645
ترجمه تفسیر المیزان

است پس ربا هر چند كه نامش ربا (زيادي) است ليكن از بين رفتني است و صدقه هر چند كه نامش را زيادي نگذاشته باشند، زياد شدني است و لذا وصف ربا را از ربا مي‌گيرد و به صدقه مي‌دهد و ربا را به وضعي كه ضد اسم او است توصيف مي‌كند و مي‌فرمايد:" يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ".

[بيان ضعف چند قول كه در تفسير جمله:" يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ" گفته شده است]..... ص: ۶۴۶

با بياني كه گذشت ضعف گفتاري كه ذيلا از بعضي از مفسرين نقل مي‌كنيم روشن مي‌شود كه گفته است محق ربا به معناي اين نيست كه خدا مال ربوي را از بين مي‌برد و تنها خسران و حسرت براي رباخوار مي‌ماند چون ما به چشم خود مي‌بينيم رباخواران روز به روز پولدارتر مي‌شوند بلكه مراد اين است كه رباخوار از جهت غايات و نتايجي كه از گرفتن ربا در نظر دارد به نتيجه نمي‌رسد، چون منظور رباخوار از عمل خود اين است كه به زندگي خوشي برسد و لذت زندگي گوارايي را بچشد، ليكن حرصي كه در رباخواري است نمي‌گذارد او از زندگي لذت ببرد و او را حريص به جمع مال مي‌كند و مال به آساني جمع نمي‌شود بلكه بايد با كساني كه رقيب او هستند و يا قصد خوردن سرمايه او را دارند دائما مبارزه كند، از طرفي ديگر مردمي كه او خونشان را به شيشه گرفته و به روز سياهشان نشانده است، در مقام دشمني با او بر مي‌آيند و خواب راحت را از او سلب مي‌كنند.

و نيز فساد گفتار مفسر ديگر روشن مي‌شود كه گفته است مراد از محق ربا، محق آخرتي است، مي‌خواهد بفرمايد رباخوار در آخرت ثوابي ندارد، چون در دنيا با رباخواريش آن ثواب‌ها را از دست داد و يا به خاطر اينكه ربا باعث شده همه عباداتش باطل گردد وجه ضعيف بودن اين تفسير اين است كه هر چند شكي نيست كه بي اجر بودن در آخرت هم نوعي محق است ليكن در آيه شريفه دليلي نيست بر اينكه مراد از محق، تنها محق ثواب آخرت باشد.

و نيز ضعف گفتار آن مفسر ديگر كه از معتزله است و با آيه استدلال كرده بر اينكه:

" مرتكب هر گناه كبيره در آتش دوزخ مخلد است" چون فرموده:" و من عاد..." و ما در سابق بياني داشتيم كه هم اين گفتار و استدلال را توضيح مي‌دهد و هم پاسخش را مي‌گويد.

" وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ" در اين جمله نابودي ربا را به وجهي كلي تعليل مي‌كند و معنايش اين است كه اگر گفتيم خدا ربا را محق و نابود مي‌كند، براي اين است كه رباخوار كفر شديدي دارد، چون بسياري از نعمت‌هاي خدا را كفران مي‌كند و آن نعمت‌ها را مي‌پوشاند و در راههاي فطري حيات بشري كه همان معاملات معمولي است صرف نمي‌نمايد و علاوه بر اين به بسياري از احكام خدا كه در باره عبادات و معاملات تشريع كرده كفر مي‌ورزد زيرا با مال ربوي غذا

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
644

هلاك مي‌كند و تنها بيست درصد ممكن است به خاطر عوامل خاصي از شر آن خلاصي يابد و ساحت زندگيش به فنا و مذلت تهديد نشود ولي در رباي اجتماعي كه امروز در ميان ملل و دولتها رسميت يافته و بر اساس آن قوانين بانكي جعل شده بعضي از آثار سوء رباي فردي را ندارد چون جامعه به خاطر شيوع و رواج آن و متعارف شدنش از آن راضي است و هيچ به فكر خطرها و زيان‌هاي آن نمي‌افتد ولي در هر صورت آثار وضعي آن كه عبارت است از تجمع ثروت و تراكم آن از يك طرف و فقر و محروميت عمومي از طرفي ديگر، غير قابل اجتناب است هم چنان كه مي‌بينيم اين جدايي و بيگانگي در بين دو طبقه از مردم دنيا پيدا شده، يكي طبقه ثروتمند و يكي فقير و روز به روز اين اثر شوم كوبنده‌تر و ويرانگرتر خواهد شد هر چند كه ما شخصا اين ويرانگري را پيش آمدي خيلي دور بپنداريم و يا حتي آن را از جهت طول مدت ملحق به عدم بدانيم اما از نظر اجتماعي و از ديدگاه يك جامعه‌شناس اين اثر شوم بسيار عاجل و زودرس است چون عمر اجتماع با عمر فرد تفاوت دارد و يك روز از نظر جامعه‌شناس برابر با يك عمر در نظر ساير افراد است، روز اجتماع همان است كه قرآن كريم در باره‌اش فرموده:" وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ". «۱»

منظور از اين روزگار همان عصر و قرن است كه در هر قرني مردمي بر مردم ديگر غلبه مي‌كنند و طائفه‌اي كه روزگار به كامش بود به دست طائفه‌اي ديگر منكوب و حكومتي به دست حكومتي ديگر منقرض مي‌شود، امتي كه روي كار بود، بر كنار شده و امتي ديگر روي كار مي‌آيد و معلوم است كه سعادت انسان نبايد تنها از نظر فرد مورد عنايت قرار گيرد بلكه همانطور كه ما به سعادت فرد فرد علاقمنديم بايد به فكر سعادت نوع و جامعه خود نيز بوده باشيم.

هم چنان كه مي‌بينيم قرآن كريم هيچ وقت از سرنوشت هيچ فردي سخن نمي‌گويد و در باره هيچ فردي پيشگويي نمي‌كند هر چند كه به كلي در باره فرد ساكت نيست اما خود را كتابي معرفي مي‌كند كه خدا آن را براي سعادت نوع انسان نازل كرده، و سعادت جنس بشر را در نظر گرفته چه بشر امروز و چه آينده و چه گذشته.

پس اينكه فرموده:" يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُرْبِي الصَّدَقاتِ" احوال ربا و صدقات و آثاري كه اين دو دارند (چه نوعي و چه فردي) را بيان مي‌كند و مي‌فرمايد: محق و نابودي و ويرانگري از لوازم جدايي ناپذير ربا است هم چنان كه بركت و نمو دادن مال اثر لا ينفك صدقه

__________________________________________________

(۱)و ما روزگار را دست به دست ميان جوامع مي‌گردانيم." سوره آل عمران آيه ۱۴۰"

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 16048
صفحه از 688
پرینت  ارسال به