17
ترجمه تفسیر المیزان

يعني داده شدن حكم و علم و نيز در باره احسان در چند جا از اين كتاب بحث كرديم.

بحث روايتي [چند روايت در ذيل آيه:" وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا..." و جري و تطبيق آن بر ائمه اهل بيت (عليهم السلام)]..... ص: ۱۷

اشاره

در الدر المنثور است كه ابن ابي شيبه، ابن منذر، و ابن ابي حاتم، از علي بن ابي طالب (ع)، روايت كرده‌اند كه در ذيل آيه" وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ"، فرموده:" مستضعفين في الارض" عبارتند از: يوسف و فرزندانش «۱».

مؤلف: شايد مراد همان بني اسرائيل باشند و گر نه ظهور آيه در خلاف معناي مزبور روشن است.

و در معاني الاخبار به سند خود از محمد بن سنان، از مفضل بن عمر، روايت كرده كه گفت: از امام صادق (ع) شنيدم، مي‌فرمود: رسول خدا (ص) نگاهي به علي و حسن و حسين (ع) كرد و گريست و فرمود: شما بعد از من مستضعف خواهيد شد، مفضل مي‌گويد عرضه داشتم معناي اين كلام رسول خدا (ص) چيست؟ فرمود: معنايش اين است كه: بعد از من شما اماميد، چون خداوند عز و جل مي‌فرمايد:" وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ". پس اين آيه تا روز قيامت در باره ما جريان دارد و اين پيشوايي تا روز قيامت در ما جاري است «۲».

مؤلف: در اين كه آيه مذكور در باره ائمه اهل بيت (ع) است، روايات بسياري از طريق شيعه رسيده است، و از اين روايت برمي‌آيد كه همه روايات اين باب از قبيل جري و تطبيق مصداق بر كلي است.

و در نهج البلاغه فرموده: دنيا بعد از همه سركشي‌هايش سرانجام زير بار ما خواهد رفت و رو به ما خواهد نمود همانند شتري كه در آغاز بچه خود را شير نمي‌دهد و لگدپراني مي‌كند و سرانجام به وي ميل و عطوفت مي‌كند آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود:" وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ" «۳».

و در تفسير قمي در ذيل آيه" وَ أَوْحَيْنا إِلي أُمِّ مُوسي..." گفته، پدرم از حسن بن

__________________________________________________

(۱)الدر المنثور، ج ۵، ص ۱۲۰.

(۲)معاني الاخبار، ص ۷۹.

(۳)نهج البلاغه صبحي الصالح، ص ۵۰۶.

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،


ترجمه تفسیر المیزان
16

" فَرَدَدْناهُ إِلي أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ" اين آيه با حرف فايي كه بر سرش آمده تفريع بر مطالب قبل شده، البته با مطالبي كه در آيه نيامده، ولي سياق بر آن دلالت دارد، و حاصل معنايش اين است كه: خواهر موسي گفت: آيا شما را راهنمايي كنم بر اهل بيتي چنين و چنان؟ پس فرعونيان پيشنهادش را پذيرفتند، و او ايشان را راهنمايي به مادر موسي كرد، پس موسي را تسليم مادرش كردند، در نتيجه او را با اين نقشه‌ها به مادرش برگردانيديم.

" كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ..."- اين جمله تعليل و بيان علت اين است كه چرا او را به مادرش برگردانديم. و مراد از كلمه" لتعلم- تا بداند" اين است كه با مشاهده فرزندش يقين پيدا كند، و تحقق وعده خدا را به چشم ببيند، چون مادر موسي قبل از اين جريان وعده خدا را شنيده بود، و مي‌دانست كه وعده او حق است، و ايمان به آن نيز داشت، ولي ما موسي را به او برگردانديم تا با ديدن او يقين به حقانيت وعده خدا كند.

و مراد از" وعده خدا" تنها وعده برگرداندن موسي نيست، بلكه مطلق وعده الهي است، به دليل اينكه فرموده" وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ- ولي بيشتر مردم نمي‌دانند" يعني يقين پيدا نمي‌كنند، و غالبا در وعده‌هاي خدا گرفتار شك و ريبند، و دلهايشان مطمئن به آن نيست و حاصل معناي آيه اين است كه: مادر موسي با مشاهده حقانيت اين وعده‌اي كه خدا به او داد، يقين پيدا كرد، به اينكه مطلق وعده‌هاي خدا حق است.

و چه بسا بعضي «۱» از مفسرين گفته‌اند كه: مراد از وعده خدا، مطلق وعده‌هاي او نيست، بلكه همان وعده برگرداندن موسي است به مادرش، كه در آيه قبلي آمده بود. ولي اين تفسير با جمله" و لكن..."، به بياني كه گذشت نمي‌سازد.

" وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوي آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ"" بلوغ اشد" به معناي اين است كه: انسان آن قدر زنده بماند و عمر كند تا نيروهاي بدنش به حد قوت و شدت برسد، و اين غالبا در سن هجده سالگي صورت مي‌گيرد. و كلمه" استوي" از" استواء" است، كه به معناي اعتدال و استقرار مي‌باشد، پس استواء در حيات، به معناي اين است كه: آدمي در كار زندگي‌اش استقرار يابد و اين در افراد، مختلف است، بيشتر بعد از بلوغ اشد يعني بعد از هجده سالگي حاصل مي‌شود. و ما در سابق در باره بقيه الفاظ آيه

__________________________________________________

(۱)تفسير فخر رازي، ج ۲۴، ص ۲۳۱.

ترجمه الميزان، ج‌۱۶،

  • نام منبع :
    ترجمه تفسیر المیزان
    موضوع :
    قرن 14
تعداد بازدید : 8950
صفحه از 595
پرینت  ارسال به