655
ترجمه تفسیر المیزان

و نيز در همان كتاب به نقل از ابن عباس و ضحاك و حسن آمده كه مهلت دادن بدهكار دست تنگ در تمامي بدهكاريها واجب است و همين معنا از امام باقر و امام صادق ع نيز روايت شده است. «۱»

و در همان كتاب آمده كه امام باقر ع فرمود: معناي جمله" الي ميسرة" اين است كه بايد او را مهلت دهيد تا خبر ناتواني از پرداخت قرضش به امام مسلمين برسد، و او قرض وي را از سهم غارمين (بدهكاران) كه يكي از مصارف زكات است، بپردازد، البته امام مسلمين قرضي را از اين ناحيه مي‌پردازد كه در راه مشروع مصرف شده باشد. «۲»

و در كافي از امام صادق ع روايت شده كه فرمود: روزي رسول خدا ص بر بالاي منبر رفت، و پس از حمد خدا و ثناي بر او، و درود بر همه انبيايش فرمود:

هان اي مردم حاضر به غائبين برسانيد، آگاه باشيد كه هر كس بدهكار تنگدستي را مهلت دهد، بر خدا است كه در برابر هر روز مهلت كه داده ثواب صدقه دادن تمامي طلبش را بدهد، (مثلا اگر هزار تومان طلب دارد، و بدهكار را به مدت يك سال مهلت داد، خداوند سيصد و شصت هزار تومان صدقه براي او، حساب مي‌كند" مترجم") تا آنكه طلب خود را وصول كند، آن گاه امام صادق ع فرمود: آيه:" وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلي مَيْسَرَةٍ، وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ" به اين معنا است كه اگر مي‌دانيد كه تنگ دست است به او از مالتان تصديق كنيد، كه اين برايتان بهتر است. «۳»

مؤلف: اين روايت مي‌خواهد جمله:" إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ" را تفسير كند، در سابق معنايي ديگر براي آن كرديم، و روايات در اين معاني و مطالب مربوط به آنها بسيار است، اگر كسي بخواهد همه را ببيند بايد به كتاب" قرض" از كتب فقهي مراجعه نمايد.

بحث علمي [(تحليل علمي ربا و مفاسد اجتماعي و اقتصادي آن با اشاره‌اي به: تاريخچه ملكيت، قيمت گذاري، پول، معاملات...)]..... ص: ۶۵۶

در مباحث قبلي مكرر خاطرنشان ساختيم كه انسان در زندگيش همي و هدفي جز اين ندارد كه آنچه مي‌كند به نحوي باشد كه كمالات وجوديش را به دست آورد، و به عبارتي ديگر حوائج ماديش را برآورده سازد، پس انسان عملي را كه انجام مي‌دهد به وجهي ارتباط و تعلق به

__________________________________________________

(۱ و ۲)مجمع البيان ج ۱ ص ۳۹۳

(۳)فروع كافي ج ۴ ص ۳۵ باب انظار المعسر من كتاب الصدقة

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
654

و همين، خود مؤيد آن بيان ما است كه گفتيم: ربا قبل از نزول اين آيات حرام شده بود، و همه مردم از آن خبر داشتند، (زيرا اگر حرام نشده بود و به مردم ابلاغ نشده بود مردم ثقيف از دادن بدهي خود امتناع نمي‌ورزيدند" مترجم")، پس نبايد به گفتار بعضي از روايات اعتنا كرد كه گفته‌اند: حرام بودن ربا در اواخر عمر رسول خدا ص نازل شد، و آن جناب هنوز حكم را ابلاغ نكرده از دنيا رحلت فرمود، مانند روايتي كه در الدر المنثور آمده كه ابن جرير، و ابن مردويه، از عمر بن خطاب روايت كرده‌اند كه روزي در خطبه خود گفت: يكي از آخرين آياتي كه نازل شده، آيه ربا بود، و رسول خدا ص از دنيا رفت در حالي كه حكم آن را براي ما بيان نكرده بود، پس شما هم آنچه را كه شك داريد رها كنيد، و تنها به آنچه شما را به شك نمي‌اندازد اكتفاء نمائيد.

علاوه بر اينكه مذهب اهل البيت ع اين است كه خداي تعالي پيامبر خود را قبض روح نكرد، مگر بعد از آنكه خدا تمامي ما يحتاج مردم در امور دين را تشريع كرده، و رسول خدا ص هم براي مردم بيان نموده بود.

و نيز در الدر المنثور است كه آخرين آيه‌اي كه از قرآن نازل شد آيه:" وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ..." است. «۱»

و در مجمع البيان است كه از امام صادق ع روايت شده كه فرمود: اگر در اسلام در تحريم ربا تشديد شده براي اين است كه مردم به سوي اعمال خير از قبيل قرض دادن و كمك‌هاي بلا عوض روي آورند. «۲»

و باز در مجمع البيان از علي ع روايت كرده كه فرمود: وقتي خدا بخواهد اهل قريه‌اي را هلاك كند، ربا در آن شايع مي‌شود. «۳»

مؤلف: در بيان سابق ما مطالبي كه اين روايات را روشن مي‌سازد، گذشت.

و نيز در مجمع البيان در ذيل آيه:" وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلي مَيْسَرَةٍ..." گفته:

علماي اسلام در حد عسرت و نداري اختلاف كرده‌اند، از امام صادق ع روايت شده كه فرمود: حد عسرت اين است كه انسان بيشتر از قوت متوسط خود و عيالش نداشته باشد تا قرض خود را بدهد. «۴»

__________________________________________________

(۱)تفسير الدر المنثور ج ۱ ص ۳۷۰

(۲ و ۳)مجمع البيان ج ۱ ص ۳۹۰

(۴)مجمع البيان ج ۱ ص ۳۹۳

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 16040
صفحه از 688
پرینت  ارسال به