511
ترجمه تفسیر المیزان

خداي سبحان با اين جمله، اين معنا را بيان مي‌كند كه تدبير عالم خاص او است براي اينكه تنها او است كه به روابط بين موجودات آگاه است، چون او موجودات و روابط آنها را آفريده، و اما بقيه اسباب و علل و مخصوصا علل و اسبابي كه از صاحبان عقل هستند هر چند كه دخل و تصرفي، و علمي دارند و ليكن هر چه دارند آن را مورد استفاده قرار مي‌دهند، خود مرتبه‌اي است از شؤون علم الهي، و هر چه تصرف دارند، خود شاني است از شؤون تصرفات الهي و نحوه‌اي است از انحاي تدابير او پس ديگر كسي نمي‌تواند به خود اجازه دهد كه بر خلاف اراده خداي سبحان و تدبير جاري در مملكتش قدمي بردارد، و اگر برداشت، آن نيز از تدبير خداوند است.

[علم، هر چه هست از خدا است هم چنان كه قوت و عزت و حيات منحصر در خدا است]..... ص: ۵۱۲

و جمله:" وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْ‌ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ"، بنا بر اينكه مراد از" علم" معناي مصدري آن (دانستن) و يا معناي اسم مصدري آن باشد، و مراد از آن" معلوم" (دانسته شده) نباشد، دلالت دارد بر اينكه علم هر چه هست، از خدا است، و هر علمي هم كه نزد عالمي يافت شود آن هم از علم خدا است، و نظير اين مطلب از كلام خدا در باره اختصاص قدرت و عزت و حيات به خداي تعالي استفاده مي‌شود، از آن جمله، در باره انحصار قدرت در خدا مي‌فرمايد:" وَ لَوْ يَرَي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً". «۱»

و نيز در مورد انحصار عزت در خدا مي‌فرمايد:" أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ؟ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً". «۲»

و نيز در مورد انحصار حيات در خدا مي‌فرمايد:" هُوَ الْحَيُّ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ" «۳» و در خصوص انحصار علم در خداي تعالي كه مورد بحث ما بود ممكن است به دو آيه زير تمسك كرد:" إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ" «۴»" وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ" «۵» و آياتي ديگر كه اين معنا از آنها استفاده مي‌شود، و اگر در آيه مورد بحث علم را به احاطه تعبير كرده، خواسته است لطفي در تعبير كرده باشد.

" وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ"

__________________________________________________

(۱)اگر امروز آنهايي كه ستم مي‌كنند، آن حالي را كه در هنگام ديدن عذاب دارند مي‌ديدند آن وقت مي‌فهميدند كه قوت و قدرت، هر چه هست از خدا است." سوره بقره، آيه ۱۶۵"

(۲)آيا عزت را از پيش خود جستجو مي‌كنند؟ با اينكه عزت همه‌اش براي خدا است." سوره نساء، آيه ۱۳۸"

(۳)يگانه حي و زنده خدا است كه معبودي به جز او نيست." سوره مؤمن، آيه ۶۵"

(۴)به درستي خداوند، آري فقط اوست فرزانه و عليم." سوره يوسف، آيه ۸۳"

(۵)و خدا مي‌داند و شما نمي‌دانيد." سوره آل عمران، آيه ۶۶"

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
510

الهيه‌اش را تبيين كند و بفهماند كه خداي تعالي محيط به ايشان و به علم ايشان است و ايشان احاطه‌اي به علم خدا ندارند مگر به آن مقداري كه خود او خواسته باشد.

در اينجا سؤالي باقي مي‌ماند و آن اين است كه شما قبلا مساله شفاعت را عموميت داده و شفاعت زباني و سببيت تكويني و تشريعي، همه را شفاعت دانستيد، در حالي كه در آيه مورد بحث هر چه ضمير به" شفعاء" برگردانيده ضمير مخصوص به عقلا است يعني ضمير" هم" كه سه بار آمده، يكي در" ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ"، و يكي در" ما خلفهم"، و ديگر در" يحيطون"، و حال آنكه مطلق اسباب و علل تكويني عقلا نيستند؟.

جواب اين سؤال اين است كه چون معهود از كلمات" شفاعت"،" وساطت"،" تسبيح" و" تحميد" اين است كه اينگونه كارها از عقلا و صاحبان شعور سر مي‌زند، و تعبير به اين كلمات بيشتر در مورد صاحبان عقل شايع است، لذا قرآن كريم اينگونه اعمال را هر چند از علل تكويني و فاقد شعور هم سر بزند، با تعبير خاص به عقلا تعبير مي‌كند، و اين عرف و عادت قرآن است، هم چنان كه مي‌بينيم در باره تسبيح تمامي كائنات همين تعبير را آورده و مي‌فرمايد:" وَ إِنْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ". «۱»

و نيز مي‌فرمايد:" ثُمَّ اسْتَوي إِلَي السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ" «۲» كه ترجمه‌اش در چند صفحه قبل گذشت و همچنين آياتي ديگر از اين قبيل.

گفتيم كه جمله:" وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْ‌ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ"، معناي تماميت تدبير خدا و كمال آن را مي‌رساند، زيرا يكي از نشاني‌هاي كمال تدبير، اين است كه موجود تدبير شده، خودش نفهمد كه تدبير كننده او چه منظوري از او و از تدبير او دارد، و چه آينده‌اي برايش در نظر گرفته تا براي خلاصي از آن آينده (اگر ناگوار است) دست و پا نكند و نقشه مدبر را خنثي نسازد، و تدبير شدگان، مانند قافله چشم و گوش بسته‌اي باشند كه بر خلاف ميل به طرفي سوقشان مي‌دهند، و آن قافله هم مي‌رود صاحب قافله كمال جديت را به خرج مي‌دهد تا از هيچ ناحيه‌اي به افراد قافله آگهي نرسد و افراد ندانند به كجا مي‌روند و كجا منزل مي‌كنند و مقصد نهايي‌شان كجا است.

__________________________________________________

(۱)هيچ موجودي نيست مگر آنكه خدا را با حمد خود تسبيح مي‌گويد اما شما تسبيح ايشان را نمي فهميد." سوره اسراء، آيه ۴۴"

(۲)سوره فصلت، آيه ۱۱

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 16038
صفحه از 688
پرینت  ارسال به