667
ترجمه تفسیر المیزان

شده، و" رهن" جمع" رهن" است كه آن نيز به معناي مالي است كه به گرو گيرند.

و در جمله:" فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً" مي‌توانست بفرمايد:" فان كان سفيها"، چون ضمير" كان" به" الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ" كه در سابق آمده بود بر مي‌گشت، و حاجت به تكرار آن نبود، و اگر آن را تكرار كرده براي اين بوده كه اشتباهي پيش نيايد، و كسي خيال نكند مرجع ضمير، كلمه" كاتب" است، كه آن نيز در سابق ذكر شده بود.

و ضمير" هو" كه در جمله" أَنْ يُمِلَّ هُوَ" آشكارا آمده، با اينكه ممكن بود مستتر و در تقدير بيايد، يعني بفرمايد:" أن يمل"، براي اين است كه ولي سفيه و ديوانه و بي سواد را با خود آنان در املا شركت دهد، چون اين فرضيه با دو فرضيه قبلي فرق دارد، در آن دو فرض بدهكار خودش مستقلا مسئول بود، و اما در اين صورت بدهكار با سرپرستش در عمل شريك است، پس گويا فرموده است: هر قدر از عمل املا را مي‌تواند انجام بدهد، و آنچه را نمي‌تواند بر ولي او است كه انجام دهد.

در جمله:" أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما" كلمه" حذر- مبادا" در تقدير است، و معنايش اين است كه:" تا مبادا يكي از آن دو فراموش كند"، و در جمله" إِحْداهُمَا الْأُخْري"، دوباره كلمه" احديهما" ذكر شده، و اين به آن جهت است كه معناي آن در دو مورد مختلف است:

منظور از اولي يكي از آن دو نفر است، بدون تعيين، و منظور از دومي يكي از آن دو نفر است بعد از فراموش كردن ديگري، و يا به عبارت ديگر آن كسي است كه فراموش نكرده، پس معناي اين كلمه در دو مورد مختلف است، و گرنه دومي را ذكر نمي‌كرد و به ضمير آن اكتفاء مي‌نمود.

و منظور از كلمه:" و اتقوا" اين است كه مسلمانان از خدا بترسند و اوامر و نواهي ذكر شده در اين آيه را به كار ببندند، و اما جمله:" وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيمٌ" كلامي است نو، كه در مقام منت نهادن ذكر شده، هم چنان كه در آيه ارث منت نهاده مي‌فرمايد:" يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا" «۱» پس مراد از جمله مورد بحث، منت نهادن بر مردم در مقابل اين نعمت است كه شرايع دين و مسائل حلال و حرام را براي آنان بيان فرموده.

[استفاده نادرستي كه از جمله" اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ" شده است]..... ص: ۶۶۸

و اينكه بعضي گفته‌اند: جمله" وَ اتَّقُوا اللَّهَ" و" يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ" دلالت دارد بر اينكه تقوا سبب تعليم الهي است، درست نيست، براي اينكه هر چند مطلب صحيح است، و به حكم كتاب و سنت، تقوا سبب تعليم الهي است، اما آيه مورد بحث در صدد بيان اين جهت نيست،

__________________________________________________

(۱)سوره نساء آيه ۱۷۶

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
666

ترجمه آيات..... ص: ۶۶۷

شما اي كساني كه ايمان آورده‌ايد هر گاه به يكديگر وامي تا مدت معيني داديد آن را بنويسيد، نويسنده‌اي در بين شما آن را به درستي بنويسد، و هيچ نويسنده‌اي نبايد از آنچه خدايش آموخته دريغ كند، پس حتما بنويسيد، و بايد كسي كه حق به عهده او است و بدهكار است، املا كند، (نه طلبكار)، و بايد كه از خدا و پروردگارش بترسد، و چيزي كم نكند و اگر بدهكار سفيه و يا ديوانه است، و نمي‌تواند بنويسد سرپرستش به درستي بنويسد، و دو گواه از مردان و آشنايان به گواهي بگيريد، و اگر به دو مرد دسترسي نبود، يك مرد و دو زن از گواهاني كه خود شما ديانت و تقوايشان را مي‌پسنديد، تا اگر يكي از آن دو يادش رفت ديگري به ياد او بياورد، و گواهان هر وقت به گواهي دعوت شدند نبايد امتناع ورزند و از نوشتن وام چه به مدت اندك و چه بسيار، ملول نشويد، كه اين نزد خدا درست‌تر و براي گواهي دادن استوارتر، و براي ترديد نكردن شما مناسب‌تر است، مگر آنكه معامله‌اي نقدي باشد، كه ما بين خودتان انجام مي‌دهيد، پس در ننوشتن آن حرجي بر شما نيست، و چون معامله‌اي كرديد گواه گيريد، و نبايد نويسنده و گواه را زيان برسانيد، و اگر رسانديد، ضرري به خودتان است، از خدا بترسيد خدا شما را تعليم مي‌دهد، كه او به همه چيز دانا است (۲۸۲).

و اگر در سفر بوديد و نويسنده‌اي نيافتيد، بايد گروي گرفته شود، و اگر بعضي از شما بعضي ديگر را امين شمرد، امانت‌دار بايد امانت او را بدهد، و از خدا و پروردگار خويش بترسد، و زنهار! نبايد گواهي را كتمان كنيد، و با اينكه ديده‌ايد، بگوئيد: نديده‌ام، كه هر كس شهادت را كتمان كند دلش گنهكار است، و خدا به آنچه مي‌كنيد دانا است (۲۸۳)

بيان آيات [بيان و توضيح دو آيه شريفه مربوط به احكام قرض و رهن]..... ص: ۶۶۷

اشاره

" يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ..."

كلمه" تداين" كه مصدر" تداينتم" است به معناي قرض دادن و قرض گرفتن است، و كلمه" املال" و كلمه" املاء" هر دو به معناي اين است كه شما بگوئيد و ديگري بنويسد، و كلمه" بخس" به معناي كم گذاشتن و حيف و ميل كردن مال مردم است، و كلمه" سامة" كه مصدر" تساموا" است به معناي خسته شدن است، و كلمه" مضاره" كه مصدر" لا يضار" است به معناي ضرر زدن طرفيني است كه هم در مورد دو نفر استعمال مي‌شود، و هم در مورد جمعيت، و كلمه" فسوق" به معناي خارج شدن از اطاعت است، و كلمه" رهان" به معناي مالي است كه به گرو گيرند، و به جاي آن، كلمه" رهن" (به ضمه راء و ضمه هاء) نيز قرائت

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 17173
صفحه از 688
پرینت  ارسال به