111
ترجمه تفسیر المیزان

غير از دو قول اخير را تضعيف مي‌كند، چون برادران او آن روز نه نفر بودند.

و به هر حال معناي آيه اين است كه: قارون از بني اسرائيل بود، و در مقام اين برآمد كه بدون حق بر بني اسرائيل تجاوز كند، و ما از گنجينه‌ها آن قدر به او داديم كه حمل كليدهاي آنها جماعتي نيرومند را خسته مي‌كرد. بعضي «۱» از مفسرين گفته‌اند:" مراد از مفاتيح كليد گنجينه‌ها نيست، بلكه خود گنجينه‌ها است". و ليكن درست نيست.

[گفتگوي مؤمنين با قارون و اندرز دادن به او به اينكه سرمستي نكند و با انفاق اموال براي آخرت توشه بياندوزد]..... ص: ۱۱۱

" إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ" كلمه" فرح" به معناي" بطر" تفسير شده، و ليكن بطر، لازمه فرح و خوشحالي از ثروت دنيا است، البته فرح مفرط و خوشحالي از اندازه بيرون، چون خوشحالي مفرط آخرت را از ياد مي‌برد، و قهرا بطر و طغيان مي‌آورد، و به همين جهت در آيه شريفه:" وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ" «۲» اختيال، و فخر را از لوازم فرح شمرده، و فرموده به آنچه خدا به شما داده خوشحالي مكنيد، كه خدا اشخاص مختال و فخور را دوست نمي‌دارد.

و نيز به همين جهت است كه در آيه مورد بحث نيز نهي از فرح را تعليل كرده به اينكه خدا اشخاص خوشحال را دوست نمي‌دارد.

" وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ..."

در آنچه خدا به تو عطا كرده از مال دنيا، خانه آخرت را بطلب، و با آن آخرت خود را تعمير كن، به اينكه آن مال را در راه خدا انفاق نموده، و در راه رضاي او صرف كني.

" وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا"- يعني آن مقدار رزقي را كه خدا برايت مقدر كرده ترك مكن، (و آن را براي بعد از خودت به جاي مگذار)، بلكه در آن براي آخرت عمل كن، چون حقيقت بهره و نصيب هر كس از دنيا همان چيزي است كه براي آخرت انجام داده باشد، چون آن چيزي كه برايش مي‌ماند همان عمل است.

بعضي «۳» از مفسرين، جمله مورد بحث را چنين معنا كرده‌اند كه: فراموش مكن اين معنا را كه نصيب تو از مال دنيايي- كه به تو روي آورده- مقدار بسيار اندكي است، و آن همان مقداري است كه مي‌پوشي و مي‌نوشي و مي‌خوري، بقيه‌اش زيادي است، كه براي غير از خودت باقي مي‌گذاري، پس از آنچه به تو داده‌اند به قدر كفايت بردار، و باقي را احسان كن،

__________________________________________________

(۱)تفسير منهج الصادقين، ج ۷، ص ۱۲۶.

(۲)و خوشحال نگرديد به آنچه به شما داده است و خداوند دوست ندارد هيچ متكبر فخر كننده‌اي را. سوره حديد، آيه ۲۳.

(۳)روح المعاني، ج ۲۰، ص ۱۱۲.

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،


ترجمه تفسیر المیزان
110

ايمان آوريم عرب ما را از سرزمينمان مي‌ربايند، و سپس جوابهايي از آن داد، اينك در اين آيات داستان قارون بني اسرائيل را خاطرنشان فرموده، تا از اين داستان عبرت بگيرند، چون حال و وضع قارون درست حال و روز مشركين را مجسم مي‌كند، و چون كفر او، كارش را به آن عاقبت زشت كشانيد، پس مشركين نيز بترسند از اينكه مثل آنچه كه بر سر قارون آمد، بر سرشان بيايد زيرا خداي تعالي از مال دنيا آن قدر به او روزي داده بود كه سنگيني كليد گنجينه‌هايش مردان نيرومند را هم خسته مي‌كرد، و در اثر داشتن چنين ثروتي خيال مي‌كرد كه او خودش اين ثروت را جمع‌آوري كرده، چون راه جمع‌آوري آن را مي‌دانسته و خودش فكر بوده و حسن تدبير داشته، اين فكر او را مغرور نمود، پس از عذاب الهي ايمن و خاطر جمع شد، و زندگي دنيا را بر آخرت ترجيح داده و در زمين فساد برانگيخت، خداي تعالي هم او و خانه او را در زمين فرو برد، نه آن خوش فكري و حسن تدبيرش، مانع از هلاكت او شد و نه آن جمعي كه دورش بودند.

" إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسي فَبَغي عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ" در مجمع البيان گفته:" كلمه" بغي" به معناي برتري‌طلبي بدون حق است و نيز گفته: كلمه" مفاتح" جمع مفتح است، هم چنان كه كلمه" مفاتيح" جمع مفتاح است، و معناي هر دو يكي است، و آن عبارت است از هر چيزي كه قفلها را باز مي‌كند، و نيز گفته:

" ناء بحمله ينوء نوءا، معنايش اين است كه كسي بارش را با اينكه برايش سنگين بود از زمين بلند كرد «۱» ديگران «۲» گفته‌اند:" ناء به الحمل" معنايش اين است كه: بار او از شدت سنگيني كمرش را خوابانيد. و اين معنا با آيه شريفه موافق‌تر است.

و نيز در مجمع البيان گفته:" كلمه" عصبة" به معناي جماعتي بهم پيوسته است، ولي در عدد آن اختلاف است، بعضي گفته‌اند:" عصبه" ما بين ده نفر تا پانزده نفر را گويند- نقل از مجاهد-. و بعضي ديگر گفته‌اند: ما بين ده تا چهل را" عصبه" گويند- نقل از قتاده-. و بعضي ديگر گفته‌اند:" عصبه" به معناي چهل نفر است.- نقل از ابي صالح «۳»-.

بعضي ديگر گفته‌اند ما بين سه تا ده نفر است- نقل از ابن عباس-. و بعضي ديگر گفته‌اند: به معناي جماعتي است كه به يكديگر تعصب بورزند «۴».

و ليكن كلام برادران يوسف كه به پدر گفتند:" وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ- ما عصبه هستيم" «۵»

__________________________________________________

(۱ و ۲ و ۳ و ۴)مجمع البيان، ج ۷، ص ۲۶۵.

(۵) سوره يوسف، آيه ۸.

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 7744
صفحه از 595
پرینت  ارسال به