159
ترجمه تفسیر المیزان

ممكن است واقع شود، و اما اينكه واقع هم شده، دلالت ندارد.

و اما اينكه استدلال كرده به جمله" وَ مَنْ جاهَدَ..."، اين نيز دلالت ندارد، براي اينكه در سابق توضيح داديم كه مراد از اين جهاد، جهاد با نفس است، نه قتال با كفار، پس حق مطلب اين است كه: آيات شريفه هيچ دلالتي ندارد بر اينكه سوره و يا بعضي از آن در مدينه نازل شده است.

[مشركان گناه و خطاي ديگران را بر دوش نمي‌كشند بلكه به جهت ضلالت و اضلالشان دو عذاب خواهند ديد]..... ص: ۱۵۹

" وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنا، وَ لْنَحْمِلْ خَطاياكُمْ وَ ما هُمْ بِحامِلِينَ مِنْ خَطاياهُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ" مراد از جمله آنان كه كافر شدند، مشركين مكه است، كه براي اولين بار نسبت به دعوت حقه اسلام اظهار كفر كردند، و مراد از جمله" كساني كه ايمان آوردند، مؤمنين به آن دعوت است، كه براي اولين بار به آن دعوت ايمان آوردند، و اينكه آن كفار به اين مؤمنين گفتند: اگر راه ما را پيروي كنيد خطاهايتان را گردن مي‌گيريم، در حقيقت نوعي دلجويي از مؤمنين است، خواسته‌اند بگويند اگر به شرك قبلي برگرديد، و راه ما را كه همان شرك است پيروي كنيد، بهر حال ضرر نمي‌بينيد، براي اينكه اگر اين برگشتن خطا نباشد، كه هيچ، و اگر هم خطا و گناه باشد، ما گناهتان را گردن مي‌گيريم، و به همين جهت نگفتند: اگر خطا باشد گردن مي‌گيريم، بلكه به طور مطلق گفتند ما خطاهاي شما را گردن مي‌گيريم.

پس گويا گفته‌اند: به فرض كه پيرويتان از طريقه ما خطا باشد، ما آن را از شما گردن مي‌گيريم، و تمامي لوازمي هم كه بر آن خطا مترتب شود گردن مي‌گيريم، و يا گفته‌اند ما از شما تمامي خطاها را كه از جمله آنها يكي همين خطاي برگشتن به شرك است گردن مي‌گيريم.

" وَ ما هُمْ بِحامِلِينَ مِنْ خَطاياهُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ"- اين جمله رد كلام مشركين است، كه گفتند ما حتما خطاهاي شما را گردن مي‌گيريم، البته ردي است كه محفوف به حجت است، چون اگر پيروي طريقه مشركين و برگشتن از ايمان به خدا به راستي خطا باشد اين خطا نزد خدا محفوظ خواهد بود، و روزي به صاحبش برگشت خواهد كرد، و انتقال اين خطا از عهده مرتكب آن به عهده ديگري محتاج به اذن خدا است، چون اوست كه در برابر خطا مؤاخذه و كيفر مي‌كند، و خدا هم نه تنها چنين اجازه‌اي نداده، بلكه صريحا فرموده: آنان نمي‌توانند خطاهاي ايشان را گردن بگيرند، و به طور عموم گردن گرفتن تمامي خطاهاي ايشان را از آنان نفي كرده، نه يك خطاي معين.

جمله" إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ" مشركين نامبرده را تكذيب مي‌كند، چون سخن مشركين به طور ترجمه الميزان، ج‌۱۶،


ترجمه تفسیر المیزان
158

نفاق و منافقين بحث مي‌كند، كه ظهور و پيدايش منافقين آغازش در مدينه و بعد از هجرت بود، كه اسلام، شوكت و نيرويي به خود گرفت، و اما در مكه كه اسلام در شدت ضعف و ذلت بود، و همواره به مؤمنين اهانت مي‌شد، و در تنور فتنه‌ها و گرفتاريها مي‌سوختند، در آن روز رسول خدا (ص) و جامعه اسلامي نيرويي نداشت، مخصوصا در مقابل قريش عزتي و شوكتي نداشت، تا كسي از ترس شوكتش تظاهر به اسلام كند، و كفر باطني خود را پنهان بدارد.

علاوه بر اين آيه شريفه" وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ"، از نصرت و فتح و غنيمت خبر مي‌دهد، و معلوم است كه همه اينها در مدينه اتفاق افتاده، نه در مكه.

و نظير دو آيه مورد بحث آيه" وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ" است كه گفتگو از جهاد مي‌كند، و معلوم است كه جهاد و جنگ همه در مدينه، و بعد از هجرت اتفاق افتاده است.

و ليكن اين نظريه سخيف و باطل است، و ادله‌اي كه آورده هيچ دلالت بر مدعايش ندارد، اما داستان منافقين، اتفاقا دليل بر اين است كه آيه شريفه در مكه نازل شده، براي اينكه در آيه گفتگو از آزار و اذيت شده، و در مدينه مسلمانان از كسي آزار و اذيت نديدند، هر چه اذيت و شكنجه ديدند، در مكه ديدند، و اما آن ملاكي كه در آيه براي نفاق ذكر كرد، كه منافقين مي‌گويند" آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذا أُوذِيَ فِي اللَّهِ..."، يعني مي‌گويند ايمان آورديم و بر اين دعوي ادامه مي‌دهند، تا آنجا كه به خاطر ايمان به خدا اذيت شوند، آن وقت از حرف خود بر مي‌گردند، اين ملاك، ملاكي است كه هم ممكن است در مكه تحقق پيدا كند و هم در مدينه.

و اما داستان نصرت آنان نيز مستلزم فتح و غنيمت نيست، بلكه مصاديق ديگري نيز دارد، كه خداوند با آن گشايشي به كار بندگانش بدهد، علاوه بر اين آيه شريفه نمي‌خواهد بفرمايد كه نصرت خدا به ايشان رسيد، بلكه مي‌فرمايد: اهل نفاق ما دام كه اذيتي نديده‌اند دم از اسلام مي‌زنند، همين كه آزار ديدند به عقب برمي‌گردند، و اگر نصرتي از خدا به مؤمنين برسد، آنها نيز خود را جزو مسلمانان قلمداد كرده و براي اينكه از آن پيروزي سهمي ببرند مي‌گويند: ما هم مسلمانيم، و با شماييم، و اين عبارت در باره آزار ديدن دلالت بر وقوع آن دارد، چون مي‌فرمايد: و همين كه اذيت ديدند، ولي در باره نصرت اين دلالت را ندارد، چون فرموده: و اگر نصرتي از خدا به مؤمنين برسد، و معلوم است كه كلمه" اگر" تنها امكان تحقق را مي‌رساند، نه وقوع آن را، ساده‌تر بگوييم كلمه" اگر" تنها دلالت دارد كه چنين چيزي

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 7751
صفحه از 595
پرینت  ارسال به