگو اگر دعاي شما نباشد پروردگار من هيچ اعتنايي به شما نخواهد كرد «۳»، اين مضمون از امام باقر و صادق ع نيز نقل شده.

باز در كتاب عدة الداعي در روايت محمد بن عجلان، از محمد بن عبيد اللَّه بن علي بن الحسين: از پسر عمويش امام صادق، از پدران بزرگوارش از رسول خدا ص روايت آورده كه فرمود: زماني خداي تعالي به بعضي از انبيايش وحي فرستاد، كه به عزت و جلالم سوگند كه آرزوي هر آرزومندي را كه به غير من اميد ببندد مبدل به نوميدي مي‌كنم، و جامه ذلت در ميان مردم بر تنش مي‌پوشانم، و از گشايش و فضل خودم دور مي‌كنم، آيا بنده، بنده من باشد، و در شدايدش به غير من اميد ببندد با اينكه شدائد همه بدست من است و آيا به غير من اميدوار شود، با اينكه غني بالذات و جواد علي الاطلاق منم، و كليد همه درهاي بسته به دست من است، و در خانه من به روي هر كس كه بخواهد مرا بخواند باز است. (تا آخر حديث). «۴»

و نيز در عدة الداعي از رسول خدا ص روايت آورده كه فرمود: خداي تعالي فرموده هيچ مخلوقي دست به دامن مخلوق ديگر نمي‌شود، مگر آنكه من رشته اسباب آسمانها و اسباب زمين را عليه او قطع مي‌كنم، ديگر اگر از من چيزي بخواهد عطايش نمي‌كنم، و اگر به درگاهم دعا كند دعايش را مستجاب نمي‌سازم، و هيچ مخلوقي دست به دامن خود من نمي‌شود و چشم اميد از مخلوق من نمي‌پوشد مگر آنكه آسمانها و زمين را ضامن رزقش مي‌كنم، آن وقت

__________________________________________________

(۱)اصول كافي ج ۲ ص ۴۶۸

(۲)عدة الداعي ص ۱۲۳

(۳)مكارم الاخلاق ص ۳۸۹

(۴)عدة الداعي ص ۱۲۳- ۱۲۴

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 19777
صفحه از 688
پرینت  ارسال به