75
ترجمه تفسیر المیزان

حكام اهل جور رضايت ندهد، از كساني خواهد بود كه محاكمه به طاغوت مي‌برد، و قرآن كريم در باره آنان مي‌فرمايد:" أَ لَمْ تَرَ إِلَي الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ، يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَي الطَّاغُوتِ" «۱».

و در مجمع مي‌گويد از ابي جعفر ع روايت شده كه فرمود: منظور از باطل سوگند دروغ است، كه به وسيله آن اموال مردم را بربايند. «۲»

مؤلف: اين يكي از مصاديق باطل است، و آيه شريفه مطلق است.

بحثي علمي و اجتماعي [(پيرامون مالكيت فردي)]... ص: ۷۶

تمامي موجودات پديد آمده‌اي كه هم اكنون در دسترس ما است- كه از جمله آنها نبات و حيوان و انسان است- همه به منظور بقاي وجود خود به خارج از دايره وجود خود دست انداخته در آن تصرف مي‌كنند، تصرفاتي كه ممكن است در هستي و بقاي او دخالت داشته باشد، و ما هرگز موجودي سراغ نداريم كه چنين فعاليتي نداشته باشد، و نيز فعلي را سراغ نداريم كه از اين موجودات سر بزند و منفعتي براي صاحبش نداشته باشد.

اين انواع نباتات است كه مي‌بينيم هيچ عملي نمي‌كنند، مگر براي آنكه در بقا و نشو و نماي خود و توليد مثلش از آن عمل استفاده كند، و همچنين انواع حيوانات و انسان هر چه مي‌كند به اين منظور مي‌كند كه به وجهي از آن عمل استفاده كند، هر چند استفاده‌اي خيالي يا عقلي بوده باشد و در اين مطلب هيچ شبهه‌اي نيست.

و اين موجودات كه داراي افعالي تكويني هستند با غريزه طبيعي، و حيوان و انسان با شعور غريزي درك مي‌كنند كه تلاش در رفع حاجت طبيعي و استفاده از تلاش خود در حفظ وجود و بقا به نتيجه نمي‌رسد مگر وقتي كه اختصاص در كار باشد، يعني نتيجه تلاش هر يك مخصوص به خودش باشد، به اين معنا كه نتيجه كار يكي عايد چند نفر نشود، بلكه تنها عايد صاحب كار گردد، (اين خلاصه امر و ملاك آن است).

و بهمين جهت است كه مي‌بينيم يك انسان و يا حيوان و نبات كه ما ملاك كارش را مي‌فهميم، هرگز حاضر نمي‌شود ديگران در كار او مداخله نموده و در فايده‌اي كه صاحب

__________________________________________________

(۱)هيچ مي‌بيني كساني را كه مي‌پندارند به آنچه به تو و انبياي قبل از تو نازل شده ايمان دارند. و در عين حال مي‌خواهند محاكمه نزد طاغوت ببرند." سوره نساء آيه ۶۰"" فروع كافي ج ۷ ص ۴۱"

(۲)مجمع البيان ج ۱ ص ۲۸۲

ترجمه الميزان، ج‌۲،


ترجمه تفسیر المیزان
74

" تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها" «۱» و آياتي ديگر به ضميمه روايات متواتره‌اي كه اين لوازم را معتبر مي‌شمارد، و آيات نامبرده را تاييد مي‌كند.

" وَ تُدْلُوا بِها إِلَي الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقاً مِنْ أَمْوالِ النَّاسِ" كلمه" تدلوا" مضارع از باب افعال" ادلاء" است، و ادلاء به معناي آويزان كردن دلو در چاه است براي بيرون كشيدن آب، و اين كلمه را به عنوان كنايه در دادن رشوه به حكام تا بر طبق ميل آدمي رأي دهند استعمال مي‌كنند و اين كنايه‌اي است لطيف كه مي‌فهماند مثل رشوه دهنده كه مي‌خواهد حكم حاكم را به سود خود جلب كند، و با ماديات عقل و و جدان او را بدزدد، مثل كسي است كه با دلو خود آب را از چاه بيرون مي‌كشد.

و كلمه" فريق" به معناي يك قسمت جدا شده كنار گذاشته شده از هر چيز است، و جمله مورد بحث عطف است بر جمله" تاكلوا" و بنا بر اين فعل" تاكلوا" بوسيله نهي قبلي مجزوم شده و گرنه" تاكلون" مي‌شد، و ممكن است و او را به معناي" مع" بگيريم، و" تاكلوا" را با تقدير" أن" ناصبه منصوب بدانيم و بگوئيم تقدير كلام" مع أن تاكلوا" باشد، آن وقت مجموع آيه كلام واحدي شود، كه يك غرض را افاده كند، و آن نهي از مصالحه‌اي است كه راشي و مرتشي بر سر خوردن مال مردم مي‌كنند، و مال مردم را بين خود تقسيم نموده حاكم يك مقدار از آن را كه راشي به سويش ادلاء مي‌كند بگيرد، و خود راشي هم يك مقدار ديگر را، با اينكه مي‌دانند اين مال باطل است، و حقي در آن ندارند.

بحث روايتي [(در ذيل آيه شريفه)]... ص: ۷۵

در كافي از امام صادق ع در تفسير آيه روايت كرده كه فرمود: مردم بر سر مال و حتي ناموس خود قمار مي‌زدند، و خداي تعالي از اين كار نهيشان كرد. «۲»

و نيز در كافي از ابي بصير روايت كرده كه گفت: به امام صادق ع عرضه داشتم معناي آيه:" وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ وَ تُدْلُوا بِها إِلَي الْحُكَّامِ" در كتاب خدا چيست؟ فرمود: اي ابا بصير خداي عز و جل مي‌داند كه در امت حكامي جائر پديد خواهند آمد، و خطاب در اين آيه متوجه آنهاست، نه حكام عدل، اي ابا محمد اگر حقي بر كسي داشته باشي و او را دعوت كني تا به يكي از حكام اهل ايمان مراجعه كنيد، و او نپذيرد، و جز به مراجعه به

__________________________________________________

(۱)و تجارتي كه از كساديش مي‌هراسيد محبوب‌تر است نزد خدا..." سوره توبه آيه ۲۴"

(۲)فروع كافي ج ۵ ص ۱۲۴

ترجمه الميزان، ج‌۲،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 16026
صفحه از 688
پرینت  ارسال به