643
ترجمه تفسیر المیزان

همچنين جامعه نيز براي خود حيات و ممات و عمر و اجلي معين و افعال و آثاري دارد و قرآن كريم ناطق به اين حقيقت است، مثلا مي‌فرمايد:" وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ" «۱».

و بنا بر اين اگر يكي از امور فردي انسان در اجتماع رواج پيدا كند بقاي آن امر و زوالش و تاثيرش نيز مبدل مي‌شود، مثلا عفت كه يكي از امور آدمي و خلاعت (بي‌عفتي) امر ديگري از آدمي است ما دام كه فردي است يك نوع تاثير در زندگي فرد دارد مثلا آنكه داراي خلاعت و بي عفتي است مورد نفرت عموم قرار مي‌گيرد و مردم حاضر نيستند با او ازدواج كنند و اعتمادشان نسبت به او سلب مي‌شود ديگر او را امين بر هيچ امانتي نمي‌سازند اين در صورتي است كه فرد بي عفت بوده و جامعه با او مخالف باشد.

و اما اگر همين بي عفتي اجتماعي شد يعني جامعه با بي عفتي موافق گرديد تمامي آن محذورها از بين مي‌رود و ديگر بقاي ندارد چون تمامي آن محذورها مربوط به افكار عمومي و ناسازگاري آن امر با افكار عمومي بود و خلاصه از آنجايي كه عموم مردم بي عفتي را بد مي‌دانستند از فرد بي عفت دوري مي‌كردند و اما اگر همين بي عفتي عمومي شد و در بين همه متداول گشت آن محذورها هم كه شمرديم از بين مي‌رود چون ديگر افكار عمومي چنان احكامي ندارد.

البته اين تنها در مورد احكام اجتماعي است و اما احكام وضعي و طبيعي بي عفتي به جاي خود باقي است، نسل را قطع مي‌كند و امراض مقاربتي مي‌آورد و مفاسد اخلاقي و اجتماعي دارد از جمله مفاسد اجتماعيش اين است كه انساب و دودمانها را درهم و برهم مي‌سازد، انشعابهاي قومي باطل مي‌شود، ديگر فوائدي كه در اين انشعابها هست عايد جامعه نمي‌شود پس آثار وضعي بي عفتي كه آثار سوء و مورد انزجار فطرت بشري است خواه ناخواه مترتب مي‌شود و بايد دانست كه آثار امور مربوط به انسان از نظر كندي و سرعت در امور فردي و اجتماعي مختلف است (مثلا اثر فردي مشروبات الكلي سريع و فوري است و آثار سوء اجتماعي آن به آن سرعت نيست).

حال با توجه به اين مطالب، انسان در مي‌يابد كه محق ربا و ارباء صدقات در صورتي كه در يك فرد باشد با ربا و صدقات اجتماعي اختلاف دارند رباي انفرادي غالبا صاحبش را

__________________________________________________

(۱)هيچ قريه‌اي را نابود نكرديم مگر اينكه از قبل، عمر و سرنوشتي معلوم داشت. هيچ امتي نمي‌تواند سرنوشت خود را جلو يا عقب بيندازد." سوره حجر آيه ۵"

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
642

مصونيت را سلب نموده، نفوس را تحريك مي‌كند تا از هر راهي و وسيله‌اي كه ممكن باشد چه با زبان و چه با عمل، چه مستقيم و چه غير مستقيم از يكديگر انتقام بگيرند، و همه اينها باعث تفرقه و اختلاف مي‌شود و اين هم راه‌هاي فساد و زوال و تباهي مال را مي‌گشايد و كمتر مالي از آفت و يا خطر زوال محفوظ مي‌ماند.

همه اينها براي اين است كه صدقه و ربا هر دو با زندگي طبقه محروم و محتاج تماس دارد زيرا احتياج به ضروريات زندگي، احساسات باطني آنان را تحريك كرده و در اثر وجود عقده‌ها و خواسته‌هاي ارضا نشده آماده دفاع از حقوق زندگي خود گشته و هر طور كه شده در صدد مبارزه بر مي‌آيند اگر در اين هنگام به ايشان احسان شده و كمك‌هاي بلاعوض برسد احساساتشان تحريك مي‌شود تا با احسان و حسن نيت خود، آن احسان را تلافي كنند و اگر در چنين وضعي در حق آنان با قساوت و خشونت رفتار شود بطوري كه تتمه مالشان هم از بين برود و آبرو و جانشان در خطر افتد، با انتقام مقابله خواهند كرد و به هر وسيله‌اي كه دستشان برسد طرف مقابل را منكوب مي‌سازند و كمتر رباخواري است كه از آثار شوم اين مبارزه محفوظ بماند بلكه آنهايي كه سرگذشت رباخواران را ديده‌اند همه از نكبت و نابودي اموال آنان و ويراني خانه‌ها و بي ثمر ماندن تلاشهايشان از قهر فقرا خبر مي‌دهند.

[دو نكته در بيان آثار گناهان و زشتي‌ها در فرد و اجتماع و آثار شوم و ربا خواري در عصر حاضر]..... ص: ۶۴۳

لازم است كه خواننده عزيز به دو نكته توجه كند اول اينكه علل و اسبابي كه امور و حوادث اجتماعي مستند به آنها است تاثيرشان صد در صد نيست، بلكه تاثيرش در حدود هشتاد درصد است، در نتيجه ما نيز از آنچه مي‌كنيم نتايج هشتاد درصد را مي‌جوئيم و وقتي اراده مي‌كنيم اسبابي را فراهم كنيم، اسبابي فراهم مي‌كنيم كه باز تاثيرش اغلبي و هشتاد درصد است نه دائمي و قطعي و صد در صد، چيزي كه هست در همه اين موارد احتمال خلاف را كه همان بيست درصد است به حساب نمي‌آوريم و اما علت‌هاي تامه و صد در صدي كه معلول‌هاي آنها از آنها جدا نمي‌شوند تنها در عالم طبيعت يافت مي‌شوند و بايد از راه علوم حقيقيه كه پيرامون حقائق خارجيه بحث مي‌كنند آنها را كشف نمود.

و اگر در آيات احكام كه در آنها از مصالح و مفاسد اعمال و سعادت و شقاوتي كه در پي دارند بحث مي‌شود دقت كنيم اين معنا را به خوبي مي‌فهميم كه قرآن كريم آثار و علل اعمال انساني را مانند علل طبيعي و اسباب تكويني صد در صد دانسته، هم چنان كه عقلا نيز تاثير غالبي و هشتاد درصد اعمال را دائمي و صد در صد مي‌دانند.

دوم اينكه جامعه مانند فرد است و امور اجتماعي نظير امور فردي در همه احوال وجودي مثل همند مثلا همانطور كه يك فرد از انسان حيات و زندگي و مرگ و افعال و آثاري دارد ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 15759
صفحه از 688
پرینت  ارسال به