535
ترجمه تفسیر المیزان

و لا غير.

و نمرود در پاسخ گفته بود كه: خير، من نيز معبود تو هستم، معبود تو و همه مردم، و به همين جهت موقعي كه ابراهيم ع عليه ادعاي او چنين استدلال كرد كه:" رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ"،" پروردگار من كسي است كه زنده مي‌كند و مي‌ميراند"، او در جواب ابراهيم ع گفت:" من زنده مي‌كنم و مي‌ميرانم"، و خلاصه براي خود همان وصفي را ادعا كرده و قائل شده كه ابراهيم ع آن را وصف پروردگار خود مي‌دانست، تا آن جناب را مجبور كند به اينكه بايد در برابرش خاضع شود و به عبادتش بپردازد.

آري بايد تنها او را بپرستند نه خدا را و نه هيچ آلهه‌اي ديگر را، و به همين جهت مي‌بينيم در پاسخ آن جناب نگفت:" و أنا احيي و اميت" (من نيز زنده مي‌كنم و مي‌ميرانم)، و با نياوردن واو عطف فهماند كه اصلا زنده كننده و ميراننده منم، نه اينكه خدا هم با من شركت داشته باشد و نيز نگفت: آلهه نيز زنده مي‌كنند و مي‌ميرانند، چون خود را بزرگترين آلهه مي‌دانست.

وقتي كلام به اينجا رسيد و نمرود نتوانست با سخن منطقي و به حق معارضه كند دست به نيرنگ زد، خواست تا با مغالطه، امر را بر حاضران مجلس مشتبه سازد، و لذا گفت:" من زنده مي‌كنم و مي‌ميرانم" با اينكه منظور ابراهيم ع از جمله" رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ" حيات و موتي بود كه در اين موجودات جاندار و با اراده و شعور مي‌بينيم.

اين حياتي است كه حقيقتش براي بشر معلوم نيست، و اين حيات است كه كسي جز پديد آورنده جانداران و كسي كه خودش واجد آن است قادر بر ايجاد آن نيست، و چنين حياتي را نه مي‌شود مستند به طبيعت جامد و بي‌جان دانست، و نه به هيچ موجودي از موجودات جاندار، چون جان جانداران همان وجود آنها است، و مرگشان هم عدمشان است و هيچ موجودي نه مي‌تواند خود را ايجاد كند، و نه مي‌تواند معدوم سازد.

و اگر نمرود كلام آن جناب را به همين معنا مي‌گرفت ديگر نمي‌توانست پاسخي بدهد، و ليكن مغالطه كرد و حيات و موت را به معناي مجازي آن گرفت، و يا به معنايي اعم از معناي حقيقي و مجازي، چون كلمه" احياء" همانطور كه بر زنده كردن موجودي بي جان چون جنين در رحم و نفخه روح در او اطلاق مي‌شود همچنين بر نجات دادن انساني از ورطه مرگ نيز اطلاق مي‌گردد.

و همچنين كلمه" اماتة" همانطور كه بر ميراندن- كه كار خدا است- اطلاق مي‌شود، همچنين بر كشتن با آلت قتاله نيز اطلاق مي‌گردد، و لذا نمرود دستور داد دو نفر زنداني را

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
534

خدايان بشري از خدايان خيالي، خداتر باشند، و مردم آنان را بيشتر بپرستند، در سابق هم به اين معنا اشاره كرديم.

قرآن كريم هم در آيه:" أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلي" «۱» از قول فرعون حكايت مي‌كند كه گفت:" من خداي بزرگتر شما هستم" ملاحظه مي‌كنيد كه فرعون خود را رب بزرگتر دانسته، با اينكه خود بت مي‌پرستيده، هم چنان كه قرآن از قوم او حكايت كرده كه گفتند" يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ" «۲» يعني آيا به موسي اجازه مي‌دهي كه خدايي تو و خدايي خدايانت را هيچ كند؟.

و همچنين اين ادعا از نمرود حكايت شده، آنجا كه به حكايت قرآن گفته است:" أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ" «۳» زيرا از اين سخن به خوبي استفاده چنين ادعايي مي‌شود و به زودي بيان آن خواهد آمد.

[محاجه و مشاجره ابراهيم عليه السلام با نمرود، پادشاه زمان كه مدعي الوهيت بوده]..... ص: ۵۳۵

با اين بيان معناي محاجه و مشاجره‌اي كه بين ابراهيم ع و نمرود واقع شده، كاملا روشن مي‌شود چون نمرود براي خداي سبحان قائل به الوهيت بوده، و گرنه وقتي ابراهيم ع به او گفت:" خدا آفتاب را از مشرق مي‌آورد تو آن را از مغرب بياور" نمرود مي‌توانست (مبهوت نشده و) حرف ابراهيم را قبول نكند و بگويد آفتاب را من از مشرق مي‌آورم، نه آن خدايي كه تو به آن معتقدي و يا بگويد اصلا اين كار كار خداي تو نيست بلكه كار خداياني ديگر است، چون نمرود قائل به خداياني ديگر غير خداي سبحان نيز بود.

و همچنين قوم نمرود همين اعتقاد را داشتند، هم چنان كه همه داستان‌هاي ابراهيم ع كه در قرآن آمده بر اين معنا دلالت دارد، مانند داستان كوكب و ماده و خورشيد، و گفتگويي كه آن جناب با پدرش درباره بت‌ها داشت، و خطابي كه به قوم خود كرد، و داستان شكستن بت‌ها، و سالم گذاشتن بت بزرگ و ساير داستان‌ها. پس معلوم مي‌شود نمرود هم مانند قومش براي خدا الوهيت قائل بود، چيزي كه هست قائل به خداياني ديگر نيز بود، ليكن با اين حال خود را هم" اله" مي‌دانست، و بلكه خود را از بالاترين" خدايان" مي‌پنداشت، و به همين جهت بود كه در پاسخ ابراهيم ع و احتجاجش، بر ربوبيت خود احتجاج كرد، و در باره ساير خدايان چيزي نگفت. پس معلوم مي‌شود خود را بالاتر از همه آنها مي‌دانست.

از اينجا اين نتيجه به دست مي‌آيد كه محاجه و بگومگويي كه بين نمرود و ابراهيم ع واقع شده اين بوده كه ابراهيم ع فرموده بوده: كه رب من تنها اللَّه است

__________________________________________________

(۱)سوره نازعات آيه ۲۴

(۲)سوره اعراف آيه ۱۲۶

(۳)من زنده مي‌كنم و مي‌ميرانم

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 15762
صفحه از 688
پرینت  ارسال به