547
ترجمه تفسیر المیزان

الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ، كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ" «۱» در سابق هم اشاره كرديم كه عقل هم مؤيد اين حقيقت است، براي اينكه اين حقيقت لازمه قانون كلي عليت و معلوليت است كه در بين اجزاي عالم جريان دارد، و تجربه قطعي هم كه از تكرار امور حسي حاصل شده، شاهد بر آن است، و احدي در دنيا نخواهي يافت كه در اين باره يعني عاقبت بد امر ستمكاران (و دروغگويان و خائنان و امثال ايشان) خاطره‌اي به خاطر نداشته باشد.

[بيان آيات]..... ص: ۵۴۸

اشاره

" أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلي قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلي عُرُوشِها" كلمه" خاوية" به معناي خالي و تهي شده است، وقتي گفته مي‌شود:" خوت الدار" معنايش اين است كه خانه خالي شد، و كلمه" عروش" جمع" عرش" است، كه به معناي داربست و آلاچيق است، يعني سقفي كه بر روي پايه‌هايي زده مي‌شود، تا بوته‌هاي مو را روي آن بخوابانند.

باز در قرآن آمده:" جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ" «۲» سقف خانه را هم كه عرش مي‌نامند از اين باب است چيزي كه هست بين سقف و عرش اين فرق هست كه سقف تنها به طاق خانه اطلاق مي‌شود، ولي عرش به معناي مجموع طاق و پايه‌هاي آن است، چون گفتيم كه عرش به معناي داربست مو است، و به همين جهت است كه به دياري كه از سكنه خالي شده است گفته مي‌شود." خالية علي عروشها"، ولي گفته نمي‌شود:" خالية علي سقفها".

آيه مورد بحث با كلمه" أو" عطف به ما قبل شده و مفسرين در توجيه اين عطف وجوهي ذكر كرده‌اند.

بعضي گفته‌اند بر جمله:" الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ" كه در آيه قبلي بود، عطف شده و حرف" كاف" اسميه است، و معناي آيه با ارتباط به آيه قبل چنين مي‌شود:" ا لم تر الي الذي حاج ابراهيم، و ا لم تر مثل الذي مر علي قرية"، يعني آيا نديدي آن كسي را كه با ابراهيم جدل نمود

__________________________________________________

(۱)خدا آبي از آسمان نازل مي‌كند، هر سرزميني به قدر ظرفيت خود از آن آب را گرفته سيلي جاري مي‌سازد، و اين سيل كفي بلند را روي خود دارد، فلزاتي هم كه آتش بر آنها مي‌دمند تا زيوري و يا اثاثي بسازند، مثل آن سيل كف دارد، خدا حق و باطل را چنين مثل مي‌زند كه باطل چون آن كف با خشك شدن از بين مي‌رود و اما چيزهايي كه به درد مردم مي‌خورد، در زمين باقي مي‌ماند خدا اين چنين مثلها مي‌زند." سوره رعد آيه ۱۷"

(۲)باغهايي پايه‌دار و بي‌پايه." سوره انعام آيه ۱۶۱"

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
546

" أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً، كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ، أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ، تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها، وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ، وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ، اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ، وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ، وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ" «۱».

بطوري كه ملاحظه مي‌كنيد در اين آيه ظالمين را مطلق آورده، پس خدا هر ظالمي را كه بخواهد از راه باطل اثر حق را به دست آورد، بدون اينكه راه حق را طي كند، گمراه مي‌داند، هم چنان كه در سوره يوسف از خود آن جناب حكايت كرده كه گفت:" مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي، أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ" «۲» پس ظالم نه خودش رستگار مي‌شود، و نه ظلمش او را به هدفي كه احسان محسن محسن را و تقواي متقي، متقي را به آن هدايت مي‌كند، راه مي‌نمايد، به دو آيه زير كه يكي نيكوكاران و ديگري مردم با تقوا را توصيف مي‌كند، توجه فرمائيد:" وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ" «۳»" وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوي" «۴».

آيات قرآني در اين معاني بسيار زياد است، و مضامين گوناگون دارند، ولي آيه‌اي كه از همه جامع‌تر و بيانش كاملتر است، آيه زير مي‌باشد كه مي‌فرمايد:

" أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً، فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً، وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ، كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ، فَأَمَّا

__________________________________________________

(۱)مگر نديدي چگونه خدا كلمه طيبه راي به درختي پاك مثل زده كه ريشه‌اش در اعماق زمين ثابت، و شاخه‌هايش در آسمان است، و ميوه و خوردني‌هايش راي به اذن پروردگارش همه وقت مي‌دهد، و خدا براي مردم مثلها مي‌زند تا شايد متذكر شوند، و كلمه خبيث و ناپاك راي به درختي خبيث مثل زده كه ريشه‌اش روي زمين است و قرار و دوام ندارد، خدا كساني راي كه به قول ثابت ايمان دارند- كه همان عقائد حقه است- در دنيا و آخرت ثابت نگه مي‌دارد، و خدا ستمكاران راي گمراه نموده و خدا هر چه بخواهد مي‌كند.

" سوره ابراهيم آيه ۳۲"

(۲)پناه مي‌برم به خدا، او پروردگار من است، او است كه جايگاهي نيكو ارزانيم كرد." سوره يوسف آيه ۲۳"

(۳)كساني كه در راه ما مجاهدت مي‌كنند ما بطور قطع به راههاي خود هدايتشان مي‌كنيم و به يقين خدا با نيكوكاران است." سوره عنكبوت آيه ۶۹"

(۴)سرانجام از آن تقوا است." سوره طه آيه ۱۳۲"

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 16020
صفحه از 688
پرینت  ارسال به