549
ترجمه تفسیر المیزان

مرتبه دوم: هدايت به حق از راه نشان دادن است، نظير داستان شخصي كه از قريه خالي از سكنه عبور كرد و خداي تعالي آن شخص را از اين طريق به ايمان و به معاد هدايت كرد كه مردگان قريه را پيش رويش زنده كرد.

مرتبه سوم: اين است كه شخصي را از راه بيان واقعه و نشان دادن حقيقت و علتي كه باعث وقوع آن واقعه شده است هدايت كنند، و به عبارت ديگر سبب و مسبب هر دو را به شخص نشان دهند، و اين مرتبه از هدايت قوي‌ترين مراتب هدايت و بيان و عالي‌ترين مراتب آن است.

مثلا كسي را كه پنير نديده و در وجود پنير شك دارد سه جور مي‌توان او را به شناخت پنير هدايت كرد:

يكي اينكه: به او بگوئيم چنين چيزي وجود دارد، به دليل اينكه فلاني و فلاني از آن خورده‌اند، و از كساني كه به راستي پنير خورده‌اند آن قدر استشهاد كنيم تا وي را يقين حاصل شود، كه بله چنين خوردني وجود دارد.

دوم اينكه: يك تكه پنير به او نشان داده حتي مختصري هم به او بدهيم تا بخورد.

سوم اينكه: مقداري شير بياوريم و آن را كمي حرارت داده، مقداري مايه پنير مخلوطش كنيم، تا سفت شود، آن وقت در اختيارش بگذاريم تا بخورد، اين مرتبه از هدايت، مؤثرترين راه در ازاله و از بين بردن شك و ترديد شخص است.

حال كه به اين مقدمه توجه شد، مي‌توان به آساني دريافت كه در مقام آيات سه‌گانه مورد بحث كه مقام استشهاد براي هدايت خداست، به كار بردن هر سه جور سياق براي فهماندن مخاطب صحيح است.

هم مي‌توان گفت: خدا مؤمنين را به سوي حق هدايت مي‌كند، مگر داستان ابراهيم و نمرود را نديدي؟ و يا مگر داستان آن شخصي كه به قريه‌اي خراب عبور كرد نديدي؟ و يا مگر داستان ابراهيم و مرغ زنده كردنش را نديدي؟.

و هم مي‌توان گفت: خدا مؤمنين را به سوي حق هدايت مي‌كند، مثل هدايتي كه ابراهيم را در محاجه و گفتگو با نمرود كرد كه خود نوعي از هدايت است، و يا مثل هدايتي كه در باره آن شخصي كه از قريه‌اي خراب عبور كرد معمول داشت، و آن نيز نوعي ديگر از هدايت است، و يا مثل آن هدايتي كه در باره ابراهيم در داستان مرغ پرنده معمول داشت كه آن نيز نوعي هدايت است.

و هم مي‌توان گفت: خدا مؤمنين را به سوي حق هدايت مي‌كند و من شواهد آن را به ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
548

و آيا نديدي آن كسي را كه به قريه‌اي چنين و چنان عبور كرد؟ خواهي پرسيد: بنا بر اين چه حاجتي به آوردن كاف تشبيه و يا كلمه مثل بود؟ مي‌گوئيم كلمه" مثل" اين نكته را مي‌فهماند كه شاهد اين گفتار يكي دو تا نيست، بلكه شواهدي متعدد دارد، يكي از آنها همين شخص است.

بعضي ديگر گفته‌اند: آيه مورد بحث عطف بر همان" ا لم تر..." است، ليكن عطف است به معنايي كه اين جمله به آن جمله قبلي مي‌دهد، و آن را در معنا به صورت" ا لم تر كالذي حاج ابراهيم..." مي‌آورد، و آن وقت معناي مجموع دو آيه، چنين مي‌شود: آيا نظير آن كس را كه با ابراهيم بر سر پروردگارش محاجه و مشاجره مي‌كردند نديده‌اي؟ و يا به مثل آن كس كه به قريه‌اي مي‌گذشت كه ويران شده بود برنخوردي؟

بعضي ديگر گفته‌اند: اين آيه جزء سخنان ابراهيم ع است، كه در پاسخ خصم خود كه ادعا مي‌كرد او هم زنده مي‌كند و مي‌ميراند گفته است، و تقدير كلام چنين است:

" اي نمرود كه ادعا مي‌كني من مرده را زنده مي‌كنم اگر راست مي‌گويي مثل آن كسي را زنده كن كه از قريه‌اي چنين و چنان مي‌گذشت...، اين بود چند وجهي كه در توجيه حرف" أو" ذكر كرده‌اند، و بطوري كه ملاحظه مي‌كنيد هيچ يك چنگي به دل نمي‌زند.

من گمان مي‌كنم- خدا داناتر است- كه عطف بر معنا است، همانطور كه در احتمال سوم گذشت، اما تقدير و بيان واقع آيه غير از آن تقديري است كه آنجا بيان شده بود.

[دلالت بر هدايت كردن خدا و مراتب سه گانه هدايت در آيات مورد بحث]..... ص: ۵۴۹

توضيح: خداي تعالي بعد از آنكه فرمود:" اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ، وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ، يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَي الظُّلُماتِ" اين معنا به دست آمد كه: خدا مؤمن را به سوي حق هدايت مي‌كند، ولي كافر را در كفرش هدايت نمي‌كند، بلكه اوليائي كه خود او براي خود گرفته او را گمراه مي‌سازند، دنبال آن سه تا شاهد ذكر مي‌كند، تا هم شاهد هدايت كردن خدا باشد، و هم بفهماند هدايت داراي سه مرتبه پشت سر هم است.

مرتبه اول: هدايت به سوي حق از راه استدلال و برهان است، كه داستان محاجه ابراهيم ع و نمرود، نمونه آن است كه ديديم خداي تعالي ابراهيم ع را به سخن حق هدايت كرد، و نمرود را نكرد، بلكه او را كفرش مبهوت و گمراه كرد، و اگر خداوند متعال سخني از هدايت شدن ابراهيم ع نفرمود بلكه عمده گفتار را در باره نمرود قرار داد براي اين بود كه بر يك نكته جديدي دلالت كند، همان نكته‌اي كه جمله" وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ"، بر آن دلالت دارد.

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 16902
صفحه از 688
پرینت  ارسال به